بعضی از اندیشمندان حوزه اخلاق، اخلاق را چنين تعريف كرده است :" اخلاق علم روابط موجود بین اندیشه ها، اراده  ها و کردارهای آدمیان است، يا به عبارت ديگر اخلاق مجموعه قواعد است كه در طول ادوار از زندگي يك جامعه و انديشه هاي گوناگون آن جامعه به وجود آمده و افراد ان را محترم مي شمارد و كم و بيش آن را مورد اجرا میگزارد."  يا مي توان گفت كه اخلاق مجموعه ارزشهاي پز يرفته شده اي يك اجتماع  در زمان و مكان معین است كه با گذشت زمان امكان تغیر و تحول در آن  وجود داشته باشد.

تخلف از اخلاق، و جدان اكثريت جامعه را متاثر و ناراحت مي كند، مبنای اخلاق ترويج خوبی ها و کاهش بدي ها است اخلاق بيشتر از آن كه يك پديده فردي باشند يك پديده اجتماعي هست.

هدف از اخلاق تشويق مردم به ارزشهاي خوب، باور هاي پسندیده  و اعمالي كه براي بشريت مثبت و خوب انگاشته مي شوند، است. اخلاق در هر دوره  تاريخي مشخصات وي‍‍‍‍زه يي داشته و همواره تابع نگرش ها وخواست هاي عمومي جامعه بوده است. پس اخلاق را نمي توان جدا از فرهنگ و باور هاي يك جامعه پنداشت . اخلاق يك پديده نسبي ومتغير است كه در جوامع مختلف داراي ارز شنمها و شاخص هاي متفاوت است. بيشتر از كارشناسان اعقتاد بر اين دارند كه رسم، سنت و شيوه هاي زندگي در يك اجتماع اخلاق ان جامعه را مي سازند. هر مساله يي را كه يك اجتماع خوب بداند، نيك است  و انچه را كه شر بداند، بد است و اخلاق نظر عمومي و مروج همان جامعه در مورد پديده است. اما كسان هستند كه چنين نمي انديشند و چنين استدلال مي كند  كه نميتوان هر پديده يي را كه اكثريت جامعه ان را مي پسندند، اخلاق  دانست و اصولآ نظر اگثريت به معناي ارجهيت دادن به امري نيست. به گونه اي مثال در بعضي جوامع اكثريت افراد آن به زنان به مثابه موجودات درجه دوم كه از عقل كمتر بر خوردار اند، مي نگرند و زنان را در كار هاي  اجتماعي وسمت هاي كليده تاثير گذار حقي نمي دهند و با خشونت با آنان بر خورد مي  كنند  كه نمي توان به دليل پزريش عمومي  اين پديده اي منفي را به عنوان اخلاق پزيرفت.

به صورت عموم مي توان گفت كه يك مساله و پديده  براي عده يي اخلاقي است و در آن خلاف را مشاهده نمي كنند، در حال كه همان پديده براي افراد ديگر غير اخلاقي وضد اخلاقي است. امروز كوشش عمومي بر ان است كه تا هنگام صحبت از اخلاق جنبه ها وشاخصه هاي عمومي ان را بشمارند و به آن جنبه فردي، قومي، زباني و مذهبي ندهند و در محتواي ان فضيلت هاي و ارزشهاي خير كه در نهاد انسان موجود است، برگردد و در اعتلاي و بالنده گي آن كوشش شود.

 اخلاق در رسانه هاي همگانی و وبلاگ نگاری

اخلاق رسانه اي شاخه جديد ولي شاخه مهم از اخلاق حرفه اي است  و اين اخلاق جز جدا نا پزير از حرفه نویسندگان و روزنامه نگاران است و ميتوان گفت كه راهنما و راه كشاه نویسندگانی در تمام عرصه هاي كسب تنظيم ونشر ديدگاه ، پديده ها و اطلاعات باشد از ان جاي كه اصول  اخلاق متاثير از عقايد، باور ها، رسوم و عرف جوامع است لاجرم اخلاق رسانه اي نيز در هر حوزه جغرافیايي مشخصات و ويزه گي خاص خود را دار است  به بيان ديگر آزادي و ميدان عمل نوسندگان به مفهوم عام و روزنامه نگاران به مفهوم خاص در هر جامعه توسط چهار چوب مشخص مي شوند كه ابعاد و اضلاع آن را اصول و ضوابط اخلاق همان جامعه مشخص كرده  است.

