سیلی محکم، جواب فریاد
افغانستان جغرافیای مناسب برای مرگ، گودال عمیق برای دفن کردن، محیط وسیع برای گدایی، آغوش گرم برای فقرومكان مناسب برای استثمار اطفال بوده وخواهد بود.عناصر تشکیل دهنده یک جامعه اطفال همان جامعه بوده و زیربنای جامعه بشری را اطفال آن جامعه تشکیل میدهد ، با یک زیر بنای استوار ومحکم ، یک جامعه پایدار وبا ثبات میتوان ایجاد کرد اما با اساسات ضعیف وناتوان جامعه ی بی ثبات ومتزلزل بوجود می آید، فرزندان سالم جامعه سالم، فرزندان معیوب جامعه معیوب را به ارمغان می آورند.افغانستان یکی از کشورهای است که در آن اطفال معلول ناتوان ، فقیرو گدا زیر بنای اجتماعی آن را میسازد، و در ساختار یک جامعه ای معلول نقش فعال را بازی میکند . دریک کشور جنگ زده و فقیر مثل افغانستان تمامی دست های نامرئی استعمار واستثمار و سوء استفاده فعال بوده وکشور را مکان مناسب برای بقای حیات خود میداند. روزانه هزاران طفل به صورت درد آور بدون کفش، تنبان ،با لباس ژولیده وپیراهن هزار پاره با موهای خاک آلود،چشمان اشک آلود با چهره خاموش ،صورت کثیف، لبان بسته ،شکم گرسنه، با دستانی که مالامال انواع کثافات است، در کوچه ،سرک ،بازار،خیابان سرگردان و دنبال کنان قدمهای لرزان برمیدارد، قدم میزند وبه پیش میرود تا گم شده اش را جستجو کند، از کنار مکتب، خانه، هوتل، پارک، درمانگاه به سرعت میرود، معلوم نیست که کجا میرود، همه چیز اینسو مانده ، آنسو کجامیرود ، براستی گم شده اش چه خواهد بود.
ممکن گم شده اش نان ، کار یا پول باشد تا شکم خود واعضای فامیلش را سیر کند تا از شکنجه وفشار گرسنگی نجات یابد. مطابق قانون کار افغانستان استفاده از اطفال زیر سن 18 سال در هر نوع کار ، استفاده زیر هر عنوان ممنوع و غیر مجاز پنداشته شده است با وجودیکه در قانون حقوق اطفال فراموش نگردیده محفوظ است اما متاسفانه که این ماده قانون جنبه عملی نداشته فقط در قالب کلمات وجملات باقی مانده است.
فعلاً در سراسر کشور به نسبت ضعف اقتصادی و خانواده گی هزاران طفل در کارهای چون موتر شویی، قالین بافی، بوت دوزی، لیلون فروشی، روزنامه فروشی، گدایی، چوپانی و ده ها نوع کارهای شاقه گماشته شده اند تا به اقتصاد خانواده ها کمک شوند. امروز به آنهای اطفال میگوییم که سیلی بی رحمی بر گونه هایش میساییم ،مهر سکوت را نقش لبانش میسازیم ،از قهروغضب عنصر جرات را در آن خفه میکنیم وبه دستان فقر می سپاریم. ممکن فردا در راس دولت، وزارت ، مدیریت ودفاتر قرار گیرند که بی شک قرار میگیرند، از یک طفل گدا، فقیر، بد تربیت ومعلول هیچ وقت آرزوی بیشتر از عناصر تشکیل دهنده آنرا نکنیم و امید به ارمغان آوردن یک جامعه پویا وسالم ومدرن ولازمه روز را از آنان نداشته باشیم؛ زیرا فرزندان گنگ، جامعه گنگ، فرزندان فقیر،جامعه فقیر و فرزندان گدا جامعه گدا را میسازند. روانشناسان میگویند که در شکل دهی شخصیت طفل خانواده، مکتب، آموزگار،محیط کار، دوستان ورفیقان درون اجتماع، سطح