اخبار مربوط به حمله کوچی ها به بهسود و انعکاس آن در رسانه ها
درگیری میان کوچی ها و باشندگان محلی همه ساله اتفاق می افتد
BBC.com
در اثر درگیری های تازه میان کوچیها (عشایر) و شماری از باشندگان ولسوالی دای میرداد ولایت وردک، دست کم شش نفر کشته شده اند.
این درگیری ها از سه روز گذشته بر سر زمین و علفچر (چراگاه) در ولسوالی دای میرداد ادامه داشته است.
مقامات می گویند، در تازه ترین موارد خشونت، بیش از پنجاه منزل نیز به آتش کشیده شده است.
محمد حنیف اتمر، وزیر داخله افغانستان در یک کنفرانس خبری گفت "کسانی که به خیر و صلاح مردم افغانستان نمی اندیشند" در پی دامن زدن به این تنشها هستند.
اما آقای اتمر به گروه مشخصی در این رابطه اشاره نکرد.
دولت افغانستان همزمان هیاتی را به محل درگیری فرستاده تا موضوع را از نزدیک بررسی کند.
مقامات می گویند، این هیات فیصله کرده که در طی شش ماه آینده، جنجالها میان کوچی ها و باشندگان محلی باید حل شود.
این هیات همچنین آتش بس عمومی را میان جناح های درگیر در منطقه دای میرداد اعلام کرده است.
در گذشته نیز دولت افغانستان هیات های مشابهی را برای حل تنش ها میان کوچی ها و باشندگان محلی توظیف کرده، اما کارکرد این گروه ها، نتوانسته به حل دراز مدت این مشکل بیانجامد.
یکی از عامل اصلی چنین درگیری ها، دعوا بر سر زمین و چراگاهها است که همه سال در فصل بهار رخ می دهد.
سال گذشته نیز مردم ولسوالی بهسود و کوچی با هم درگیر شدند که در آن شماری از هر دو طرف کشته شدند.
روزنامه های کابل: سه شنبه، ۲۸ ثور
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/05/100518_k02-kabul-press.shtml
ادامه درگیری های مسلحانه میان کوچی ها و هزاره ها و نگرانی های ناشی از آن، موضوع عنوان های اصلی روزنامه های چاپ امروز کابل شده است.
این درگیری ها در پی ورود قبائل کوچی ها به بخش های از ولایت های میدان-وردک و غزنی از اوائل هفته جاری آغاز شد و گفته شده است که همچنان ادامه دارد.
راه نجات در سرمقاله خود با عنوان "فاجعه انسانی و مسئولیت دولت" نوشته که حامد کرزی، رئیس جمهوری در جریان انتخابات ریاست جمهوری گذشته به مردم هزاره وعده داد که "دیگر کوچی ها به هزاره جات نمی روند".
به نوشته روزنامه به همین دلیل در سال گذشته کوچی ها به هزاره جات نرفتند و این موضوع این باور را در میان هزاره ها به وجود آورد که اگر آقای کرزی بخواهد می تواند مانع رفتن کوچی ها به هزاره جات شود.
راه نجات تاکید کرده اکنون که این درگیری ها باز هم آغاز شده دولت باید مطابق قانون اساسی کشور این مشکل را برای همیشه حل کند، در غیر آن به نظر نویسنده، این معضل به وحدت ملی آسیب می رساند و به پیچیدگی بحران در کشور می افزاید.
باختر هم در سرمقاله خود تاکید کرده که دولت باید راه حل اساسی را برای این معضل جستجو کند و برای کوچی ها زمین و امکان سکونت را فراهم کند.
به نظر نویسنده، اسکان کوچی ها هم خود آنها را از "زندگی بدوی و عذابی" که از این بابت می کشند، نجات می دهد و هم "دردسری" که وضعیت موجود برای دیگران به بار می آورد رفع خواهد شد.
باختر اما حکومت کشور را "نامسئول" خوانده و نوشته که فقط فقر و بدبختی مردم را فقط "نظاره" می کند. نویسنده همچنین انتقاد کرده که دولت در برابر تلفات غیرنظامیان در حملات خارجی این همه حساسیت دارد، ولی در برابر تلفات غیرنظامیان ناشی از "بی مسئولیتی" ادارات خود اقدامی نمی کند.
سروش ملت حضور کوچی ها در بهسود و مناطق همجوار آن را "تجاوز" خوانده و نوشته که ولسوالی/شهرستان حصه اول بهسود "به میدان دود، گلوله و آتش" مبدل شده است.
روزنامه افزوده که این مشکل تازگی ندارد، تقریباً هر ساله این معضل باعث درگیری می شود. نویسنده تاکید کرده که این معضل نیازمند یافتن راه حل دایمی است.
سروش ملت در مطلب دیگری هشدار داده که اگر معضل کوچی ها و هزاره ها حل نشود، دامنه های آن گسترده تر خواهد شد و به "تنش های قومی" در کشور دامن خواهد زد. این روزنامه افزوده که اگر دولت به این مشکل پایان ندهد، میزان مشروعیت آن به عنوان مجری قانون در افکار عمومی کاهش خواهد یافت.
هشت صبح در مطلب نخست نوشته که ماده چهاردهم قانون اساسی کشور دولت را مکلف به اسکان کوچی ها کرده است، ولی دولت تا حال اقدام عملی برای این منظور نکرده است.
این روزنامه در مطلب دیگری نوشته که در کشور اراضی زیادی وجود دارد که برای اسکان کوچی ها اختصاص داده شود، ولی هنوز این مساله "معلق" مانده است.
