سلام آقای نظری و دوستان گرامی
تشکر از چند نکته ای که پیرامون نوشته من تایپ کرده اید . من در نوشته قبلی خویش نیز یاد آور شدم که من طرفداری از دولت کرزی نمی کنم اما باز هم من را طرفدار دولت شناسایی کرده اید و در این مورد نمی خواهم زیاد بی پیچم زیرا من سخنگوی دولت ویا طرفدار نیستم و هدف اصلی من تحلیل دقیق از وضعیت معارف چهل باغتوی پشی بود که یک طرفه تحلیل کرده بودید .
وقتیکه یک نهاد را می خواهم بسازیم نمیشود با در نظر داشت هدف دراز مدت خویش، فقد یک نکته ای بخش از مشکلات را برای برآوردن هدف خویش ، مورد انتقاد و تحلیل یک جانبه قرار بدهیم و در صورتیکه خواسته باشیم از وضعیت معارف خوب تحلیل داشته باشیم ، همه شرایط را باید در نظر گرفت و چه از نظر فرهنگی باشد و چه از نظر سیاسی که هر کدام از معضلات به نوبه خویش نقش اساسی در ترقی معارف دارد واین همانند این است که من مکتب را میسازم و کاری ندارم که مردم حمایت میکند یا خیر!
آیا به این جواب میرسد در زمانیکه خودت در منطقه بودید و دو مکتب از طرف مدیر خانو و مدیر انور فعال گردید و جنجال های که پیش آمد که تا هنوز میراث دار همان کشمکش سرو و کله شان پیداست یگانه دلیل اصلی شان چه بود ؟ آیا در بنگلادش که معارف از طرف دولت خوب حمایه میشد اما مردم حمایت نمیکرد و مردم از نظر فرهنگی و اقتصادی شدید متضرر بود و مردم شان در جنجال های داخلی خویش مصروف بود و از آن امکانات کمی دولت نیز استفاده نتوانست آیا در اینجا هم دولت مقصر بود؟
آیا یک معلم که از طرف مردم حمایت نشود چگونه خواهد توانست با پنج صد دالر امریکای در معارف خدمت نماید؟
استراتیژی که کشور های اروپای برای رشد معارف خویش چندین سال میشود کار میکند تعلیمات فراگیر و دوستانه است که در این استراتیژی نقش مردم در حمایت معارف مهم دیده شده است که دولت فقد تمویل کننده وحمایت کننده است وبس. و این استراتیژی بود که سطح معارف بنگلادش و هندوستان را بلند برد در چند سال اخیر . و آیا در این میان نقش مردم مهم است یا دولت افغانستان برای معارف چهل باغتوی پشی؟؟
دوستان محترم در سال های قبل نیزمکتب از طرف دوستان عربستانی و اروپایی کمک میشد و آن کمک ها درست به مصرف نمیرسید و او دوستان دیروزی نیز علاقه مند به معارف چهل باغتوی پشی بود که هستند اما با در نظرداشت کمک ها،معلمین محترم بازهم در هفته یکروز در صنف حاضر میشدند که حالا هم همان منوال است و کمک های که باید از شاگردان جمع آوری میشد بدون حسابدهی به مصرف میرسد و فرق میان یک شخص اروپایی و یک فقیر نبود در صورتیکه او فقیر خرج کتابچه و قلم خویش را ندارد .بنابر این چالش از کجا سرچشمه میگیرد ؟ تنها دولت مقصر است که کمک های از خودی را درست مصرف کرده نمیتواند؟ کمک کردن شاید آسان باشد و اما نحوه تطبیق درست شان و حسابدهی شان مهم است که در اساسنامه شما مشخص نشده است . خوب است در نخست پلان تطبیقی خویش را با در نظر داشت چالش ها در منطقه ، مکتب و غیره مشخص نماید که مهم تر از اهداف شما خواهد بود .
