مشکلات باز گشت مسافرین

 با سلام خدمت همه دوستان و تشکر از گزارش و طرح  موضوع خیلی خوب اقای شفائی و نظرات با ارزش دوستان خاصتا  اقای مظفری که مقاله تحلیلی زیبای را در مورد نوشته که حاکی از درد و احساس سر شار شان از مردم دوستی است و در عین حال راه حل های خیلی خوبی هم پیشنهاد کرده است که امید وارم دوستان دلسوز و با درک ما این راه کار ها را در عمل پیاده                                                            کنند                                                                                        

بنده نیز از انجایکه در جریان و شاهد این همه مصارف پوک و پوچ بوده ام  به نظر من مصارف و و لخرچی های که در استقبال تشریف اوری مسافرین ما از کشو ر های اروپا، کشور های خلیج ، حاجیان و یا مراسم های عروسی (که خودش به تنهائی باید مورد بحث و تحلیل قرارگیرد) بر اساس دلایل و توجیهات ذیل صورت میگیرد                                                                                                                              

 انانیکه دست به این گونه مصارف میزنند و یا پیشتازان این روند بوده اند به اصلاح خودشان برای شان شخصیت میسازند و با اودرزادگان شان رقابت میکنند این گو نه مصارف تحت عنوان مردی و مردانگی حمایت میشو د ، میگوید فلانی خیلی مرد است که در پذیرائی پسرش 150 کمپل و 200 لباس و … ساعت  و فلان و بهمان توزیع کرد !! خلاصه در بین این طیف از مردم این مصارف بی اساس و مزخرف یک افتخار است !! این افتخار کاذب خود ناشی از  رقابت های منفی بین خانوادگی یا بین منطقویست که نتیجه جز به هدر دادن  تلاش های چندین ساله جوانان ما که با هزاران مشقت ، تحمل رنج های جانی و روانی به ان رسیده نخواهد داشت . این گونه افراد برای نشان دادن پول و سرمایه شان به دیگران، ضرورت احساس میکند تا انرادر قالب ویلخرچی ها و مصارف گزاف نشان دهند انها معتقدند که کلانی و مردی شان در سایه ای همین مصارف تثبیت میشود . لذا هر کدام برای اینکه کلان تر، سرمایه دارتر ، کاکه تر ، مرد تر بنمایند در این اصراف کوشش میکند گردنی از دیگران بالاباشد که بلاخره این رقابت های خورد کننده و پوچ شدید و شدید تر میشود و مصارف هنگفت و کمرشکنتر!  در نتیجه به دربادی انرژی و سرمایه عمری از جوانان را که در عالم غربت سال های از رنج های روحی روانی را به جان خریده است میشود. 

. تعداد دیگر از مردم که بخاطر نجات شان ازشر تعنه دیگران و پردات به اصطلاح قرض دیگران دست به چننین کاری میزنند و خودرامجبور احساس میکنند و میگویند چون سوغات دیگران را گرفته ایم لذا باید وام انهارا پس بپردازیم  من خودم  داستان های واقعی درد اوری را در این مورد  شنیده ام که حالا وارد جزئیات ان نمی شویم و فقط میخواستم تزکر بیدهم که فاملی  بخواطر نجات از تعنه دیگران امدن پسر مریضش را برای بیشتر ازیک سال به تعویق انداختند تا به ناچار برای رهائی از تعنه مردم دست به کوچ زدند و منطقه را برای همیشه رها کرد تا پسرش را فرا خواند . نمو نه ها ی دیگری را همه ما شاهدیم که پدران فامیل مدت 5 تا 11 سال  و بیشتر از خانه او لاد ، دوستان ، پدر مادر و زنش دور بوده و قتی بعد از یک عمر بر میگردد دیگر نه تنها فرزندش را نمی شناسد بلکه پدر مادر مو سفیدش را به دید تعجب می نگرد و زنش که جوان زیبای بود هالا زن میانسال،فرتوت و روانی شده که دارای انبوه از مشکلات صحی ر وانی میباشد ، کسی  که به امید ازدواج و زندگی ارام و عشق و محبت در کنار شوهر خانه پدرخود را ترک میکند و چند روزی از زندگی مشترک شان نمبگزرد که فراق دوری غیر قابل تحمل فرامیرسد . اقای که برای رسیدن به زنگی بهتر خانه و کاشانه را ترک کرده باید سه تا پنج  سال از عمر خود را برای رسیدن به اروپا و کشورهای خلیج درمسیر ترکیه در زیر لگد ترک ها باید رنج بکشد تازه اگر از شر ترک ها و ایرانی ها نجات یابد و طوفان در یای یونان قایق نشینان سر به پناه  را درخود نه بلعد و قوت نهنگ ها نسازند  (چناچه ما شاهد مواردی دلخراش و درد اوری دراین مورد بوده ایم که مادران و فامیلین را در ماتم نشانده است) اگر سردی های سخت زمستان کوه های ترکیه خون انرا نخشکاند و روزی گرگ ها نسازند و اگر بازهم انها از تمام این خطرات مدهش جان سالم بدر برد اگر کشور میزبان وی را رد مرز نکرد و بکشور که از ان فرار کرده دوباره مهمان نسازد تازه نوبت ان میرسد که وی برای اولین برگشتس به و طن و دیدار دوباره فامیل باید حد اقل چهار سال دیگر کارکند تا مبالغ همگفت که  به قاچاقبران داده است ،سوغاتی و مصارف اولین بازگشتش را فراهم اورند !! شما کمی روی این موضوع درنگ کنید . کسی که حد اقل 3 سال بهترین فصل از عمر خود را صرف برای تصمیم گیری ها زمینه سازی و بدست اوردن پول قاچاقبران نماید بعدا 3 سال دیگر خود را برای  مصارف و سوغاتی های کمر شکن  اولین بازگشت اماده کند . خلاصه 6 سال از پربارترین دوره زندگی صرف هیچ میشود و اقای لندنی اروپائی بعد ازسپری نمودن چندین سال تازه میخواهد به زنگی شان فکر کند تلف شدن این دوره های مهم از زندگی برای رقابت های منطقوی که نه تنها سودی به حال هیچ کسی نمی رساند بلکه همه را شدیدا متضرر میسازد ضایعه بس بزرگ و جبران ناپزیر است ..

