1.      نبود تعریف دقیق از وبلاگ.: فکر میکنم خوانندگان گرامی تعریف دقیق از وبلاگ دارد که این وبلاگ متعلق به انجمن دانشجوی –  چهل باغتوی پشی میباشد. ازین جهت وبلاگ شخصی نبوده و مطابق اهداف انجمن دریچه ای است برای تبادل نظر و آموختن از همدیگر. موضوع خاص دران قید نگردیده و وبلاگ مربوط به انجمن  فرهنگی – اجتماعی بوده  نه کدام حزب سیاسی که کارهای گروهی دران انجام گیرد. از نظر محتوای؛ چون دانشجویان متعلق به رشته ای خاص نیست؛ ازینرو محتوای وبلاگ میتواند سرگرمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و انتقادی مطابق علاقمندی نویسنده گان آن باشد. به این مفهوم که همه ای دانشجویان روزنامه نگار مثل آقای حاتمی  نیست که محتوای وبلاگ را صرفن موضوعات مربوط به رسانه های همگانی تشکیل دهد. بلکه لیاقت فروتن عزیز که دانشجوی روان شناسی است؛ نیز میتواند به موضوعات روانشناسی بپردازد.  بناً جای تعجب دران وجود ندارد که آقای حاتمی آنرا در قالب مشکل و سوال مطرح کند! تعجب  درین است که آقای حاتمی به عنوان عضو انجمن از ابتدای اساس گذاری انجمن و وبلاگ  حضور داشته است. وقتی تعریف دقیق از وبلاگ وجود ندارد؛ حاتمی گرامی در وقت و زمانش در کجا بوده که تعریف دقیق را به وبلاگ میداد؟ فکر میکنم که جناب ایشان حالا بصورت جدید چپتر نوت درسی منیژه باختری استادش  را دو باره مرور کرده و به این نتیجه رسیده است که وبلاگ پیام تعریف خاص ندارد و باید دو باره تعریف گردد. بهر صورت منتظر نوشته بعدی یزدان میمانیم و از ایشان خواهش میکنم که در نوشته ای بعدی اش وبلاگ را تعریف و از منظر اداره و محتوا عمیق تر و شفاف تر به مسئله بپردازد.

2.      کتگوری نمودن موضوعات و تعریف وبلاگ.: از نظر آقای حاتمی باز هم  تعریف وبلاگ  یک مشکل عمده میباشد؛ از ایشان یک بار دیگر تقاضا مندم که لطف کرده یک تعریف جدید را برای وبلاگ آماده و تا جمعه ای آینده در جلسه انجمن پیش کش نماید تا ما بدانیم که تعریف یعنی چه؟ راجع به صفحات و کتگوری  وبلاگ حسب مطلوب یزدان جان، ضرورت است تا ما یک وبسایت داشته باشیم که متاسفانه هزینه بر است. انجمن از کرایه کتابخانه، بدهکار است. بناً هزینه وبسایت را که خواهد پرداخت؟ اگر هدف از گتگوری وبلاگ مثل وبلاگ آیینه باشد؟ من نظرم اینست که فعالیت دانشجویان باید فراتر و متنوع تر ازان باشد که در ظرفیت کتگوری بندی وبلاگ بگنجد.

3.      موضوع لوگو.: من به ندرت دیده و یا هیچ ندیده ام که وبلاگ ها لوگو داشته باشند. بناً از دیدگاه من داشتن و نداشتن لوگو ما را در تحقق اهداف مان هیچگونه یاری رسانده نمیتواند. خوب است اگر وبلاگ لوگو داشته باشد، ولی داشتن آن در حل مشکل چیزی کرده نمیتواند. آقای حاتمی گفته است که « و از نه بود نشان سرلوحه  گاهی ممکن با مشکلات دچار شود» . این مشکل احتمالی باید واضح گردد که چیست تا در صورت جدی بودن آن، ما اقدامات داشته باشیم. در ضمن نبود به شکل " نه بود " نوشته نمیگردد.

4.      تعین حرکت مدیران و نویسنده گان وبلاگ توسط اساسنامه.: اساسنامه مسیر حرکت مدیران و نویسنده گان را تعین نمیکند، بلکه اساسنامه سند است که دران اهداف کلی یک انجمن و یا نهاد درج میگردد. طرز العمل ها است که مسیر حرکت مدیران و نویسنده گان را تعین میکند. بناً تفکیف این دو مقوله حتمی و لازمی است. ما اساسنامه داریم  ولی  دوستان انجمن میتوانند طرز العمل نشراتی وبلاگ را بسازند. من شخصن معتقدم که سانسور گری نباید در وبلاگ پیام  بوجود آید. بگذار بعضی از نویسندگان که زیر نام مستعار مینویسند،  حرف های قصه مفت شانرا بزنند تا خود شان از قصه مفت گوی اشباع و خسته شوند تا مسیر درست را پیش رو گیرند.