در دايرة المعارف  بين المللي ارتباطات، اخلاق رسانه اي شاخه اي جديد از اخلاق حرفه دانسته شده است؛ حوزه اي  از اخلاق عملي كه بخش هايي نظير اخلاقي روزنامه نگاري، اخلاق در رسانه هاي ديداري و شنیداری،‌ اخلاق در محتواي فلم، اخلاق در نقاشي و هنرهاي تصويري ، اخلاق در اینترنت  و... را شامل مي شود. مقصود از ان، مجموعه قواعد است  كه بايد  صاحبان قلم، دست اندر كاران رسانه ها و وبلاگ نگاران داوطلبانه بر اساس نداي وجدان در انجام كار نویسندگی و حرفه اي خود رعايت كنند چرا كه مقررات و قوانين اجرايي را مي توان با يك سيستم اداري به اجرات گذاشت اما هنجار هاي اخلاقي،  اصولآ از اين راه قابل تحقیق نیست ، پس آن را بايد به فطرت آدمي وگذاشت. بنابراين نوعيت ارتباط در رسانه هاي همگاني، همانند رفتار متقابل انسانها بايد شایستگی  هاي لازم را داشته باشند تا مردم بتواند براي انها ارزش قايل شوند و انها را به پزيرند. و از انجا كه كا ر روزنامه نگاری چاپی والكترونيگي حول محور مجموعه اي از مفاهيم اخلاقي، ازادي، حقیقت، عینیت، صداقت، و...انجام مي گيرد، اخلاقیات نمي تواند جدا از كار روزنامه نگاری و رسانه اي  باشد.

بسياري از دانشمندان به صورت مستقیم يا غير مستقیم به اخلاق رسانه ها و اخلاق اجتماع تاكيد كرده وباور مند هستند. برتر اند راسل مي گويد كه :" بدون اخلاق اجتماعي، احتماعات نابود مي گردند و بدون اخلاق فردي، بقاي جامعه ارزشي ندارد. بنآبراين براي بقاي يك دنياي خوب، اخلاق اجتماعي و اخلاق فردي مساويانه لازمند."

اسماعيل عباسي متفكر وروزنامه نگاري ايراني باورمند است كه:" اخلاق در اصول حرفه اي روزنامه نگاري به عنوان يك عامل بازدارنده مثبت، پاسدار حقوق و ارزشهاي جامعه و حفظ حرمت مردم و ازادي هاي قانوني است."  و مجيد محمدي خبرنگار ايراني مي گويد كه:" رسانه ها عامل پيوسته گي افراد در يك جامعه استند و غير اخلاقي يا غير اصولي عمل كردن آنها نه فقط به تك تك افراد، بلكه بر روابط ميان آنها نيز تاثير مي گذارند."

به هر حال،  زمان كه سخن از اخلاق در رسانه هاي جمعي مي رود توجه به سمت نا هنجار هاي اخلاقي و برنامه هاي غير اخلاقي مبتذل برخي رسانه ها منعطف مي شود، اما مشكللات مهمي همچون: ادبيات نوشتاري فحش و عاري از نزاكت، هنجار شكني ها و عمل كرد هاي ضد ارزشی در جامعه، ناسزا گويي،‌ اتهامات بي اساس،  دروغ گفتن وكتمان حقيقت ،‌ تمسخر وريشخند گوي، كاربرد كلمات واصطلاحات بيگانه و نامانوس، اتهامات بي اساس به افراد،  اقوام و اصناف جامعه، پررنگ ساختن تزاد هاي قومي ومنطقه اي،  برجسته ساختن مسايل سليقه اي، سرقت هاي ادبي، نشر مطالب ضد اخلاقي،‌ تجاوز به حريم خصوصي افراد وخانواده هاو... قسمتي از بد اخلاقي رسانه اي هستند كه در هر جامعه اي ديده مي شوند. اما يكي از مهمترين مسايل در بحث اخلاق رسانه اي، احترام يا بي احترامی به زندگی خصوصی و ابروی خانوادگی افراد است؛ افراد حق دارند كه براي زندگي خصوصي وخانوادگي شان حريم شخصي داشته باشند. اما متاسفانه گاهي اين حريم خصوصي افراد ازطرف رسانه و گاهي هم توسط صاحبان قلم نقض مي شوند.