اقای مظفری در تحلیل خیلی خو ب و جامع شان درمورد پیامد های روحی روانی ضمن برشمردن موارد مختلف ان از جمله اشاره کرده که " چه بسا همسران مسافرین که در بهترین دوران عمر خود با دوری از پدر ومادر و خویش و اقارب خود تنها به امید آمدن همسر خود سالها رنج های فراوانی را از نظر روحی و جسمی متحمل می شوند و هم چنان شب و روز عمر خود را پشت سر می گذارند ، اگر فرهنگ اصیل دینی و تحمّل و بردباری و ایثار و از خود گذشتگی خود زنان و مادران ما نبوده ونباشد معلوم نبود که در اثر طولانی شدن این مسافرت ها چقدر کانون های خانوادگی  فرومی پاشید و چه قدر مشکلات عدیده ای دیگری پدید می آمد "  گرچند صبر تحمل و فا ، وابستگی عاطفی و دینی در زنان و مادران ما قابل تقدیر   است، اما واقعیت تحمل انها در کنار موارد که شما ذکر کردید زیادتر ناشی از دربند بودن انها و عدم رعایت و اهمیت دادن به حقوق زنان است که در جای خودش در خور برسی شایانیست. انها درجامعه دارای حقوقی به معنی جدید ان به هیچ و جه نیست   تا ما شاهد اقامه دعوای انها درمقابل این همه رنج های باشیم انها محکوم به پرداخت تمام هزینه های عمر شان در تمام موارد و تحمل تمام رنج ها میباشد چون در جامعه مرد سالار ما انها در عمل چیزی خیلی بیشتر از جنس دراراده و اداره مرد ها نیست! تا شانسیی یا حقی قابل دفاع داشته باشد . البته فعلا منظور من از نقد این مورد نیست و شما هم اشاره به موضوع کرده اید . بلکه  منظورم از مطرح کردن این موضوع این بود که تلاش و دوری ها ی طولانی زنها از شوهران شان گرچند به شکل محسوس به طلاق و متلاشی شدن خانواده ها منجر نشده و یا پیامد های سو یا غیر اخلاقی نداشته اما قطعا و قتی درد ها و رنج های انها از حد و مرز میگزرد و کا سه صبر شان لب ریز میشود یا به اصطلاح دمش به سرش میزند اگر نمی تواند را حلی برایش پیدا کند و یا نمی تواند ازنظر قانونی اقدام کند دست به یک سلسله اقدامات منفعلانه میزنند : چون خود کشی های نا موفق از طریق خوردن زهر و یا خود سوزی و غیره ُ..

حالا سوال اینجاست که ایابااین همه مشکلات نه تنها شخص خود مسافر  بلکه فامیل ، و اولاد  باز دست رنج چندین ساله خود را به هوا بدهیم!! و باعث بربادی و تلاش بخش عمده ازعمرخود شویم که نتنها نفعی برای هیچ کسی نمی رساند بلکه این همه اصراف و خرچ های بی هوده و پوچ مایه رنج و مشکلات فراوان نیز میشود نهایت خرافه پرستی و تیشه زدن به پای خود نیست ؟ !!

حالا موضوع راه کار ها و راحل مطرح است : گرچند میتوان را های مبارزه چند گانه را مطرح کرد اما موثرترین را حل راحل پیشنهادی اقای مظفری است که دوستان دیگر هم بر ان تاکید کرده است : یعنی هیچکس دیگر بیشتر از خود مسافرین ما که این همه مشکلات و مشقات دوری،  خطرات را با دل و جان خود احساس کرده  نتیجه کار کرد هیچک کس دیگر به اندازه انها موثر بوده نمی تواند . اگر مسافرین عزیز ما که به و طن بر میگردد به فاملین و دوستان خود بگوید که من نمی خواهم این همه مصارف پوچ را بنمایم و از کسی هم توقع مهمانی و یا استقبال را ندارم در عوض میخواهم الگو خوبی برای مردم خود باشم و بجای این مصارف بی اساس می خواهم پولی را برای فقرا و یا کارهای عام المنقعه چون بازسازی راه ، اعمار پول ، مکاتب ، کمک به معلمین و انانیکه در مشکلات اقصادی دست  و پنجه نرم میکنند  و اولاد های این مردم را تدریس میکنند .ایجاد مراکز سواد اموزی و یا کارهای ابتکاری دیگر از قبیل راه اندازی کارگاهای  فنی که زمینه کار برای بعضی ها ایجاد میکند به مصرف رساند افتخار بزرگ دنیوی و معنوی حاصل خاهد کرد لذا اگر چند تا از دوستان بااحساس درکنار هم در اروپا یا کشورهای دیگر جمع شود و باهم تصمیم بگیرد که باهم چنین ابتکار را انجام دهم یک نمونه و سمبول خوبی برای همه خواهند بود و ا فتخار بزرگ را نصیب خواهند شد                                                                                                      

به امید موفقیت همه !                                                                                                         

اصف اکبری