اقای نظری به این مثال توجه کنید که تا طفل گریه نکند مادر برای شان شیر نخواهد داد . در صورتیکه یک معلم در نخست با دولت قرار داد میکند که من با همین معاش تدریس میکنم و اما برعکس عمل میکند و او معلم که از طرف دوستان اروپایی و یا غیره با معاش اضافه استخدام میشود و در داخل مکتب زمینه شان زده میشود و از ایشان حمایت نمیشود تنها مشکل از دولت است یا جامعه نقش دارند که نماند فرزندان شان تعلیم و تربیه شان به بازی گرفته شود ؟
شما یک کمک کننده استید آیا در اجرای کمک شما کی ها نقش دارد، دولت ، مردم ، مکتب و غیره ؟ طوری مثال ما یک نهاد هستیم و می خواهم برای یک ولسوالی در عرصه معارف خدمت نماید در نخست این را واضح می نمایم که مشکل اساسی در عرصه معارف در این منطقه کدام است ؟ مردم از این پرو گرام چگونه حمایت خواهد کرد ؟ امنیت است ؟ ، کی ها در اجرای درست پرو گرام نقش دارند ؟ نتایج برای آینده شان چگونه خواهد بود ؟ ، دولت چگونه باید حماید نماید ؟ و غیره مسائل که در اینجا باز نقش جامعه بخاطر اجرای درست پروژه مهم است نه دولت افغانستان خوب متوجه باش.
این درست است که یاد آور شده اید تضاد ها و بقول شما چالش ها و علل مشکلات ونا بسامانی مکتب چهل باغتوی پشی نه و ظیفه ماست و نه گنجاندن این مسایل در اساسنامه مناسب بنظر می رسد. اما اگر هدف شما برطرفی چالش ها ومشکلات معارف باشد باید یکطرفه قضاوت نکرد و چالش و مشکلات را بررسی کرد که دولت نیز شامل آن میشود. آیا فقد و فقد انجمن حمایت از معارف چهل باغتوی پشی خواهد توانست حمایت عمومی معارف چهل باغتوی پشی را بدوش بگیرد و اگر نه چطور میتوانیم نقش مردم محل و دیگران را نادیده گرفته از دولت انتقاد نمایم؟
در رابطه به اساسنامه تان که گفته اید : اساسنامه انجمن حمایت... کدام دائرة المعارف یا کدام مواد درسی نیست تا در آن موضوع سیاسی، اقتصادی، علمی، تحقیقی و اجتماعی از زاویه های متفاوتی مورد تجزیه و تحقیق قرار بگیرد و مضمون و محتوای آن در بخش و قسمت های معین گنجانده شود. اساسنامه یک سند قرار دادی است که در میان دوستان مُخٌیر ما برای مدت زمان مشخص کار برد دارد. لذا این سند را نباید بمثابه یک اساسنامه سازمان و حزب سیاسی، یا قانون اساسی یک کشور تلقی کرد که هیچ عیب و نقصی نداشته باشد.
خوب است که اساسنامه را یک سند قرار دادی فقد برای دوستان مخیر و آن هم دوستان اروپایی ما است طرح شده و اهداف و نیات که در این اساسنامه ای دوستان مخیر گنجانیده شده است، ربطه به دوستان دیگر و مردم چهل باغتوی پشی ندارد !؟
در این صورت این ضرورت نبود که اساسنامه با دیگران که خارج از دوستان مخیر است (افغانستان) در میان گذاشته شود، در اصلاحات شان اعضای تصمیم گیری باید تصمیم بیگیرد نه دیگران که مسوده شما سند قرار دادی معنی بدهد .
در رابطه به اینکه کودک 14 ساله میتواند عضویت نهاد شما را با در نظر داشت دلایل که اعضای شما در اروپا دارد با شما موافقم و اما از نظر کنوانسیون حقوق طفل سازمان ملل متحد شما نمیتواند یک کودک 14 ساله را مجبور به خدمت و یا در نهادی خلاف میل شان که مطابقت با سطح تفکر و اندیشه شان نکند عضو بگیرید.
سر افراز باشید
محمد کریم سروش