خائینان رأی و اعتماد مردم باید از خانه ملت بیرون ومحکمه شوند
بدون شک باگذشت بیش ازهشت سال ، با توجه به حمایت گسترده ی کشورهای خارجی از رژیم حامد کرزی ، بحران امنیتی ، سیاسی ، اقتصادی و... عمیق وعمیقتر شده است ، بیکاری بیداد میکند وقاچاق اعم از قاچاق مواد مخدر وسایرکالاها، امنیت اقتصادی وزندگی مردم افغانستان را به خطر جدی مواجه وادامه جنایات سازمان یافته ی اجتماعی ، آدم ربائی ، فساد اداری بی سابقه ، ادامه خشونت علیه زنان وکودکان و... مردم را بصورت جدی در تنگناه قرار داده اند ، دراین مدت نه تنها برای مردم گرسنه افغانستان زمینه ایجاد شغل مساعد نشد ،بلکه به مشکلات اقتصادی مردم نیز افزوده شد. بزرگترین خیانت که درداخل خانه ملت (پارلمان)بر خلاف آروز های مردم افغانستان صورت گرفت ،عفو جنایت کاران جنگی معامله گران ووطن فروشان ملی بود ،مردم بیچاره افغانستان که ازمدت ها انتظار بمیان آمدن نظامی را داشتند که بر اساس آن دشمنان قسم خورده وقاتلان مردم بیگناه افغانستان که درطی سه دهه بخصوص درجریان پنج سال جنک های داخلی دریای خونرا درشهر کابل جاری ساخته بودند ،تجاوزبالای ناموس مردم وده ها جنایات دیگر را مرتکب وصدمات جبران ناپدیر برپیکر این سرزمین وارده کردند،محکمه عادلانه دایر وعاملین آن در روشنائی قوانین نافذه کشور به سزای اعمال شان برسند .بدبختانه ،نه تنها خواستهای برحق مردم افغانستان تحقق نیافت بلکه فیصله خائینانه ی عفو جنایت کاران توسط اعضای اکثریت پارلمان به توسیح رئیس جمهور نیزرسید .بی تردید فیصله عفوه جنایت کاران را میتوان یکی از بی شرمانه ترین وخائینانه ترین عملکرد شورای ملی درحق مردم زجردیده افغانستان دانست، درروز گاری که مردم افغانستان از وجود تعصبات قومی ، زبانی ، سمتی و..نهایت رنج می برند ودرجستجوی یک زندگی آزاد ودموکراتیک هستند ، دیده شد که انسانهای تبهکار ووکیلان دروغین ، خیانتکاران ودزدان رأی مردم بجای اینکه بخاطر احقاق همبستگی مردمی درسطح کشور تلاش نمایند ،برعکس نهایت بی شرمانه با افکار قبیله گرائی خویش بصورت آشکارا تبعیضات را درخانه ملت دامن می زنند ، عدم رأی اعتماد به وزیران پیشنهادی مربوط به جامعه هزاره برای سه بار از مثال واضح آنست ، بدون شک ادامه این روند سرنوشت مردم این دیار را به دهه های (70) سوق خواهد داد، پارلمان که از هیچ نوع اعتبار مردمی برخوردارنیست همه ی مردم مان ازعملکرد های پنج ساله شورای ملی کاملاً ناامید میباشند .سوالی که دراین جا مطرح می شود این است که آیا ناامید شدن وسر تسلیم فرو آوردن به ناامیدی ها راه حل است ؟ به باور کامل نه ، مهم ترین ومعقولانه ترین راه که باید به جستجوی آن رفت همانا مقاومت مدنی واخلاقی ماست این کار چیزی نیست جز سهم گیری واشتراک فعالانه ومسولانه درانتخابات سرنوشت ساز که درپیش روداریم ،اکنون که برای بار دوم کشورمان درمرحله حساس تاریخی قرار دارد وانتخابات دور دوم( پارلمان) درآینده نه چندان دور برگزار می شود حیاتی ترین فرصت بخاطر رسیدن به اهداف والای مان میباشد، بدون شک دستیابی به یک نظام مبتنی بردموکراسی درعصر کنونی اهداف اکثر از کشورهای جهان وبخصوص جامعه جنگ زده افغانستان را تشکیل داده ونهاد های مختلف علمی ومدنی بخاطر ترویج ونهادینه سازی این پدیده ی اجتماعی همواره فعالیت می کنند ،وهم چنان انتخابات نیز یکی از اساسی ترین دغدغه های زندگی سیاسی انسانهای عصر کنونی را تشکیل میدهد ،از انجایکه پارلمان عالی ترین ارگان تقنینی