5.      هدفمند نبودن وبلاگ.: وبلاگ پیام هم دارای اهداف اصلی و فرعی اند. هدف اصلی آن جلب کمک های مالی برای منطقه از مهاجرین و موسسات داخلی بوده و هدف فرعی آن تبادل نظر  در وبلاگ  و ارتقای ظرفیت دانشجویان و علاقمندان وبلاگ میباشد. وبلاگ پیام در راستای تحقق هدف اصلی اش همواره از طریق نوشته ها، اعلامیه ها و گفتگو ها تلاش نموده است تا نیازمندی ها و ضروریات جدی مردم محل و معارف را به گوش دوستان خارج از کشور برساند و میتوان گفت که رسانده است. اینکه دوستان خارجی ما چقدر علاقمند کمک به زادگاه شان شده اند و یا نه؟ مربوط خود شان اند! مطمئنن این تلاش ها، سرو صدا ها و حرکات را در بین بعضی از حلقات مهاجرین هم ایجاد نمود که به عنوان مثال میتوان از تشکیل انجمن حمایت از معارف بدون در نظر داشت کم و کیف آن نام برد. ولی یزدان عزیز باید بداند که اگر وبلاگ صرفن روی هدف اصلی وبلاگ و در خواست کمک ها و اعانه ها تخصیص یابد؛ یقینن خسته کن بوده و به هدف دوم خویش که همانا تبادل نظر جهت ارتقای ظرفیت اشتراک کننده گان  میباشد، رسیدگی نخواهد توانست.  پس سوال من باز هم راجع میشود به آقای حاتمی که هدف شان از وادی بی هدفی چیست که دست اندر کاران و نویسندگان وبلاگ پیام دران معلق و سر در گم است؟ فرضن اگر مدیریت این وبلاگ به آقای حاتمی داده شود! ایشان وبلاگ را بسمت کدام وادی هدفمند در حرکت خواهد آورد؟

6.      مختص بودن وبلاگ صرفن به اعضای آن.: آقای حاتمی گفته که نویسندگان وبلاگ ها کسانی اند که عضویت وبلاگ را دارند در حالیکه در وبلاگ پیام؛ افراد بیرونی مطالب اخلاقی و غیر اخلاقی شانرا به دست نشر سپرده است! تاجاییکه من از وبلاگ های گروپی سر زده ام چنین وبلاگ وجود ندارد که مختص به اعضای آن باشد، در حالیکه یک نویسنده مهمان که مسئولیت نوشته اش را دارد، نیز سهم میگیرد. نظر شخصی من اینست که وبلاگ پیام را نباید صرفن به اعضای آن تخصیص داد؛ بلکه  روال عادی را که فعلاً پیش رو دارد؛ همچنان آنرا به پیش ببرد تا همه علاقمندان وبلاگ بتوانند خود را عضو وبلاگ احساس کنند.

7.        به افراد غير مسوول نبايد اجازه دخالت و استفاده را داد.: آقای حاتمی باید واضح سازد که تا بحال این افراد غیر مسئول چه کسانی بوده اند که از وبلاگ استفاده نموده اند؟

8.      مسئولیت وبلاگ بعد ازین به کمیته فرهنگی سپرده شود.: کلمه بعد ازین چنین وانمود میکند که قبلاً افراد غیر از کمیته فرهنگی و رهبری، مدیریت آنرا به پیش برده است. در حالیکه به همگان واضح است که مدیران وبلاگ بصورت همیش عضو یکی از کمیته ها بوده  و با اتفاق آرا مدیریت آنرا به پیش برده است. بناان مطرح کردن چنین موضوع بی خبری آقای حاتمی را از کمیته ها و اعضای آن به نمایش میگذارد. آقای حاتمی باید بداند که مشکلات همیشه در مسیر حرکت ریشه یابی و احساس میگردد؛ یعنی ما در مسیر حرکت خویش دریافتیم که حالا وبلاگ پیام نیاز به یک طرزالعمل نشراتی دارد، که باید ساخته شود. اگر نه آقای حاتمی عدم موجودیت یک طرزالعمل نشراتی را برای وبلاگ از همان ابتدای فعالیت آن احساس میکرد، نه حالا! بهر صورت بنظرم مطرح کردن سوالات مثل اینکه آیا وبلاگ شخصی است و یا گروهی و ....؛ آنهم توسط یک عضو فعال و حتی یکی از اساس گذاران انجمن که بصورت همیش در انجمن حضور داشته، مثل نامه خصوصی آقای کریم سروش است که دوستان بیرون از حلقه انجمن را نسبت به انجمن بی اعتماد و ذهنیت ها را مغشوش میکند. یقینن مطرح کردن چنین سوالات و فرستادن چنین نامه ها  سودی برای نویسندگان و انجمن نخواهد داشت! و در نهایت کدام موثریت و مفیدیت را در پی نخواهد داشت.

سر بلند باشید.

ضیا شفایی

May 25, 2010

نوت: این تبصره را با عجله  از بر و درازی کارم  زده؛ نوشتم. مطمئنن عاری از مشکلات تایپی و جمله بندی بوده نمیتواند. امیدوارم که هدفم را بصورت نسبی رسانده باشم.