به نظر مي رسد كه بيشترين نقض اخلاقي، توسط رسانه هاي تجاري و پول ساز و وبلاگ ها انجام مي شود.

رسانه ها اگثرآ دو هدف تعريف شده اي را تعقيب مي كند:

1- اگاهي دهي مردم،  تغيراذهان عامه و ايجاد تحول سياسي

2- فعليت هاي تجاري پول ساز و سرمايه محور

بنيان اخلاق رسانه اي در دنياي معاصر بر آيديالو‍زي ها وفلسفه غربي و بر ارزش هاي تجارتي وبازرگاني استوار است، به همين دليل دست اندركاران رسانه ها به خاطر دنبال كردن منافع شخصي شان، قواعد اخلاقي رسانه اي را زير پا مي گذرند.

هر چند كه رسانه ها براي ادامه حيات شان بايد سود اور باشند و با جنبه بازرگاني شان بيشتر توجه كنند اما نبايد به قيمت بي تفاوتي نسبت به اعتقادات و فرهنگ مردم و نقص حقوق افراد و ترويج منكرات و شكستن حريم خصوصي افراد و خانوده ها گردد. در نظام هاي سرمايه داري وكالا محور، رسانه هاي گروهي، برنامه هايي تهيه ونشر مي كند كه كه مردم را بيشتر به سمت مصرف گرايي سوق دهند يعني از ابزار رسانه براي تامين خواسته  صاحبان قدرت وثروت استفاده مي شود. اخلاق درچنين رسانه هايي غالبآ متآثر از منابع تمويل و پشتيباني رسانه؛ اعم از منابع سياسي و منابع اقتصادي مي باشند.

اين درست است كه صاحبان شركت ورسانه هاي تجاري و بازرگاني حق دارند تا ازادانه نشرات وفعاليت هاي رسانه اي داشته باشند، نویسندگان و روزنامه نگاران حق دارند تا از ازادي بيان برخوردار باشند و مردم حق دارند تا به اطلاعات دسترسي داشته باشند دیدگاه ها متفاوت را بشنوند اما تمام اينها دليل نميشود كه هرچي خواستيم انجام دهيم، درست است كه ما به عنوان صاحبان قلم و اصحاب رسانه ها، از ازادي بيان دفاع كنيم و مصرانه براي حفظ گسترش ان تلاش مي ورزيم اما گاهي ازادي بيان و مسله حريم خصوصي افراد، ازادي بيان ومسله امنيت ملي، ارزشهاي بيان وا خلاق اجتماعي و ازادي بيان منافع ملي در تضاد وتناقض قرار مي گيرند.

روزنامه نگاران ونويسندگان،‌ در روند كاري خويش از اعمال تبعيض نزادي، جنسي، مذهبي، قومي، زباني،  فرهنگي وغيره پرهيز نموده ؛ در انجام كار حرفه اي و ابراز ديدگاه و نظرات شان از تحريف، بدنام سازي، اتهامات بي اساس، تهديد، افترا، شايعه افگني و مخفي نگهداشتن حقايق به صورت كلي جلوگيري نمايد.

هر نويسنده و روزنامه نگار بايد منافع ملي را در مطابقت به احكام نافذه كشور در انجام وظيفه اش در نظر گرفته؛ تناسب وتوازن، بي طرفي و انصاف و غيره معيار  و ارزش ها را در كار حرفه اي اش رعايت نمايد.

هر نويسنده  و هر صاحب قلم،  در راستاي امحاي جنگ، نفرت، خشونت، بي باوري، فقرزاديي، بي سوادي، و حل ساير مشكلات وچالش هاي اجتماعي مسووليت داشته، در ترويج فرهنگ صلح و اشتي، برچيدن نفرت وخشونت ايجاد فضاي صميميت و همدلي، بلند بردن سطح اقتصادي افراد جامعه، راه كارهاي رسيدن به تفاهم ملي وغيره را در اولويت كاري خويش قرار داده و به ان عطف توجه نمايد.