اقتصادی، رسانه های که اطفال علاقه مند به شنیدن آن است ، رول مهم و حیاتی دارد. در صورتی که تاثیرات مثبت از این عناصر بر آن عامل گردد، شخص خلاق، مبتکر، پویا، با عاطفه با احساس، با جرات وتوانمند بوجود آمده و جامعه ای میسازد که در آن ارزش انسانی بالا بوده به افراد اجتماع به حیث یک انسان وهمنوع ارزش واهمیت قایل میگردد واجتماع سرشار از نشاط، عشق ومحبت میسازد که میتواند در درون ملت ها نمونه باشد. اما در صورتیکه این عناصر شخصیت ساز تاثیر منفی در شکل دهی شخصیت اطفال داشته باشد، اطفال که در راس یک جامعه، دولت وارگان قرار میگیرند، جامعه منفی گرا، مستبد، خفقان، معلول، معیوب، عقده یی، متعصب وانسان ستیز را به بار آورده که انسان را نه تنها به عنوان موجود برتر شناخته و ارزش برای آن قایل است بلکه به انسان از زاویه دید شهوت وخاهشات حیوانی نگریسته و از آن برای رفع غریزه جنسی وحیوانی به کارمیبرند.چرا اطفال در افغانستان نسبت به دیگر کشورها قربانی تمامی ناملایمات و سوء استفاده وپرابلم های زنده گی میگردد؟ محققان امور اجتماعی فقر را مدلول اصلی همه نابه سامانی ها و مسبب اصلی قربانی در ساحات مختلف زنده گی میداند ، آنها عقیده مند هستند که تمام بحرانها از منبع فقر سیراب گردیده وریشه دوانی در ساحات زنده گی اجتماعی مینمایند. هرگاه خانواده ها به ضعف اقتصادی دست وپنجه نرم نکنند، مشکل اقتصادی نداشته باشند ، علاقه مند هستند که اطفال وفرزندان شان را برای آموزش وپرورش به مکتب بفرستند؛ اما به نسبت ناتوانی مالی فرزندان شان را به کار کردن مجبور میسازند.
پسران جوان در درون یک اجتماع به نسبت عاید اندک وناتوانی اقتصادی توان ازدواج قانونی وشرعی را در خود ندیده بناً دست به سوء استفاده جنسی وفساد اخلاقی زده در آن پناه میبرند تا از شر خواسته های جنسی شان نجات پیدا کنند. گاهی دیده میشود که فقر اطفال را در دامهای تبلیغات وشست وشوی مغزی انداخته وبه اندک حمایت مالی خود را قربانی خواست وپول افراد استفاده جو میکنند، و در راه اهداف آنها خود را در محکمه می اندازند. زمانی به نسبت مهر مادری وفقر خانواده گی همرای مادر مجرمش در آغوش پر خشونت زندان مسکن گزین میگردد. بعضاً به نسبت نبود پول در خانواده با امراض گوناگون دست به گریبان بوده سرانجام در گهواره ابدی اش سپرده میشود. گاهی به علت جنگ، مهاجرت، از دست دادن عضو خانواده، بی سرپناهی، گرسنگی دست به گدایی برده از پشت دو افغانی خیرات به هر سو سرگردان است و در خواب شبانه اش سکه های سیاه پول را در خواب می بیند ، پول سوژه رویایی در زنده گی اوست ودر درون جامعه فقیر به نام (قربانیان خاموش) یاد میگردند. از طرفی هم با انفجار جمیعت در کره خاکی ، عدم داشتن پلان در تشکیل خانواده،عدم آگاهی از نحوه کنترول، همه روزه صدها طفل در جامعه فقیر افزون میگردد. تولد صدها طفل فقیر در دامن مادر فقیر باعث گسترش جمیعت نفر دریک جامعه میگردد که میتوان آنرا سونامی دیگر نامید.