نویسنده هشت صبح مدعی است که کوچی گری "استراتژی سیاسی و پروژه ای برای غصب اراضی" است و افزوده که هنوز این تفکر از پستوهای ذهنی طبقه سیاسی کشور زدوده نشده است.
روزنامه افغانستان در سرمقاله خود دولت را متهم به سهل انگاری در مورد معضل کوچی ها و هزاره ها در بهسود کرده و هشدار داده که "سهل انگاری دولت" بحران را عمیق تر و گسترده تر خواهد کرد.
این روزنامه افزوده که ورود کوچی ها به هزاره جات نشان داد که دولت برای حل این معضل هنوز هم "عزم و اراده جدی" ندارد. نویسنده تاکید کرده که دولت باید اجازه ندهد که امنیت کشور برهم بخورد.
آرمان ملی در سرمقاله خود با عنوان "کشته از مردم عوام، امتیاز از رهبران اقوام" نوشته که سران اقوام کوچی و هزاره در درگیرهای میان این اقوام به نحوی "نقش دارند".
این روزنامه مدعی است که این سران برای رسیدن به "امتیازات سیاسی و مادی" باز هم تصمیم گرفته اند که اقوام کوچی و هزاره را به جان هم اندازند و با عنوان دفاع از قوم به "امتیازات" دست یابند.
آرمان ملی دولت افغانستان را هم متهم کرده است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته "درگیری کوچی-هزاره را به ضرر خود تشخیص داد و فوراً هیاتی اعزام کرد و جلو درگیری را گرفت"، اما در صورتی که این درگیری را به زیان خود نداند، "از سهل انگاری کار می گیرد و با گذاشتن کلوخ از آب می گذرد."
روزنامه دولتی انیس در سرمقاله خود هر چند نوشته که تنش ها ریشه در ژرفای رویدادهای مختلف دارد و این معضل "یک شبه ظهور نکرده" است. روزنامه تاکید کرده که در این مورد به "عقلانیت، مدارا و گذشت نیاز داریم".
انیس افزوده که این تنشها "بدبینی، نفرت و بی اعتمادی" را به میراث می گذارد و توسل به خشونت روحیه نفاق و تفرقه را در میان مردم ایجاد می کند.
اما این روزنامه در ادامه افزوده که اقوام مختلف افغانستان به عنوان یک پیکر واحد در طول تاریخ با هم "شوربختی و شیرین بختی واحد داشته اند و بروز چنین تنشهای کوچک مانع اتحاد و وفاق آنان نمی شود."
Ethnic clashes to affect peace jirga: Mohaqiq
Rahmatullah Afghan - May 16, 2010 - 20:52
Pazhwok.com
KABUL (PAN): Ongoing clash between Hazara and Kuchi communities in central Maidan Wardak province would badly affect the upcoming Peace Jirga and parliamentary elections, a political leader warned on Sunday.
Muhammad Mohaqiq, chief of the Hezb-i-Wahdat Mardumi-Islami Afghanistan, told reporters at his residence in Kabul, the fighting had forced 1,000 families into fleeing the area and migrating to Kabul. He asked the central government and the international community to help stop the clashes.
The new round of fighting that started Saturday night is still continuing, with both sides claiming to have inflicted casualties on their rivals.
Also on Sunday, Maidan Wardak Governor Muhammad Haleem Fidayee said a delegation had been sent to the area in Dakhta, Jelga district. He also called on the central government to send troops.
Mohaqiq, who had no information about the casualties, said a delegation had been sent to the area to ascertain the casualties and damage to property. He urged the government to deal with Kuchis in line with Article 14 of the Constitution.
frm/ma/mud
ادامه تحصن نمایندگان مردم هزاره
ادامه تحصن نمایندگان مردم هزاره
نویسنده: صمد جوادی
اعضای هزاره در مجلس نمایندگان، که دیروز به حمایت از مردم بهسود و دایمیرداد و ابراز نفرت از مهاجمین مسلح، بنام کوچی دست به تحصن زده اند، هنوزهم تحصن شان را پایان نداده اند. این نمایندگان که خواهان خروج فوری مهاجمین از مناطق اشغال شده، بازگشت آوارگان به خانه های شان، پرداخت خسارت کامل به متضررین منطقه، تعقیب عدلی و قضایی عاملین جنایات اخیر و صدور فرمان لغو رفتن کوچی ها به هزاره جات به صورت دایمی، شده اند، تهدید کرده اند که در صورت عدم توجه به خواسته های شان، موضوع قطع رابطه هزاره ها با حکومت مرکزی را در مشوره با مردم، بررسی می نمایند. آنها گفته اند که قطع رابطه با حکومت با خروج از عضویت پارلمان، شروع و با تحریم جرگه مشورتی صلح، انتخابات پارلمانی و خروج هزاره ها از حکومت، دوام خواهد یافت.
محمد سرور جوادی نماینده بامیان، طی تماس تلفنی، واکنش دولت به این تحصن و نتایج بدست آمده را چنین تشریح کرد:
1- دیروز ساعت 4 بجه آقای قانونی به جمع تحصن گران پیوسته، دیدگاه آنها را جویا گردید. آقای قانونی، پس از ساعتی، دوباره حاضر شده، گفت: آقای کرزی به او تعهد کرده است که بصورت فوری، جنگ را متوقف نموده به اخراج مهاجمین، اقدام می نماید و نیز حاضر به بررسی و پرداخت خساره می باشد. او همچنین تعهد کرده که نسبت به حل دایمی معضل در همکاری با شورای ملی اقدام می نماید.
