رشد پانزده در صدی در اقتصاد افغانستان
رشد پانزده در صدی در اقتصاد افغانستان
اخیرن ریس کل بانک مرکزی در مصاحبه ای با رادیو بی بی سی در مورد وضعیت اقتصادی کشور در سال 2009، اظهار داشت که با توجه به اینکه بحران مالی در سال 2008 در آمریکاه آغاز و پس لرزه های آن در سال 2009 منجر به رکود و کاهش رشد اقتصادی در اکثر کشورها گردید. اما اقتصاد افغانستان بنا بر عدم داشتن روابط اقتصادی گسترده با اقتصاد جهانی؛ در سال 2009 رشد پانزده درصدی را نسبت به سال قبل در سطح تولیدات ناخالص ملی خویش تجربه نمود.
ریس کل بانک مرکزی در لابلای گفتگو هایش با خبر نگار بی بی سی به نکات ذیل پرداخت:
1. تولید ناخالص ملی کشور در سال جاری نسبت به سال گذشته 15% افزایش یافته است.
2. در نتیجه این رشد 15 درصدی در سطح تولید ناخالص داخلی، عاید سرانه کشور بصورت سالانه از 400 دالر امریکای به 480 دالر امریکای افزایش نموده است.
3. نرخ فقر از 60% در دوران طالبان به 36% در زمان کنونی کاهش نموده است
4. در حال حاضر 36% از کل جمعیت کشور به برق دسترسی پیدا نموده است.
5. نرخ بیکاری در کشور خیلی بلند است و به 10 الی 30 سال نیاز است تا نرخ بیکاری زیر 10% کاهش نماید. ( نکته واقعی)
6. ارزش پول افغانی در مقابل اسعار خارجی ثابت بوده و در حال افزایش است.
7. ذخایر اسعاری کشور به چهار ملیون و دو صد هزار دالر میرسد که این رقم پشتوانه ای خوبی برای حفظ اررزش پول کشور بوده میتواند.
بنظرم نکات ذکر شده بالا، نیاز به تامل بقرار ذیل دارند:
- رشد اقتصاد کشور در سال 2009 عمدتاً در سکتور اقتصاد زراعتی و ناشی از آب و هوای مناسب میباشد. ازینرو این وضعیت نوید دهنده رشد اقتصاد پایدار در دراز مدت بوده نمیتواند.
- رشد اقتصادی در سال جاری صرفاً بُعد کمی داشته؛ در حالیکه رشد کیفی آن در راستای بهبود رفاه اقتصادی - اجتماعی اتباع کشور در عرصه های سرمایه گذاری، ارایه خدمات، بازسازی، اشتغال زایی و ارتقای ظرفیت در دانشگاه ها و مکاتب خیلی ضعیف میباشد.
- اگر دقت کنیم، پشت رقم 15% یک بازی زیرکانه علمی و یا ریاضیکی هم وجود دارد که صرفاً اتباع کشور را دل خوش میسازد که رشد رشد اقتصاد 15% داشته ایم. درحالیکه حجم اقتصاد کلان افغانستان آنقدر بزرگ نیست که اساس برای سنجش رشد اقتصادی قرار گیرد. بناً اندک ترین افزایش، نتیجه را نسبت به سال قبلی به یک در صدی بلند نشان میدهد.
4. عاید سرانه از نظر علم آمار عدد است که از تقسیم مجموع تولیدات ناخالص یک کشور بر مجموع نفوس آن در یک سال مالی مشخص بدست میاید. ازینرو اگر بپذیریم که عاید هر فرد کشور اعم از زن و مرد در سال جاری مبلغ 480 دالر امریکایی معادل 24000 افغانی باشد. فکر کنم تصورش هم نمیرود، زیرا به اساس اطلاعات بانک جهانی اکنون کشور ما دارای جمعیت 33 ملیون نفر میباشد.
- نرخ 36% فقر به این مفهوم است که تنها سی و شش در صد از کل جمعیت کشور در فقر بسر میبرد. در حالیکه در گزارش اخیر سازمان ملل متحد آمده است که دو، سوم جمعیت افغانستان در فقر بسر میبرد. یک، سوم جمعیت در فقر مطلق، یک، سوم دیگر جمعیت به مشکل نان شب و روزش را پیدا میکند. تنها یک، سوم حصه باقی مانده بالای خط فقر قرار داشته و از رفاه اقتصادی خوبتر برخور دار است.
6. این درست است که در طی هشت سال اخیر ارزش پول افغانی در مقابل ارز های خارجی خصوصاً دالر امریکای حول و هوش 47 تا 50 افغانی میباشد. یعنی ارزش یک دالر امریکای در طول مدت هشت سال اخیر در حدود بین 47 – 50 افغانی در نوسان بوده است. اما این وضعیت ناشی از سیاست های عاقلانه پولی بانک مرکزی افغانستان نبوده بلکه ریشه در سرازیر شدن ارز های خارجی خصوصاً دالر امریکایی میباشد. به این مفهوم که دولت افغانستان دسترسی به دالر بیشتر از آدرس کمک های خارجی دارد. هرگاه ارزش پول افغانی در باراز اسعار، در مقابل مثلاً دالر کاهش یابد، بانک مرکزی دالر بیشتر را در بازار اسعار تزریق کرده و پول افغانی را میخرد. این وضعیت باعث آن میگردد تا پول افغانی ارزش خویش را خفظ نماید. اما این کار بانک مرکزی در دراز مدت و با قطع شدن کمک های مالی جامعه بین المللی غیر ممکن خواهد بود.
ضیا شفایی