دانشجویان و مشکلات آنها

باسلام خدمت دوستان عزیز وخوانندگان ویلاگ پیام ! 

بنده این مطلب را چند روز پیش نوشته بودم اما چون نخواستم درمیان نوشته های  برادر ما آقای پویا وقفه ایجاد شود و به نوشته ایشان اولویت داده شود نشر انرا تا این فرصت به تعویق انداختم نوشته زیر  بخاطر توجه و احترام به نظر دوستان ما جناب آقای مظفری ،آقای نادر نظری و دوست ما آقای علی رضا مظفری  در مورد دانشجویان و مشکلات آنها  که چندی قبل در ویلاگ حمایت از معارف نشر شده بود  نوشته شده که اینک درمعرض دید دوستان قرار میگیرد

 ضمن تشکر از تمام دوستان و دست اندر کاران انجمن حمایت از معارف بخاطر تلاش های شان در عرصه کمک به معارف چهل باغتو  و تشکر ویِِژه از آقای مظفری که دوباره بعد از مسافرت نسبتا طولانی  شاهد نوشته های وتلاش های ایشان در عرصه حمایت ازمعارف هستیم که به انعکاس درد ها و مشکلات دانشجویان  پرداخته است  مخصوصا در گیریها و تشویشات دانشجویان که جدیدا برای امادگی کانکور به کابل تشریف اورده  به شیوه زیبائی بیان نموده است، از آنجایکه اکثریت قاطع این دانشجویان از وضعیت مالی ضعیف رنج میبرد و از طرف دیگر بالا بودن کرایه اطاق و قمیت مواد اولیه زندگی این مشکلات را چند برابر کرده است ،  پائین بود سطح درسی و امکانات در منطقه آنها را مجبور میسازد در هر صورت برای ادامه تحصیلات عالی باید فیس های سنگین کورس ها را در کابل بپردازند حتی اگر این فیس های سنگین به قیمت زدن یک وقت از غذای روزانه شان باشد ،شاید این وضعیت برای  اکثر دوستان ما به آسانی قابل درک باشد چون به علت هزینه بالای زندگی و درامد کم اکثریت خانواده دانشجویان روبرو شدن با این مشکلات را طاقت فرسا میسازد ، این مشکلات برای دخترها که قشر محروم و آسیب پزیر  جامعه سنتی افغانستان  وآسیب پزیرتر در دهات که چهل باغتو پشی را نیز شامل میشود صد چندان میشود ،  

دانشجویان دختر نه تنها برای آمادگی کانکور آمده نمی تواند بلکه حتی  بهار ها در انتظار تا زمان  شمولیت در دانشکده و قبولیت در لیلیه شان مشکلات بی شمار ، سر در گمی های ناشی از نو بودن محیط ، نبود مکان امن و مساعد برای سپیری نمودن شبانه روزی با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم میکند، چنانچه این دانشجویان  ما سال گزشته  به علت نبود مکان مناسب برای جمعی از این دختران دانشجوی ما نه نتها خود این دانشجویان که فاملین شان در عذاب بودند ، پدران انها کار های روزمره شان را که از آن طریق امرار معاش میکنند و همچنان خانه و زندگی را رها نموده بودند و برای ماه ها بااین دانشجویان نو سرگردان در هوتل های کابل برای قبولیت آنها لحظه شماری میکردند ، در نتیجه این سرگردانی ها، آنهای که لیلیه نشده بودند تصمیم به ترک تحصیل گرفته بودند و با نا امیدی میخواستند که ترک تحصیل نموده و با تلخ کامی با آرزو ها و امیدهای  تحصیلات عالی و تلاش های چندین ساله شان در این راستا نقطه پایان بگزارند ، اما خوشبختانه آنها و پدران شان توسط دانشجویان نسبتا سابقه  ما تشویق به صبر و تحمل برای چند روز بیشتر شدند و برای آنها گفته شدند اگر چند ماه را انتظار کشیده اید  یک مدت کمی دیگر نیز صبر کنید خدا مهربان است شاید که آنها به لیلیه ها قبول شود ، از انجائیکه این دانشجویان دختر در این دوسال اخیر به دانشگاه راه یافته اند لذا عقب نشینی آنها نه تنها برای خود آنها تجربه تلخ بود بلکه این تجربه نسل های بعدی را نیز سر خورده و ماَیوس میکردند که جبران تبعات منفی ان کار بس دشواری بود ، خوشبختانه این پدارن دلسوز و صبور نیز مقاومت نمودند که امروز حد اقل شاهد تعدادی ولو انگشت شماری از دانشجویان دختر از منطقه ما هستیم البته تعدادی هم به علت مشکلات فوق نتوانستند ادامه تحصیل دهند و این آرمان را در گوشه های قلب شان فرو خواباندند !