2- ساعت 7 شب آقای جگدلگ، وزیر دولت در امور پارلمانی در جمع تحصن گران حاضر شده، گزارش جلسه کابینه و اقدامات دیگر حکومت، پیرامون موضوع را ارائه نمود. وی از اقدامات عاجل برای جلوگیری فجایع و جبران خسارات وارده را جزء اولویت های حکومت دانست و نیز خواهان خواستهای وکلا گردید.
3- ساعت 9 شب آقای محمد حنیف اتمر وزیر امور داخله در جمع تحصن گران که روی سنگهای صحن شورای ملی و زیر باران نشسته بودند، حاضر گردیده از اقدام های وزارت داخله و حکومت خبر داد. وی تصریح کرد که تعداد مهاجمین، حدود یک هزار نفر هستند و مسلح به انواع سلاحها و وسایط نقلیه. او افزود که آنها مرتبط با طالبان می باشند و نیز قراء زیادی را پس از غارت، به آتش کشانده اند. آقای اتمر از اقدامات عملیاتی نظامی برای تصفیه منطقه و نیز اقدامات سیاسی خبر داد که توسط شخص آقای کرزی از ساعت 4 عصر دیروز تا 8 شب دوام داشته است.
4- صبح امروز دولت برای سریع ساختن اقدامات خود، هیئت را به ریاست معاون دوم رییس جمهور و با عضویت وزیر داخله، لوی درستیز قوای مسلح، مأمورین امنیت ملی و سران کوچیها و خبرنگاران به بهسود اعزام نمود. این هیئت ساعت 11 و 30 دقیقه در دشت قادر دایمیرداد مستقر شده است.
5- نمایندگان متحصن، صبح امروز، طی اعلامیه مطبوعاتی، خواهان آرامش مردم تا تصمیم بعدی شده اند. این اعلامیه در پی تماسهای مکرر مردم، جهت بر پایی راهپیمایی و شرکت در تحصن و حمایت از اقدام نمایندگان شان صورت گرفته است.
6- نمایندگان هزاره در پارلمان، ساعت 10 بجه صبح امروز، تصویب نمودند که به تحصن شان ادامه بدهند و در صورتیکه وعده های حکومت، شکل عملی نگیرد، از مردم نیز برای راه اندازی حرکت های مدنی دعوت نمایند
نکته قابل تأمل، هماهنگی و یکپارچگی اعضای مجلس نمایندگان و دیگر سیاسیون و مردم است. حضور جناب آقای محقق در جمع تحصن گران، بحیث یک وکیل و واکنش مطبوعاتی معاون دوم رییس جمهور در رابطه با حوادث بهسود، نشانه آن است که اگر نمایندگان مردم اراده کنند، می تواند در جهت یک پارچگی و حل مشکلات هزاره ها، کاری از پیش ببرند.
... وبازهم کوچیها ومردم بی دفاع هزاره
!
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
صفحات اینترنت وخبرگزاریها، باز هم بوی تعفن میدهد! هر ساله در چنین مواقعی سروکله غاصبانی بنام کوچی! در سر زمین هزاره ها خود نمایی میکند.!
برای شناخت کوچی فقط کافی است نام آنرا در گوگل تایپ کنید تا متوجه بشوید با انسان های جاهل وبی رحمی طرف هستید. انسانهای که میراث خور اجداد از خدا بی خبر شان شده اند. اجدادی که به ناحق قومی را نابود و سرزمینی مردمی بنام" هزاره" را غصب کردند! وآنرا ملک شخصی خود خواندند.!
در فصل بهار وهنگام کشت وزراعت کشاورزان هزاره، وزمانیکه چشم ها به آسمان خدا ورحمت او بنام باران دوخته میشود تا قطره قطره ببارد وبرزگی خداوند برای بندکانش ثابت شود. وهزاره ها هم با امکانات اندک با کاشت گندم در دشتها ومراتع از محبت خدای خود تشکر میکنند ودا دانه گندم را در زیرخاک میکارند ومنتظر میمانند تا رحمت خداوند افزون گردد.
درست زمانیکه آنها نتیجه زحمات شان را به چشمان خود میبینند وبعد از نماز شب سجده شکر در برابر نعمت های خدای خود به جا می آورند تا ثابت کنند بندگان زحمتکش ودرست کاری هستند. اما به ناگاه صبح که از خواب برمیخیزند تمام آن نعمتهای خوب خدارا با خاک یکسان مبینند! به فاصله یک شب فقط یک شب تمام زحمات چند ماهه آنها پایمال شتران، واحشام افراد انسان نما بنام کوچی میشود. مکان های که تا شب قبل سر سبز وپر از جوانه های گندم بود، فقط به فاصله یک شب وبه جای جوانه های گندم فقط خاک است و خاک!!! ونا امیدی مردمی بنام هزاره.
این تراژدی چند نسل است که در بین هزاره ها تکرار میشود. ومتاسفانه کسی هم نیست که فکری به این وضعیت تاسف بار بکند.
بدون شک اگر از یک فرد هزاره برگترین خاطره ای بد زندگی او را بپرسید، همین بی رحمی وتاراج زندگی آنها توسط کوچیها میباشد. وبزرکترین نگرانی آنها در تمام عمر باز هم همین کوچیها وبازگشت هرساله انها میباشد.!