به هر صورت،‌ مي توان ارزیابی كرد كه عملكرد رسانه ها در جريان كار حرفه اي آنان، هم مي تواند باعث تقويت ارزش هاي اخلاقي در جامعه شود و هم مي تواند موجب تضعيف يا انحطاط اين ارزش ها گردد، اين بستگي به سياست ها به محتوا و سیاست ها و اهداف كلي هريگ از رسانه در جامعه است. به هر حال اميد است كه روزنامه نگاران وقلم بدستان ما از يك طرف  بتوانند ارزش هاي اخلاقي را به فرهنگ عمومي و غالب تبديل كنند.  و از طرف ديگر هويت رسانه را بايد با يك شفايت كامل نگهدارد و نه گزارند كه افراد استفاده جو از نام و ارزشهاي يك رسانه سوء استفاده نمايد.

جایگاه اخلاق  در وبلاگ پیام:

وبلاگ ها،‌ به عنوان جديد ترين ،  ازاد ترين و كم حزينه ترين رسانه اي است كه در عصر كنون به صورت وسيع از ان براي نشر ديدگاه ها، اطلاعات و اعتراضات بكار مي روند و روزانه  صدها  وبلاگ نويس وكاربران جديد به جمع  اين رسانه افزايش مي يابد. رعايت اخلاق حرفه اي در يك رسانه جوهر كاري ان را به نمايش مي گزارد اما گاهي ديده مي شود كه وبلاگ ها  نيز مانند ساير رسانه ها از نقض حريم خصوصی  و  افت اخلاقي  رنج مي برند.

وبلاگ انجمن پيام، در انعكاس واقعيت ها و اطلاع رساني  نقش ارزنده اي داشته است، كه نمي توان ناديده گرفت. اما انچه  وبلاگ پيام را در قواعد شكني اصول ا خلاق رسانه اي الوده مي سازد مي توان در كم تجبرگي مديران ، نارسايي ها و  ضعف هاي دست اندركاران آن جست و جو كرد، و به اعتقاد من اگثر از نارسايي هاي اخلاقي اين وبلاگ از موضوعات ذيل ناشي مي شود.

1-  نبود تعريف دقيق از اين وبلاگ، تعريف لازمه هر وبلاگ است،  ما كدام تعريف  ميني بر بيان هويت اين  وبلاگ نمي بينيم و نمي دانيم كه اين وبلاگ (   وبلاگ شخصي ،‌ موضوعي،‌ گروهي است)؛ يا از لحاظ محتواي( سرگرمي،  اقتصادي،‌ اجتماعي، سياسي، فرهنگي و انتقادي است) و شايد بسياري از خواننده گان وبلاگ به اين مهم توجه كرده باشد.

2- جارجوب نشراتي، كه براي نشر مطالب ضروري و لازيم است ما نداريم يعني وبلاگ ما بدون تعريف وكتگوري مطالب از لحاظ شكل محتوا و نوعيت موضوع به نشرات مي پردازند. صفحات نشرات ما با در نظر داشت نوعيت موضوع  مشخص نشده در بسياري اوقات ما مي بينيم كه مطالب سياسي، اجتماعي وفرهنگي درعين صفحه به نشر مي رسند، در حال كه  در وبلاگ نگاري معمول است كه  مطالب با در نظر داشت نوعيت خود در صفحه مربوط به نشر سپرده مي شود.

3- لوگو، هر وبلاگ توسط لوگو و نشانه خود به معرفی گرفته مي شود كه متاسفانه  وبلاگ ما به نسبت نبود سرلوحه و لوگو رنج مي برد. و از نه بود نشان سرلوحه  گاهی ممکن با مشکلات دچار شود.

4- اساسنامه، مسير حركت  مديران، نويسندگان  و كاربران  را تعيين مي كند و كاربران و  نويسندگان مجبور ومكلف است با پيروي ازمواد مندرج   آيين نامه وبلاگ حركت نمايند و مديران و مسوولان در ان صورت مكلف است با دنظرداشت ماده هاي ايين نامه مطالب وارده  را عيار ساخته و در صورت تخلف از مواد  آيين نامه مديران وبلاگ حق حذف و سانسور مواد خلاف آيين نامه را دارد.

5- پالسي نشراتي، هر رسانه وهر و بلاگ به منظور رسيدن به اهداف خويش از يك سياست خاص پيروي مي كند و چور چوب اين سياست را منافع جمعي انها مي سازد. هر نوع حركت كه خلاف اين پالسي قرارگيرد مردود خواهد بود. وهيچ يك از كاربران و اعضاي وبلاگ حق تخلف وعدول از پالسي مدون شده  را ندارد.