 البته نظر به افزایش تعداد روز افزون دانشجویان و محدودیت گنجایش لیلیه متاسفانه این مشکل بزودی  حل نخواهد گردید و برادران و خواهران دانشجوی ما برای سالیان دچار این مشکلات خواهند ماند ، و این مشکلات سالانه شانس تحصیل را از تعداد زیادی از برادران وخواهران با استعداد ما خواهد گرفت که ضایعه جبران نا پزیری خواهد بود ! در این مورد بنده از طرح دوستان مخصوصا برادر ما آقای علی رضا مظفری و دوستان دیگر حمایت میکنیم ،  تحقق این طرح  ضرورت به همکاری و تعاون عملی تمام دوستان و خیرخواهان دار ، شاید برای تعدادی از دوستان این یک کار خیلی پر حزینه و ایدالی به نظر برسد اما واقعیت اینست که اگر دوستان ما با اتفاق و دلسوزی و صرف بخواطر رشد و بالا بردن ظرفیت های فرزندان یا برادران و خواهران شان دست به دست هم بدهند این طرح به راحتی تمام به اجرا در خواهد امد شما فکر کنید که هر برادر ما در خارج از کشور ماهانه صرف 10 دالر و در سال 120 دالر برای خدمت به بردران و خواهران شان کمک نمایند ، فکر کیند که چه تعداد  کسانی از دوستان ما تنها در کشور های غربی و استرالیا توان و علاقه یک چنین کمک هارا دارند شما خیلی هم حداقلی فکر کنید در چهل باغتو پشی 10 یا 11 قریه یا به اصطلاح معمول آن  ملائی وجود دارد حالا از هر قریه حد اقل تعدادی از دوستان که بشکل باالقوه حاضر به پرداخت چنین مبلغی میشود باز با حساب حد اقلی تعداد نادادان را از آن تفریق نموده  به طور متوسط   12 نفر در هر قریه در نظر بگیرید که این مبلغ را میپردازند البته برای فعلا تعداد در هر قریه را به شکل متوسط در نظر بگیرید چون این رقم از قریه به قریه دیگر تفاوت میکند اما مسلما تعداد مسافرین ما  خوشبختانه در هر قریه و حتی آغیل در مواردی از این بیشتر است ! حالا شما تعداد 11 قریه را ضرب در تعدا افراد خییر که حداقل 12 نفر در هر قریه  است نموده و انرا ضرب در حداقل پولی که ماهانه 10 دالر و سالانه  120 دالر در نظر گرفته ایم  نموده و در نتیجه در سال ما 15840 دالر و معادل افغانی ان  774000 میباشد خواهیم داشت، حالا شما حساب دوستان که سالانه وعده کمک زیادتر را  از قبل نموده است و تعدادی زیاد از دوستان دیگر که آمادگی کمک های بیشتر را دارد و بعنوان خوشه های تای پلل "  بشکل بالقوه وجود دارند جدا در نظر بگیرید که شاید مقدار کمک ها را به مراتب اضافه تر از این نماید ، در اینجا ما بیشتر ارزش را به کمک های قطره قطره میدهیم شما اگر تنها همین کمک های که هر فرد  ، دوست و برادر خیر ما ازعهده ان به آسانی بر آمده میتواند یعنی ماهانه فقط قیمت یک قوطی سیگار را هر برادر کار گر خارجی عادی ما به راحتی پرداخت کرده میتواند ، ببینید با این کمک ها ی اندک اما با ارزش در یک سال ما میتوانیم دو ساختمان که درای پنج تا شش اطاق باشد به عنوان لیلیه برای برادران و یکی هم برای خواهران به گیرو بگیریم که مشکل این دوستان را از این ناحیه حل خواهند کرد و از مشکلات و سرگردانی نجات خواهد یافت ، حال اگر این کمک را با کمک دوستان دیگری که ماشاالله دوستان نسبتا سرمایه دارد تر هم میان برادارن ما کم نیست جمع کنیم باز به حساب حداقلی این کمک ها دو برابر خواهد شد که با آن حتی دریک سال شاید ما بتوانیم هاستل مستقل را برای دانشجویان خریداری نمایم که در نتیجه این مشکل برای همیشه حل خواهد شد ، با این حساب حداقلی ما در طول یک سال توانستیم کار های واقعا بزرگ را انجام دهیم حالا اگر این کمک ها را برای چندین سال ادامه دهیم فکر شان را بکنید که این کمک های ما چه کار های بزرگی را که انجام خواهد داد! ؛آیا با این کمک ها ی خود ما مشکلات مکتب و مراکز فرهنگی خودرا حل نخواهیم ساخت ،آیا اگر ما با اتحاد و از سر درد مندی و احساس دست به دست هم دهیم حل این مشکلات کار خیلی آسانی نخواهد بود؟! فقط کمی درد ، احساس و ایجاد اعتماد میان دوستان خارجی و دانشجویان داخلی ما ضرورت است ،اگر هر مهاجر و مقیم ما،کارمند و کارفرمای ما ،تاجر و مستاُجیر دانشجوی و دانش دوست ما