عکسها از وبلاگ:http://zahirnazari.blogspot.com/
... ودلهای مضطرب چشمان نگران... وتکرار تراژدی... بلی باز هم کوچیها آمده اند.!
http://ezrailiat.blogspot.com/
اگر انسان اسمي باشد كه به موجودي تكامل يافته از نسل نوعي ميمون گفته شود كه بر دو پا راه رفته و مهمترين كنش حياتش غريزه صيانت نفس است كه با بهره مندي از پنج حس انجام مي دهد؛ انسانيّت و آدميّت صفتي است با بار اخلاقي و اجتماعي كه وجه مميزه موجودي با شعور و فهم به نام آدم از ديگر موجودات ذي حيات اما فاقد درك و شعور است. در صورت عدم وجود اين صفت هيچ گونه تفاوتي ميان انسان دوپا با حيوانات ديگر با تعداد دست و پاي كمتر و بيشتر كه رفتارشان تنها تابع قانون غريزه است؛ وجود نمي داشت.
براي بسط صفت انسانيّت و آدميّت به كس و كساني؛ التزام و پايبندي به حدّي از قواعد و اصول اخلاقي الزامي است. اصولي اخلاقي و اجتماعي كه از خلال سالها و قرنها مدنيّت بشر در گستره زمان بدست آمده و وامدار تمدنهاي گذشته از سومريان و بابليان تا يونانيان و مسلمانان و اروپائيان جديد است. اصول و قواعدي اخلاقي كه در تمام جوامع بشري؛ از گذشته تا حال؛ به دليل ذات مقدس يا فايده اجتماعي و كاركرد انتظام بخش آن؛ مورد ستايش و تقديس قرار گرفته است و خاطيان از آن به عنوان افرادي غير اخلاقي؛ مبتذل و ضد اجتماعي مورد نكوهش و يا مجازات قرار گرفته اند.اين قواعد اخلاقي گرچه ليستي بلند بالا را تشكيل داده و در تمدنهاي گوناگون داراي فراز و فرود و كمي و زيادي است؛ اما قواعدي يافت مي شود كه در همه شان مشترك بوده و به يقين مي توان گفت اين قواعد ساخته تمام بشر و در ميان همه از احترام و قداست برخوردار است. در اين بين ميان انسان 4000 سال قبل در تمدن فينيقي با انسان قرون ميانه با انسان جديد در آسيا يا اروپا يا آفريقا يا آمريكا تفاوتي وجود ندارد.
از اين قواعد كلّي و مشترك مي توان به "حق حيات" و احترام به نفس و جان ديگران؛ تقبيح ظلم و ستم؛ ياري و كمك به افتادگان و ستمديدگان؛ قبح دروغ و حُسن راست گويي و ... اشاره كرد.
كوچيها كه بهار هر سال به هزاره جات حمله مي كنند؛ به گواهي اعمال و رفتارشان؛ انسانهايي دوپايند فاقد صفت انسانيّت و آدمّيت كه هيچ التزامي به رعايت حداقل اصول انساني و قابل احترام بشريّت نداشته و تنها بر اساس غريزه توحش و درندگي و منطق زور و سلطه رفتار كرده اند. دوپايي كه در جنگ؛ زن و كودك و افراد بي سلاح و بي دفاع را تشخيص نداده و خانه هايشان را آتش زند با كفتار و سگهاي شكاري كه تميزي ميان آهوان خرد و كلان نمي گذارد هيج تفاوتي نداشته و عمل هر دو تابع غريزه درند گي است. دوپاياني كه بر ستم و قتلهايي كه مرتكب مي شوند افتخار كرده و با توجيهات پوچ و بي پايه بدن قربانيان را مثله مي نمايند حتي در دنياي وحش هم نظير ندارند زيرا رفتار حيوانات تنها به حد نياز و به دليل فقدان عنصر اراده و تبعيّت از غريزه بوده اما كوچيان متجاوز با اراده و اختيار فاجعه مي آفرينند.
تقدّس اخلاقيّات و مدنيّت گزاره اي ديگر را هم حُكم مي كند. اصول مميّزهء عالم انسانيّت و حيوانيّت كه برشمرديم به دليل جهانشمولي و فراغت از عنصر زمان و مكان از سوي همگان مورد احترام است و مخالفت با آن نشانه خروج از دستاوردها و مقدّسات بشري و خارج شدن از عالم آدمّيت و قرار گرفتن در عوالم ديگر است. در نتيجه شادماني از ستم و قتل ارتكابي كوچيان از سوي هر كس در هر زمان و مكاني كه صورت گيرد نشانه پشت كردن به آدميّت و قرار گرفتن در جرگه وحوش است.
وزیرامورداخله : دستهای پنهانی دردرگیری های اخیرمیدان وردک نقش دارند
مقامات امنیتی، تلفات ناشی از درگیری های اخیر میان اقوام کوچی وهزاره را در ولسوالی دايميرداد ولایت میدان وردک 2 الی 4 نفرمیخوانند.
محمد حنیف اتمر وزیرامورداخله در نشست خبری امروز به رسانه ها گفت که نیروهای پولیس واردوی ملی، درمحل حضوریافته وسعی دارند اوضاع رادر کنترول بیاورند.
به گفته وی درگیری میان کوچی ها ومردمان محل ازصبح روز یکشنبه آغاز وکماکان ادامه دارد.
وزیر امورداخله تصریح کرد دردرگیری های اخیرمناطق کجاب، بغله، سفید قادر، دشت نو،گرماب ونقشی، دستهای پنهانی ازبیرون این مناقشه رادامن میزنند وسعی دربرانگیختن احساسات قومی ومنطقه ای دارند.