ومظهر اراده وانعکاس دهنده خواستهاونیازمندی های مردم است ،لذا میتواند ازاهمیت اساسی درجهت سوق دادن کشور جنگ زده مان بسوی تعالی، آسایش عامه وخودکفائی داشته باشد اما تحقق این امر مستلزم اندیشه ها ،نگرش درایت ودقت مردم درانتخاب نمایندگان شان میباشد ،مهم ترین نقش که مردم میتواند دریک انتخابات آزاد داشته باشد این است که میتوانند شایسته ترین ومناسب ترین افرادی را که دارای صلاحیت علمی بوده واز توانمندی های خاص برخوردار باشند به شورای ملی بفرستند، لذا معیار اساسی مردم باید برنامه های سازنده ،اهداف وافکار درست نماینده گان باشد ، باید بصورت آگاهانه وواقع بینانه به اشخاص رای دهند که دارای برنامه هاوآیده های منطقی ودقیق بمنظور حل مشکلات مردم افغانستان باشد ،بی تردید یکی از مسولیتهای مهم شورای ملی وضع قوانین بمنظور مدیریت واداره کشور درهمه عرصه هامی باشد بناًبخاطر بهبود درعرصه های مختلف باید به متخصصان وفن سالارانی رای داد که از تخصص واطلاعات دقیق دربخش های مهم کشور برخوردار باشند ، باید یاد آور شد که تمام اقوام مردم افغانستان دارای سرنوشت ومنافع مشترک هستند ، اگر امروز حکومت مان یکی از فاسد ترین حکومت ها است ،اگر ناامنی ها همه روزه جان ده ها هموطن مارا می گیرد ومانع پیشرفت درهمه عرصه ها شده است ، اگر افغانستان به منبع تولید تریاک ومواد مخدر درسطح جهان تبدیل وباعث آن شده است که آبرووعزت مردم مان درنزد جامعه بین المللی زیر سوال برود ،اگر سالانه ملیاردها دالر به کشور افغانستان کمک و توسط مافی ها واختلاص گران حیف ومیل می شود واز باز سازی انچه که مردم انتظار داشت هیچ خبری نیست ،اگر افغانستان دارای منابع سرشاروذخایرمعدنی می باشد وهیچ قانون بخاطر استفاده مؤثر از آنها وضع نشده وتاهنوز نه تنها زمینه کار واشتغال که حد اقل آبرومندانه وبگونه ء که درخورشان مردم با شرف این دیار باشد ، فراهم نشده بلکه هزاران هم وطن ما به صف بی کاران پیوسته اند وهنوز که هنوز است کودکان بی سرپرست ، بیوه زنان ومعلولین ومعیوبین درفقرترین شرایط قرار دارند ، اگر پروسه بهسازی ،تغیرات وتحول درساختار نظام کنونی مدیریت دولتی سازمان گردن نظام فرهنگی واجتماعی کشور نیازمند نیروی آموزش دیده وتحصیل کرده است واگر ایجاد دگر کونی بنیاد ین درزیر ساخت جامعه آفت زده افغانستان مستلزم افراد های متخصص وچیزفهم است ووزارت معارف که نقش مهم رادراین عرصه دارد بجای متمرکز شدن روی مسولیت های عظیم که دارد ،وزیرمعارف بیش از ده ماه راصرف برگذاری جرگه نمایشی مشورتی صلح می کند ونظام معارف درکشور از وجود فساد وبی کفایتی مدیران وکار گزاران آن ،سخت ردنج می برد وپارلمان که بخاطر جلوگیری از این ناهنجاریها مسولیت اساسی دارد وحتی کوچکترین اقدام هم نمی کند، اگر مبارزه علیه خطرناکترین پدیده ی اجتماعی (تعصب )،حیاتی ترین کار بخاطر بیرون رفت از اوضاع رقت بار ونابه سامان فعلی درکشو است ومتاسفانه پارلمان افغانستان خود امروز به منبع انتشار تعصبات تبدیل شده و در ها موارد به قانون شکنی های آشکار متهم است وبه همین ترتیب، ده ها باید ها ونه باید های دیگر وجود دارد که هنوز بی پاسخ مانده است . بدون شک همه این مسولیت ها بخصوص از سال 1384بدینسو بدوش پارلمان افغانستان است که هیچ نظارت جدی بالای حکومت نداشته و این ها بودند که به بی کفایت ترین وزیران آلوده به فساد رای اعتماد دادند وزمینه ی گسترش فساد ،ناامنی ها را مساعد و ده ها مشکلات دیگر را به ارمغان آوردند .