دست به دست هم دهیم میتوانیم کار های بزرگ را برای مردم خود انجام دهیم ! کار و تلاش های را که دوستان ما در انجمن حمایت از معارف در استرالیا و اطریش آغاز نموده اند و دوست دیگر آقای کربلائی علی رضا در بلژیک با تعدادی از دوستان دست به یک سلسله اقدام های خوبی زده اند و قدم های مثبت را برداشته اند ،که در خور ستایش است اما در گفتگوی که در این اواخر در بین انها صورت گرفته و آقای نادر نظری ؛آقای علی رضا مظفری ؛آقای رحیمی و آقای مظفری صورت گرفت اند و به تعدادی از موضوعات بشکلی اشاره شده است که من بدون اینکه وارد جزیات شوم به یک نقطه اساسی میخواهم اشاره کنم اما در مورد دیدگاه ها جناب آقای مظفری و آقای نادر نظری در مورد چگونگی اصلاحات مکتب بنده نظر خودم را درآینده نزدیک  بشکل مختصر بیان خواهم کرد ،  حالا در مورد آن نکته اساسی ،من فکر میکنم نفس کمک و تعاون برای بالا بردن سطح تحصیلی و برداشتن سدها و موانع تحصیلی و خود ایجاد  انگیزه کار های جمعی و کمک به مردم و دانش ارزش فوق العاده زیادی را دارا میباشد ،اگر ما نهاد های مختلف که نظر به هماهنگی های فکری که باهم دارند و به آسانی خود را میتوانند در آن آئینه ببینند دست به تشکل بزنند و سهمی خود را در ارتقای ظرفیت های مردم شان ادا نمایند ما باید به آن بها بدهیم  و به آن به دیده قدر بنگریم، اما اگر در نهایت  ما  کوشش کنیم که در نتیجه، این کمک ها برای یک طرح مهم و اساسی که مفید و مورد قبول همه باشد به تفاهم برسیم  ثمره کار جمعی ما صد چندان خواهد شد ، چون اگر قطرات باهم جمع نگردد نه تنها دریا که جویچه  هم نخواهیم داشت ،اما اگر ما این کمک ها را که در قالب نهاد های اجتماعی یا فرهنگی جمع گردیده است متمرکز سازیم میتوانیم  کار های عملی بزرگتری را به انجام رسانیم فکر مینکنم انجمن حمایت از معارف هم یک چنین طرحی را در قالب خود پیشنهاد کرده بود اما من میخواهم اضافه نمایم که اگر این کمک ها چه درقالب انجمن حمایت از معارف چه در قالب طرح های  اندیشه نور و علاقه مندان آن یا در قالب طرح آقای مظفری در ویلاگ آئینه و یا هم درقالب انجمن فرهنگی اجتماعی پیام و یا همه اینها متمرکز شود نتیجه مطلوب را خواهد داد، به گفته شاعر مقصود توئی کعبه و بود خانه بهانه ! حالا چنانچه آقای نظری نیز اشاره نموده است وقتی هدف یکی و آن همان رشد سویه دانش آموزان ، دانشجویان ،کمک به معارف و حل مشکلات دانشجویان باشد پس چه فرق میکند که این کمک ها باید  با عنوان این و آن باشد ، میگوید اگر دل به گریه باشد از چشم کور هم اودیده بور موشه ! اینست که اگر هدف همه ما خدمت است و ما علاقه خدمت به مرد خود را داریم پس راهای زیادی وجود دارد ، چیزی که هایز اهمیت است اینست که همه ما تلاش کنیم برای یکدیگر انگیزه ایجاد کنیم و فرهنگ تعاون را میان مان توسعه دهیم و تلاش زیاد نمائیم تا در هیچ صورت به اصل پروسه فرهنگ سازی برای کار های خیریه جمعی ضربه وارد نشود و ما به گفته دوستان یک زمان باز به نقطه آغاز برنگردیم ! لذا هر کدام ما نظر به توانائی های خود به زعم خود تلاش نمائیم ، اندیشه نور با دوستان بلژیکی ما با طرح های عملی و نظری شان تلاش نمایند تا ساحه فعالیت های شان را وسعت بخشند و دوستان ما در انجمن حمایت از معارف نیز میتوانند کمیته های شان را در اطر یش، استرالیا و دیگر کشوره ها وسعت دهند و دوستان دیگر ما در بقیه کشور های اروپائی خاصتا انگلستان که خوشه های زیر پلل هستند با سهم شان به پروسه حمایت از معارف و کمک به ظرفیت  نسل جدید ما پیوسته و در شکل که خودشان دوست دارد سکوت شان را بشکنند ! دانشجویان و انجمن فرهنگی اجتماعی پیام که متشکل از دانشجویان و فارغ التحصیلان مردم ما می باشند  سهم شان را در داخل برای تحقق هر بیشتر و موثر تر همکاری های دوستان و کمک های فرهنگی ، تکمیل طرح ها و گزارش دهی از مشکلات ، بهترین راه مصرف کمک ها  و شفافتیت در آن و بالا بردن ظرفیت ها نسل نوما  ادا خواهند کرد .

به امید موفقیت همه دوستان

آصف اکبری کابل