اتمرگفت: (( ما تدابیرحمله متقابل دربرابردهشت افگنان"دست های پنهانی" راآغازکرده ایم و کوشش می کنیم این معضله را ازطریق نشست های سیاسی حل وفصل نماییم.))
وزیرامورداخله اضافه کرد ،با سهمگیری وتشریک مساعی نهادهای حقوقی ومدنی به این قضیه رسیده گی شده و سعی دارند دست های پنهانی را که در بروزاین تنش ها نقش دارند شناسایی نمایند .
این درحالی است که محمد کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری در کنفرانس خبری روز گذشته نیز گفته بود که معضله بین اقوام کوچی و هزاره رنگ قومی ندارد و آنرا دست های پشت پرده دامن میزنند؛ اما وی این دست ها را مشخص نکرد.
همچنان شکریه بارکزی وکیل مردم در جلسه دیروزی ولسی جرگه که شماری از وکلاء به عنوان اعتراض جلسه را ترک کردند؛ گفت که رهبران اقوام هزاره و کوچی هر سال بخاطر حل معضله بین این دو قوم، میلیونها افغانی بدست می آورند.
آژانس خبری روز
محمدعالم کاتب
کابل 28 ثور
کوچی گری بیداد است.... میراث استبداد است.
http://tabinahayate.blogspot.com/
هزارجات، بدلیل موقعیت جغرافیایی که دارد چهار فصل سال بخوبی در آن مشهود است، یعنی تقریبا میشود گفت دوفصل ودر بعضی مناطق کمتر از دوفصل برای کار وتلاش فرصت دارند، وبقیه بدلیل سرما وبرف شدید هرگونه فعالیت اقتصادی بحالت تعلیق در آمده .در اوائل سال با گرم شدن هوا روئیدن گلهای لاله، جاری شدن ردوخانه های کوچک از دامنه ی کوهها، بازهم فصل کار و تلاش برای مردمان این مرز و بوم آغاز می شود آغازی که همراه با امیدواری و بهتر شدن نتایج زحمات شان نسبت به سال قبل می باشد. اما این امیدواری از طرف انسانهایی که فقط ظاهرشان به انسان مشابهت دارد. بنام کوچیها به یاس و نا امیدی تبدیل شده نه تنها فرصت کارو تلاش از این مردمان گرفته می شود بلکه دارو ندارشان فقط به جرم هزاره بودنشان به آتش کشیده می شود ، بخاطر دفاع از مال و ناموس تلفات انسانی را نیز به همرا دارد.
اما کوچی، قصد توهین به هیچ یک از اقلیتهای موجودرا ندارم فقط میخواهم بگویم که کوچی فقط در ظاهر مثل انسانهای قرن حاضر است ،از لحاظ کردارومنش این انسانهای عقب مانده تاریخ جاهلان وابزار دستی بیش نیستند، که انسان وانسانیت را فقط به گذاشتن ریش بلند وبستن عمامه(لنگی) خلاصه کرده اند، منطق شان زور وزورگویی و تهاجم است، وحشی گیری را حق مسلم خود میداند، حقی که از بزرگان ونیاکان خائنان تاریخ افغانستان عبدالرحمن به اینها رسیده است، از طرفی دیگر بدلیل آن که اینها همیشه در بیابانها و دور از شهرها زندگی میکنند متاسفانه از هرگونه سواد محروم بوده و همین مسئله بیشتر باعث شده که کوچی ها از عصر حاضر بدور مانده همواره به وحشی گیری ومنطق زور پافشاری داشته باشند.
لذا مشهود است که اینان ابزار دستی بیش نیستند که حاکمان زمان همیشه از اینها استفاده مقطعی کرده اند.خود آنان هم تا کنون متوجه نشده اند که وسیله ای برای مهار اقلیتهای غیر از پشتون وگسترش دامنه ی قدرت حاکمان ودولت مردان می باشند.
اگر بیاد داشته باشید سال گذشته قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان زمانیکه منافع آقای کرزی درگرو رای هزاره ها بود نه تنها شاهد حضور کوچیها در هزارجات بودیم بلکه کرزی رسما وعده داده بود که دیگر کوچی ها به مناطق هزارجات نخواهند رفت.وعده ای که خیلی زود مشخص شد فقط برای جمع آوری رای هزاره ها بوده و دیگر هیچ اعتباری ندارد. لذا بنا به دلایل بالا مشخص است که پدیده کوچی فقط یک ابزار قدرت برای مهار اقلیتهای غیر از پشتون می باشد، به همین دلیل همیشه سعی براین است که این قشر را در دنیای تاریک که نه منطق انسانیت حاکم است و نه درس و مدرسه در انجا گذری دارد نگهداری می شود هر زمانی که نیاز به آنها باشد در صحنه حاضر شده و زمانیکه منافع صاحبان قدرت تامین گردد بازگردانده می شوند به جایگاه اصلی که برای آنها در نظر گرفته شده است.
از طرف دیگر بزرگان هزاره که به آدرس همین ملت به پست مقام رسیده است همیشه سیاستی محافظه کارانه پیش رو گرفته که نکند موقعیت سیاسی خودرا از دست بدهند. در صورتی که همین بزرگان باید تلاش کنند که کوچی وکوچی گیری برای همیشه پرونده اش جمع شده به بایگانی تاریخ سپرده شود.