درنتیجه باید گفت بدون شک تعصب وتبعیض وده ها آفت های اجتماعی دیگر سابقه طولانی درتاریخ کشورمان دارد وپارلمان که اکثریت آنرا نمایندگان ناکارا ،بی کفایت ومتعصب تشکیل میدهد ، درطی پنج سال کاری اش به مشکلات افغانستان افزودند، لذا ظاهراوضاع کاملاً بدبین کننده ونا امید کننده است که باعث برانگیختن نفرت هزاران هموطن مان شده است ، اکنون که کشور ما درحساس ترین مرحله ی سرنوشت ساز(اننخابات پارلمانی)قرار دارد چرا از تفکر ،درایت وخلافیت کار نگرفت ،چرا از روش های مدنی ودموکراتیک که همانا شایسته سالاری وشخصیت سالاری است کارنگرفت چرا باحضور پرشور خویش درپروسه رای دهی سرنوشت سیاسی افغانستان عزیز را به خواست خودمان رقم نزنیم .اصولن درجامعه متعصب وقبیله گرا همواره چیزیکه قربانی می شود همان شخصیت سالاری ،شایسته سالاری و...است درچنین جامعه حرف پیشرفت ،ترقی وتمدن بزبان آوردن دروغ محض است ،درجامعه ی قبیله گرا شعارهای چون دموکراسی ،عدالت ،اجتماعی ،همبستگی ملی وهمه آنچیزی های که پسوند ملی را باخود دارد همه دروغ ودور از واقعیت های عینی میابشد وشاید بتواند درحدیک شعار باشد نه از آن بیش . احقاق ونهادینه سازی دموکراسی باهمه موازین وجزئیات آن مستلزم جامعه وانسانهای متمدن است نه قبیله گرا، اینکه به چه کسانی باید رأی داد، دیگر نباید نزدمان مبهم ویک معما باشد دیگر نباید دست خوش افکار شوم نمایندگان فریب کارو آزمون شده قراربگیریم انتخاب مردم باید نسبت به دوره قبلی کاملاً متفاوت باشد ،باید به عنوان عضو مفید ومسول جامعه به فکر آسایش وآرامش خود ،خانواده و جامعه افغانستان باشیم انتخاب دقیق وسازگار باموازین اخلاقی نه تنها به سرنوشت امروزی کشور بلکه برسرنوشت نسل های آینده ی این سرزمین نیز تاثیری بسزای دارد.آنانیکه رای مردم راباپول می خرند آنرابساده گی نیز می فروشند آنانیکه تادیروز ازخوردن خون انسانها حیانداشتند، امروز بهترین القاب مانند (برادرمجاهدشما)و...رابخود نسبت می دهند آنهایکه حقوق انسانی واسلامی را بارها نقص ورفاه وآسایش رااز زندگی مردم سلب کرده اند وحال درقطار انسانهای واقعی خواهان حق شهروندی خویش هستند ،آیا اینها می توانند نمایندگان واقعی مردم باشند ،آیا بازهم اعتماد کردن بالای انها جفای بزرگ درحق ملت بیچاره افغانستان نیست بدون شک مرتکب شدن به چنین اشتباه بزرگ برای بار دوم امر نابخشودنی وفراموشی ناشدنی است . تاریخ ونسل های آینده افغانستان درمورد انسانهای امروزی قضاوت خواهند کرد. پس باید مردم با فرستادن کارا ترین ومتعهد ترین نماینده گان درشورای ملی ،خیانت کاران ومعامله گران رأی ،اعتماد وسرنوشت مردم را، ازصحنه سیاسی افغانستان بالاخص از خانه ملت بیرون نموده وباید انتظار بمیان آمدن نظام را داشت که همه ی آنها را پای میز عدالت کشانیده و آنچه که قانون وعدالت به آنها حق میدهد برخوردگردد.
لیاقت علی فروتن