درنتیجه میتوان گفت که مدیران ودولت مردان که در راس دولت ونهادهای اجتماعی قرار دارند، برای اینکه اطفال قربانی جنگ، فقر، ترور، اختطاف،سوء استفاده جنسی، قاچاق مواد مخدر... وحملات انتحاری نگردند باید از حقوق انسانی آنها حمایت نموده زمینه حصول حقوق، آموزش وپرورش ، صحت ، تفریح ، سهولت زنده گی ، آسایش جسمی، آرامش روحی و بستر مناسب زنده گی را برای آنهامناسب سازد . در غیر این صورت در گام نخست اطفال در قبال آن یک جامعه در کام کابوس سرخ ، فقر، سوء استفاده جنسی، آسیب های روانی، فساد اخلاقی وامراض جسمی مبتلا خواهند گردید که منتج به جامعه معیوب ومعلول خواهد شد.
ممکن گم شده اش نان ، کار یا پول باشد تا شکم خود واعضای فامیلش را سیر کند تا از شکنجه وفشار گرسنگی نجات یابد. مطابق قانون کار افغانستان استفاده از اطفال زیر سن 18 سال در هر نوع کار ، استفاده زیر هر عنوان ممنوع و غیر مجاز پنداشته شده است با وجودیکه در قانون حقوق اطفال فراموش نگردیده محفوظ است اما متاسفانه که این ماده قانون جنبه عملی نداشته فقط در قالب کلمات وجملات باقی مانده است.
فعلاً در سراسر کشور به نسبت ضعف اقتصادی و خانواده گی هزاران طفل در کارهای چون موتر شویی، قالین بافی، بوت دوزی، لیلون فروشی، روزنامه فروشی، گدایی، چوپانی و ده ها نوع کارهای شاقه گماشته شده اند تا به اقتصاد خانواده ها کمک شوند. امروز به آنهای اطفال میگوییم که سیلی بی رحمی بر گونه هایش میساییم ،مهر سکوت را نقش لبانش میسازیم ،از قهروغضب عنصر جرات را در آن خفه میکنیم وبه دستان فقر می سپاریم. ممکن فردا در راس دولت، وزارت ، مدیریت ودفاتر قرار گیرند که بی شک قرار میگیرند، از یک طفل گدا، فقیر، بد تربیت ومعلول هیچ وقت آرزوی بیشتر از عناصر تشکیل دهنده آنرا نکنیم و امید به ارمغان آوردن یک جامعه پویا وسالم ومدرن ولازمه روز را از آنان نداشته باشیم؛ زیرا فرزندان گنگ، جامعه گنگ، فرزندان فقیر،جامعه فقیر و فرزندان گدا جامعه گدا را میسازند. روانشناسان میگویند که در شکل دهی شخصیت طفل خانواده، مکتب، آموزگار،محیط کار، دوستان ورفیقان درون اجتماع، سطح اقتصادی، رسانه های که اطفال علاقه مند به شنیدن آن است ، رول مهم و حیاتی دارد. در صورتی که تاثیرات مثبت از این عناصر بر آن عامل گردد، شخص خلاق، مبتکر، پویا، با عاطفه با احساس، با جرات وتوانمند بوجود آمده و جامعه ای میسازد که در آن ارزش انسانی بالا بوده به افراد اجتماع به حیث یک انسان وهمنوع ارزش واهمیت قایل میگردد واجتماع سرشار از نشاط، عشق ومحبت میسازد که میتواند در درون ملت ها نمونه باشد. اما در صورتیکه این عناصر شخصیت ساز تاثیر منفی در شکل دهی شخصیت اطفال داشته باشد، اطفال که در راس یک جامعه، دولت وارگان قرار میگیرند، جامعه منفی گرا، مستبد، خفقان، معلول، معیوب، عقده یی، متعصب وانسان ستیز را به بار آورده که انسان را نه تنها به عنوان موجود برتر شناخته و ارزش برای آن قایل است بلکه به انسان از زاویه دید شهوت وخاهشات حیوانی نگریسته و از آن برای رفع غریزه جنسی وحیوانی به کارمیبرند.چرا اطفال در افغانستان نسبت به دیگر کشورها قربانی تمامی ناملایمات و سوء استفاده وپرابلم های زنده گی میگردد؟ محققان امور اجتماعی فقر را مدلول اصلی همه نابه سامانی ها و مسبب اصلی قربانی در ساحات مختلف زنده گی میداند ، آنها عقیده مند هستند که تمام بحرانها از منبع فقر سیراب گردیده وریشه دوانی در ساحات زنده گی اجتماعی مینمایند. هرگاه خانواده ها به ضعف اقتصادی دست وپنجه نرم نکنند، مشکل اقتصادی نداشته باشند ، علاقه مند هستند که اطفال وفرزندان شان را برای آموزش وپرورش به مکتب بفرستند؛ اما به نسبت ناتوانی مالی فرزندان شان را به کار کردن مجبور میسازند.