کوچی ها؛
ضلع سوم مثلث شوم نا امني دركشور،منطقه وجهان
حکومت افغانستان بعد ازتوافقات بن به حمایت جامعه بین المللی فراز ونشیب های بسیاری را پیموده است. درطول این سفرموانع ومشکلات فراوانی برای حکومت افغانستان دست وپاگیربوده اند. وفاداریهای قومی، انحصارگرایی قدرت، فساد اداری، کشت وقاچاق مواد مخدر، عدم حاکمیت قانون وامنیت از جمله مهمترین مشکلات درطی چند سال گذشته فرا روی حکومت جدید ونظام جدید درافغانستان بوده است.
دراین میان امنیت به عنوان اساسی ترین دغدغه وموثرترین مشکل برای حکومت ومردم افغانستان وهم چنان جامعه جهانی، مهمترین مسئله بوده است. از شروع توافقات بن و به اجرا گذاشتن این توافقات ازسوی جامعه جهانی وتعهدهمه جناحهای درگیربه استثنایی طالبان تا کنون هرچه بیشتر از حاکمیت طالبان براکثریت مناطق افغانستان فاصله زمانی بیشتری را می پیماییم؛ وضعیت امنیتی درافغانستان آشفته تر وشکننده تر می گردد. بعد از بمباردمان مواضع طالبان وهدف قراردادن این گروه وشکست مقطعی این گروه درآن آوایل، موج از خوشبینی ها نسبت به شکست این گروه شکل گرفت. اما، تصورشکست قطعی طالبان دیری نپایید و بعد از گذشت مدت کوتاهی این گروه دوباره به شکل پراکنده به حملات شان علیه نیروهای دولتی ونیروهای خارجی ادامه دادند و بعد از گذشت مدت زمانی نه چندان طولانی این حملات گسترده شد وبه شکل نسبتاً سازمان یافته انجام می شد.
دراین میان، باورنیروهای امنیتی افغانستان وجامعه بین المللی نسبت به عملکرد سازماندهی شده طالبان یک باورکاذب بود که برای طالبان این فرصت را داد تا دوباره دورهم جمع شوند وبه عنوان یک کانون موثرمسائل امنیتی، سیاسی واقتصادی افغانستان را تحت شعاع شان قراردهند.
پس از سپری شدن مدت زمان بیشتری نه تنها که کانون طالبان ازهم نپاشید ودرحدی که تصورمی شد ضعیف شد بلکه کانون القاعده که ترکیبی ازمجموعه اتباع کشورهای مختلف به شمول اتباع افغانستان می باشند نیزبیشترقدرتمندشد ودرعرصه های امنیتی ونظامی منطقه ظهورقدرتمندتریافت.
تاسال 85، طالبان والقاعده ازلحاظ انسانی تنها نیروهای امنیت شکن وضد دولتی ومردمی درافغانستان به شمارمی رفت. اما دراوایل سال 86 کانون دیگری به این نیروهای ضد امنیتی درکشورافزوده شد که جمعی ازکوچی های ازقبایل پشتون افغانستان بود وبا این حرکت مثلث شوم ضد امنیتی تکمیل شد.
مثلث شوم ضدامنیت تشکیل ازسه کانون تروریستی و وحشت افگنی درافغانستان است که دررأس آن طالبان و دوضلع دیگرآنرا گروه القاعده وکوچی های متجاوزتشکیل می دهند؛ مثلث شوم ضدامنیت درحین اینکه درمواقع مهم نقش یکسانی را مشترکاً ایفا می نمایند درسه بعد مسئله امنیت را به چالش های جدی کشانده است. طالبان به عنوان گروه مخالف دولت، چالشهای جدی وفراگیری را برای دولت افغانستان خلق کرده است؛ گروه القاعده درحین اینکه نقش مخرب کننده ای را درمسائل امنیتی افغانستان ایفا کرده است همزمان به عنوان یک کانون ضد امنیتی درمنطقه وسطح جهان به شمارمی رود، کوچی ها به عنوان یک محورتاریخی تازه تجدید شده وسازمان یافته درمیان این سه ضلع مثلث ضد امنیت، مخرب ترین وشکننده ترین آنها می باشند که به عنوان یک کتلیست میان قومی وضد وحدت ملی سرعت تقابل های قومی وزبانی را بیشترمی کنند وپروسه تأمین امنیت و وحدت ملی راشکننده ترمی کند وعملاً مردم بی گناه افغانستان را هدف قرارمی دهند.
هرچند هرزمانی ممکن است، که این سه ضلع شکننده امنیت باهم دیگرهمکاری نمایند وگاهی اهداف مشترک را دنبال کنند ولی درمیان این سه محورشرارت وضد امنیتی خطری ترین وجدی ترین آنها کوچی ها می باشند که نه به عنوان مخالف دولت بلکه درچارچوب یک خواست فاشیستی قانونی جلوه داده شده اقدام به کشتارمردم بی گناه وغصب ملکیت خصوصی مردم می نمایند وفراتر از این خواست غیرعقلانی ومنطقی شان درسایه ای حمایت حلقات خاص تنش های وتضادها واحساسات قومی ومردمی را نیز درپی دارد. دراین وضعیت نه تنها که مشکل امنیتی کشورپیچیده ترمی شود بلکه با تداوم این مشکل جدی بیم این می رود که از یک طرف دامنه تنش های قومی فزون تر وگسترده تر شود و میزان مشروعیت دولت به عنوان مجری قانون اساسی افغانستان در نزد افکارعمومی درسطح پایین تر از اکنون قراربگیرند.