6- اهداف، رسانه ها داراي اهداف اصلي وفرعي هستند و براي اهداف شان تعريف اريه مي دارند مديران رسانه ها و وبلاگ با توافق هم اهداف را براي وبلاگ شان مشخص و در راه رسيدن به ان مدام به فعاليت مي پردازند و در راه رسيدن به ان از هيجگونه سعي وتلاش دست نمي وردارد. اما وبلاگ پيام كمتر در اين راستا توجه كرده و دست اندركاران ونويسندگان شان به سمت وادي بي هدفي در حركت است

7- نویسندگان، وبلاگ ها داراي نویسندگان استند، كه  عضويت رسمي وبلاگ را بدست اورده  و از اصول اخلاقي  و ايين نامه وبلاگ همايت نموده و به قواعد ا خلاقي ايين نامه تعهد دارد ودر خلاف منابع  وبلاگ به نشر مطالب نمي پردازند و در صورت تخلف، مديران وبلاگ با اساس اصول ايين نامه حق دارند مطالب نويسنده را از نشرباز دارد. اما وبلاگ پيام در مورد اين موضوع كمتر توجه داشت افراد و اشخاص بدون كسب عضويت توانسته است موضوعات اخلاقي وغير اخلاقي  شان را از اين طريق به نشر رساند.

8- كاربران يا خواننده گان وبلاگ،‌ كاربران به افراد مي توان گفت كه عضويت وبلاگ را نداشته، اما حق مطالعه مواد وبلاگ و ارایه نظر در صفحه نظرات را دارد اما مجبور و مكلف است به ايين نامه، قواعد اخلاقي و منافع جمعي احترام داشته باشد در صورت ارايه نظرات و ديدگاه خلاف اخلاق يا خلاف مواد ايين نامه دست اندرکاران وبلاگ به خصوص مدیران حق دارد به زود ترين فرصت نظرات خلاف اخلاقي را حذف كند.

نقد وانتقاد لازمه يك وبلاگ خوب است،‌  نقد و انتقاد كه به صورت علمي، اخلاقي و دور از عقده ها شخصي باشد  همگان از ان حمايت نموده و به چشم قدر مي نگرند، ‌هر فرد حق دارد ازادانه بي انديشد، بيان كند و انتقاد كند در صورت كه اين انتقاد از سلامت كامل برخوردار باشد. و نقد انتقاد از روي سليقه، تركيدن عقده ها،  و عصبانيت شخصی وفاملي نبوده و عفت كلام واحترام به حقوق خواننده گان  در آن محفوظ باشد.  ما نبايد از ازادي  بيان سوء تعبير كرده و براي سركوب كردن وبه زانو درآوردن مقابل از هر گونه انتقاد هاي گرم سرد بكار ببريم. جامعه به همان تناسب كه به ازادي بيان و انتقاد ضروت مند است به همان تناسب به قواعدي هم نياز دارد تا نقد، مرزهاي اخلاقي را درهم نريزد و از حقوق فردي و جمعي در برابر برخي انحرافات و كجروي ها رسانه ها  و نویسندگان جلوگیری به عمل آيد.

ناقدان مي تواند بااستفاده از حقوق نقد و انتقاد، نارسايي ها، ناملايمات و كاستي هاي دولت مردان، نخبگان، دست اندركاران قدرت؛  كجروي ها، ضعف  و نا تواني هاي افراد و اشخاص را به صورت سالم آن به بحث گرفت  متوجه اشتباهات ان نمايد، اما متاسفانه كه اغلبآ دروبلاگ پيام به مشاهده مي شود كه نويسندگان و قلم بدستان براي نقد افراد يا كاستي ها اشخاص از زبان هجو ولغت هاي زننده استفاده مي كنند وبيشتر از انكه فكر،  ايده و نظرطرف مقابل را واشكافي كرده و نقد كند، شخصيت وي  را مورد  سوال قرار داده و سر انجام نوشته و گفتار انان به تهمت و افترا ختم مي شود نه به يك نتيجه گيري منطقی. و گاهي نقد هاي بيجا و بي مورد  بعضي از دوستان  وخوانندگان وبلاگ با عث شده كه استعداد هاي در حال شگوفا از رشد باز مانده و نظرات ديدگاه شان را در خاكيستر ذهن شان مدفون سازد.