پسران جوان در درون یک اجتماع به نسبت عاید اندک وناتوانی اقتصادی توان ازدواج قانونی وشرعی را در خود ندیده بناً دست به سوء استفاده جنسی وفساد اخلاقی زده در آن پناه میبرند تا از شر خواسته های جنسی شان نجات پیدا کنند. گاهی دیده میشود که فقر اطفال را در دامهای تبلیغات وشست وشوی مغزی انداخته وبه اندک حمایت مالی خود را قربانی خواست وپول افراد استفاده جو میکنند، و در راه اهداف آنها خود را در محکمه می اندازند. زمانی به نسبت مهر مادری وفقر خانواده گی همرای مادر مجرمش در آغوش پر خشونت زندان مسکن گزین میگردد. بعضاً به نسبت نبود پول در خانواده با امراض گوناگون دست به گریبان بوده سرانجام در گهواره ابدی اش سپرده میشود. گاهی به علت جنگ، مهاجرت، از دست دادن عضو خانواده، بی سرپناهی، گرسنگی دست به گدایی برده از پشت دو افغانی خیرات به هر سو سرگردان است و در خواب شبانه اش سکه های سیاه پول را در خواب می بیند ، پول سوژه رویایی در زنده گی اوست ودر درون جامعه فقیر به نام (قربانیان خاموش) یاد میگردند. از طرفی هم با انفجار جمیعت در کره خاکی ، عدم داشتن پلان در تشکیل خانواده،عدم آگاهی از نحوه کنترول، همه روزه صدها طفل در جامعه فقیر افزون میگردد. تولد صدها طفل فقیر در دامن مادر فقیر باعث گسترش جمیعت نفر دریک جامعه میگردد که میتوان آنرا سونامی دیگر نامید.
درنتیجه میتوان گفت که مدیران ودولت مردان که در راس دولت ونهادهای اجتماعی قرار دارند، برای اینکه اطفال قربانی جنگ، فقر، ترور، اختطاف،سوء استفاده جنسی، قاچاق مواد مخدر... وحملات انتحاری نگردند باید از حقوق انسانی آنها حمایت نموده زمینه حصول حقوق، آموزش وپرورش ، صحت ، تفریح ، سهولت زنده گی ، آسایش جسمی، آرامش روحی و بستر مناسب زنده گی را برای آنهامناسب سازد . در غیر این صورت در گام نخست اطفال در قبال آن یک جامعه در کام کابوس سرخ ، فقر، سوء استفاده جنسی، آسیب های روانی، فساد اخلاقی وامراض جسمی مبتلا خواهند گردید که منتج به جامعه معیوب ومعلول خواهد شد.
نوسنده : . یزدان بخش حاتمی
+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 8:2 توسط علاقمندان وبلاک
|