هرچند که تا کنون دولت افغانستان تنها به طالبان والقاعده به عنوان گروه های ضد امنیتی توجه کرده اند اما حکومت افغانستان نمی توانند از وجود وتوسعه یابی کانون دیگری ضد امنیتی که خطرناک ترین حرکت ضد امنیتی نیزمی باشند، چشم پوشی نمایند. به خصوص با توجه به ماهیت اهداف شومی که کوچی ها از تجاوزات مسلحانه شان دنبال می کنند و عملاً درمقابل قراردادن اقوام علیه همدیگر وقراردادن اقوام علیه حکومت افغانستان نقش ماهرانه وخوبی را بازی می نمایند.
این مشکل به صورت جدی ترازهرمشکلی دیگرایجاب می کند که حکومت افغانستان برای حل این مشکل اقدامات جدی ومنطقی را نمایند، تا دامنه ای اختلافات بیشترنگردد و این محورباعث شکل گیری یک مشکل دیگرضدامنیتی برای کشور نگردد وفردای امنیت کشور تاریک تر وپرتنش تر از امروز نباشد.
بناءً کاهنی وبی توجهی نسبت به این مشکل، عمق این مشکل را بیشترمی کند ومشکل کوچیگری توأم با چپاول وکشتاربه عنوان تولیدسوم ضدامنیتی افغانستان دامنه منطقه وجهان را برعلاوه خلق چالش های فراوان برای دولت ومردم افغانستان دربرخواهدگرفت.
کوچی ها؛ دشمنان جدید امنیت ملی کشور
" تأمل بر از سرگیری تجاوزات کوچی ها درولسوالی بهسود"
شام روزشنبه، میان کوچی ها و ساکنین ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک درگیری مسلحانه رخ داد و برای مدتی زیادی ادامه داشت. هرچند که تعداد کشته ها یک نفر اعلام شده اند و تاهنوز حدود 1800 خانه از مناطق مرزی ولسوالی بهسود به مناطق دور دست تر آواره شده اندومناطق مرزی ولسوالی بهسود به دست کوچی ها افتاده اند. بیم آن می روند که تلفات وخسارات این درگیری بیشترشوند.
این درحالی است که تهاجم کوچی ها هراز چندگاهی درنقاط مختلف کشوربه خصوص درولسوالی بهسود چند سال است که ادامه دارد، وهرسال جان شماری از شهروندان کشور را می گیرند. کوچی ها با فرهنگ کوچی گری که دارند فارغ از هرگونه بینش انسانی واسلامی خانه های مردم را غارت می کنند وبه آتش می کشند، کشت زار مردم را چپاول می کنند وجان شهروندان را می گیرند و برای این همه چپاول وغارتگری وکشتارشان هیچ مرجعی هم برای بازخواست از عمل غیرقانونی و وحشیانه آنان وجود ندارند.
مشکل کوچی ها به عنوان یک مشکل ملی از سالهاست که درکنارسایرمشکلات مثل ناامنی، فساد ومواد مخدر وجود دارد ویک مشکل جدی هم هست. اما برخلاف سایرمشکلات که همه رسانه ها ونهادها واشخاص به آنان توجه دارند و برای آن نقد ونظربیان می کنند وکنفرانس ها ونشست ها برگذارمی نمایند، برای این مشکل بزرگ وجدی اقدامات لازم ازسوی مردم افغانستان وحکومت صورت نمی گیرد. آنگونه که طالبان برای مردم افغانستان مشکل خلق می کنند، ودربعضی مواقع جان شهروندان ملکی افغانستان را می گیرند، کوچی ها نیز جان مردم افغانستان را می گیرند، اما یک تفاوت عمده میان عملکرد کوچی ها وطالبان وجود دارند، طالبان به هیچ وقت تا کنون رسماً دست به کشتن مردم بی گناه نبرده اند، عده ای را که می کشند به عنوان کارمند دولت، جاسوس دولت، همکارخارجی ها، ویاهم براثرسازماندهی حملات انتحاری وکنارجاده برعلیه نیروهای دولتی ونیروهای خارجی می کشند. اما کوچی ها آشکار وصریح وسازمان یافته دست به کشتن وچپاول کردن مردم عادی وبی گناه می زنند.
حکومت افغانستان، درمهارطالبان وبازداری آنها به عنوان دشمنان مردم افغانستان، هزینه های فراوانی را اختصاص می دهند وحدود دوصدهزارنیروی امنیتی افغانستان اعم از پولیس واردو وامنیت درهمین راستا مشغول هستند. بدون اینکه نزدیک به 100 هزار سرباز خارجی نیز درهمین راستا به منظور تأمین امنیت موظف می باشند. بادرنظرداشت این نکات، می توان دریافت که نیروهای امنیتی افغانستان مصروف تأمین امنیت مردم نمی باشند بلکه تلاش شان براین است که امنیت خودشان را تأمین نمایند، چون طالبان هیچ وقت هدف اصلی شان مردم عادی افغانستان نبوده است که نیروهای امنیتی کشور داعیه دفاع ازمردم را سربدهند.بلکه همه ای مصارف ووقت نهادن دراین راستا به هدف تأمین امنیت نیروهای دولتی صورت می گیرد. هرگاه حکومت افغانستان و نیروهای امنیتی افغانستان این داعیه را درسرداشته باشد که هدف اصلی آنان تأمین آسایش و امنیت مردم می باشند، آنگاه بایست برای مشکلی که سالهاست درکشورادامه دارد وهرسال جان شماری از شهروندان کشور را از دوطرف می گیرند، راهکاری بسنجند و ازوقوع چنین درگیری ها وتجاوزات به عنوان یک مشکل عمده درسطح ملی که هرسال به دلیل بینش ها ی کوچیانه وغیرانسانی و بی توجهی مقامات دراین خصوص صورت می گیرد جلوگیری نماید و راهکارهای حقوقی وقانونی این مسئله را که درقانون اساسی کشورآمده است عملی نماید.