بعضي از نويسندگان وبلاگ پيام بدون احترام به اداب قلم و ارزشهاي اخلاقي رسانه ها به سادگي به افراد فحش دشنام داده و گاهي اشكارا واريد حريم خصوصي و افراد و فاميل  شده  و بي ادبانه ابرو وحيثيت و شرافت انان را به مخاطره قرار مي دهد.  به اعتقاد من سكوت در مقابل چنين افراد ممكن است اسيب هاي جبران ناپذيري به وبلاگ پيام و دست اند ركاران ان وارد نمايد.

در اخيرمي توان بيان داشت كه راه بيرون رفت از نارسايي  كه وبلاگ پيام  با ان دست و پنجه نرم مي كند مي توان به عملي نمودن به طرح هاي ذيل از اين بحران نجات يافت:

1- ساختن اساسنامه كه در ان وبلاگ، اهداف وبلاگ، موضوعات نشراتي،نويسندگان، و كاربران در ان تعريف گرديده  باشد

2- قواعد اخلاقي وغير اخلاقي تعريف گرديده و از بي احترامي به حقوق افراد حقيقي وحكمي جلوگيري گردد.

3-چار چوب ارسال مطالب تعريف گرديده ، رعايت حقوق خوانندگان الزامي بوده  و مطالب وارده بدون منابع ماخذ به نشر سپرده نشود.

4- مطالب وموضوعات ضد اخلاقي زير هر نام ونشان كه باشد قبل از نشر بايد جلوگيري گردد

5- با ان عده دوستان كه با نام مستعار چون اينده نگر،‌ مصافر، دقت و … حضور پيدا مي كند در گام نخست برايش گوش زد شود و در گام بعدي بايد از نشر مطالب و نظرات شان جلوگير به عمل ايد.

6- موضوعات بايد از لحاظ شكل و محتوا تقسيم بندي گرديده و در صفحات مربوط انتشار يايد.

7- از وبلاگ گروهي نبايد براي عقده گشاي ذات البيني و  به عنوان ادرس شخصي كار گرفته شود

8- نگزاريد كه ديگران زيرنام آزادي بيان وحق و حقوق نقد،  به استعداد هاي جوانان  ومحصّلان كه در حال شگوفه كردن ورشد نمودن است سركوب نمايد

9- تمام مسووليت نشراتي اين وبلاگ به اعضاي انجمن پيام و در راس به كميته رهبري وفرهنگي بر مي گردد به افراد غير مسوول نبايد اجازه دخالت و استفاده را داد

10- وبلاگ انجمن پيام آيينه اي قد نمايي مديران و دست اندر كاران  ان است،‌ نگزاريد با نشر مطالب غير اخلاقي، بر چهره اي معصوم اين وبلاگ سايه  افگند

اميد وارم كه كميته فرهنگي كه بعد از اين به صورت مستقيم مسووليت اداره ، ارزيابي و نشر مواد  وبلاگ را به عهده دارد احساس مسوليت نموده و با تدبير كامل از كسترش ونشر مواد هاي  غير اخلاقي جلوگيري به عمل اورد.

و اميد وارم كه خواننده گان خوب وبلاگ با بزرگواری خود  مشكلات انشايي و املايي مرا   ببخشيد.

گرد اورنده: يزدان بخش حاتمي

 

منابع و ماخذ:

1- باختري، منيزه. اخلاق وحقوق در ‍‍‍‍زورناليزم، كابل: بنياد انتشارات پرنيان، صص 24،43،69 سال 1386

2- مصطفوی، مزگان. اخلاق ضرورت رسانه هاي جمعي، كابل: دانشكده زورناليزم دانشگاه كابل، ص نخست سال 1387،

3- هفته نامه مجاهد. اخلاق ضرورت رسانه هاي جمعي افغانستان، شماره چهارم، صفحه پنجم سال  28/1/  1389

4- هفته نامه پاسدران. اخلاق در ‍زورناليزم ، شماره ... صفحه چهارم سال 1389

5- هفته نامه جوانان. ايا جريان آزادي مطبوعات در مرحله كنوني سالم است شماره ... صفحه ششم سال 1389