ازسوی دیگرقانون اساسی افغانستان، راهکارهای را برای دولت افغانستان دارد که بایست مطابق به آن به عنوان یک مسوولیت جدی درصدد حل این مشکل ازسالها قبل اقدام می کرد، اما غفلت حکومت و بی توجهی نسبت به این مشکل با عث شده است که هنوز هم این راه حل فقط به عنوان یک ماده درقانون اساسی بماند وکاری در راستای این ماده صورت نگیرد.
وضعیت آشفته ای امنیتی کشور که ازسوی طالبان ومخالفین دولت خلق شده است، همراه با شکل دهی وایجاد یک جبهه ای جنگی جدید از سوی کوچی ها درنقطه ای امن کشورمشکل کنونی را گسترده تر وعمیق تر خواهند کرد و فردای شومی را ترسیم خواهندکرد. این وضعیت ایجاب می کند که حکومت افغانستان اولاً مشکل کوچی گری را به عنوان یک مشکل کلی که همه مردم افغانستان از آن در رنج هستند، به شکل قانونی حل نمایند تا مانع از تکرار این مشکل درهرسال شوند، دوم؛ از انجایی که اکنون چپاول کوچی ها شروع شده است وشماری زیادی از خانواده ها از خانه های شان آواره شده اند وخانه ها به آتش کشیده می شوند، باید یک راه حل فوری از طریق فرستادن نیروهای امنیتی افغانستان به منظور جلوگیری ازکشتار وچپاول کوچی ها به منطقه اعزام نمایند. البته این امر مستلزم صداقت وتعهد نیروهای امنیتی افغانستان می باشند که مانند سالهای گذشته به بهانه کمک به مردم، دست به حمایت از کوچی ها نزنند که سالهای گذشته مردم محل از کمک وارائه تجهیزات ازسوی نیروهای امنیتی افغانستان به ویژه کوچی ها شکایت داشتند. وهم چنان نظارت دقیق برعملکرد نیروهای اردوی ملی وپولیس ملی داشته باشند.
بهسود ؛ آغاز انقلاب سرخ دیگر
دو روز است که بهسود درخاک و خون می غلتد بازهم چند هشدار پوشالی ، برخورد های عکس العملی ازطرف زمامدران سرنوشت ما و سکوت و بی تفاوتی همیشگی دولت افغانستان طبیعت را نیز به خشم آورده است.دیروز هوای کابل نیز دود کرده بود و طوفان شد تو گویی آسمان نیز از خون های بیشماری که درحال ریختن در بهسود است ، خشمگین شد و شهر را برای ساعاتی درهم ریخت.
دل هیچ کس به کار و فعالیت نیست.فقط یک چیز بعد از این همه امید های واهی که به خود میدادیم ، ما را زنده نگهمیدارد اینکه باید در مقابل ظلم و نیرنگ ها ایستاد.
دیگر بهاران بهسود سبز نه بلکه سرخ اند . چشمه های خشک و کم آبش هم سرخ میجوشند. آسمان بهسود از این به بعد تاریک و غبار سرخ خواهد گرفت، دیگر بجای چهچهه گنجشکان و مرغان ، صدای گلوله ها و ناله های پیر زنان و اطفال که هر لحظه به خاک و خون می افتند ، در گوش های ما طنین میاندازند.
دنبوره های ما از این پس خونین تر خواهند نالید و آبه میرزها ، سرخوش ها و هزاران آوازخوان های ما مقاومت سرخ را میسرایند، عروسان بهسود از این به بعد بجای سفید ، سرخ میپوشند و خوشبختی شان را در سرخی رنگ خون پاک هم سرنوشتان شان می بینند که برای بقا و انسانیت به خاک میغلطند.رنگ های قلم های مانیز با غرور سرخ مینویسند زیرا رنگی است که هرگز از صفحه روزگار پاک نخواهد شد.پرچم ما،آفتاب ما ، آسمان ما ، زمین ما ، طبیعت ما ، تاریخ بهسود همه و همه سرخ اند.
دل های ما خون است و چشم های ما خون میگیریند. خون مزاری ها ، گاوسوار ها ، یزدان بخش ها ،نصیر ها ، قنبرها ، افشار ها ، یکاولنگ ها ، قزل آباد ها ، غرب کابل و نقطه نقطه ای تاریخ خونین در مقابل چشمان ما جان میگیرند و خشم میشوند و قدرت شکست ناپذیر حرکت ومقاومت.
چهل وکیل در پارلمان تحصن کرده اند و آزادگان هم در شهر های مختلف افغانستان و اروپا و امریکا برای رسانیدن صدای انسانیت ،عدالت و برابری اعتراض میکنند تا به همه نشان دهند که ما با مبارزه مدنی خویش میخواهیم تاریخ سیاه و قبیلوی این سرزمین را تغییردهیم.
اما انقلاب سرخ ما نشانه خشم و مقاومت و آزادگی ماست. کسانی که به آزادی باور دارند میدانند که سرخ رنگ پیروزی بر هر رنگیست و جاوید تاریخ !
<