نوشته جدید حنیف رحیمی!
دوستان عزیز سلام
دوستان عزیز خوشحالم از اینکه در صحبت با آقای شفایی تا اندازه ای موفق شدیم با نظرات همدیگر بیشتر آشنا شده و حداقل برروی بعضی مسایل که در گذشته ها باعث دل سردی دوستان در سهم گرفتن در امور کارهی اجتماعی شده است توافق نموده و بپزیریم که تکرار چنین مسایلی در آینده نیز میتواند اهداف و روحیه کارهای اجتماعی را تخریب نموده و برای مدت های طولانی به تاخیر بیندازد، از اینکه تجربه گذشته به ما نشان میدهد که کوچک ترین حرکت منفی چقدر تاثیر منفی در هماهنگی و پیشرفت کارهای اجتماعی میتواند داشته باشد، که بعدا مجبور میشویم برای وصل نمودن این حلقه مفقوده چقدر دوباره تلاش نمایم، تا کار مان را دوباره از نقطه صفر شروع نمایم و اما به قیمت حداقل چهار ویا پنج سال تاخیر، که به نظر اینجانب جبران نمودنش کار آسان و ساده ای نخواهد بود. لذا تشویش و دغدغه ما نیز از همین ناحیه است، که اول باید صحبت های دوستانه، دلسوزانه و کار سازانه انجام گیرد و راهکارهای علمی و عملی بوجود آید و توافقات لازم اخذ گردد و در ادامه از نقطه ای ولو کوچک کار آغاز گردد، که هر شخصی که در هر جایگاهی قرار داشته باشد باید مسئول و جواب ده باشد، خود را در برابر دوستان شان و در قبال وظیفه شان جدا مسئول احساس نمایند. که به نظر اینجانب برای چنین کاری لازم است چهارچوب کاری ایجادگردد.
این جانب باز هم طرحی کوچکی خدمت دوستان ارائه نموده و طبق پیشنهاد قبلی دوستان این دفعه خود را ملزم به پیشگام شدن در این طرح میکنم، امیدوارم دوستان عزیز این دفعه بهانه نیاورده و کسی را متهم به کم کاری و یا طرح را طرح غیرعلمی و غیر عملی قلمداد ننموده بلکه بدور از وابستگی های فکری، سمتی، گروهی و سیاسی در این پروژه کوچک منطقوی که همگی مان مشترکات یکسان باهم داریم شرکت نمایند، دوستان عزیز ممکن است در نظر بعضی دوستان این طرح نیز یک طرح ایده آلستی و آرمان گرایانه باشد که عملی نمی باشد، اما دوستان محترم ما در جاهای دیگر بوضوح عملی بودن و مثمرالثمر بودنش را تجربه کرده ایم، اما از اینکه چرا در جامعه ما عملی نیست این هم مشخص است، از اینکه ما تاهنوز چنین کارها را تجربه نکرده ایم، و برای ما چون تجربه نکرده ایم مشکل و یا غیر ممکن می آید، اما دوستان عزیز هم چنانکه یک طفل در دوران طفولیت اول سعی میکند راه رفتن را بیاموزد در آغاز که بلند میشود می بینیم که می افتد، ولی باز هم آرام نمی نشیند بازهم تکرار میکند تا بلند شود و تا اینکه بتواند قدم بگذارد، و در این جا فقط به مادر و یا پدر نیاز دارد که تا دستش را بگیرد تا دوباره نیفتد، و حالا نیز ما و شما باید سعی کنم پدری کنیم و نگذاریم این طفل نوپای مان که میخواهد راه رفتن بیاموزد به زمین بیا فتد و اگر افتاد هم باید به کمک همدیگر برداریم و براه رفتن رهنمون اش کنیم.
طرح پیشنهادی.
کمیته خارجی.
1 در قدم نخست دوستان مقیم خارج در سطح کشوری که در آن ساکن میباشند باید یک و یا دو نفر شان را بعنوان مسئول هماهنگ کننده کار ها انتخاب نمایند تا اینها بتوانند یک مرکزیت را بوجود آورده و با دوستان مقیم آن کشور در تماس شده و برای پیشبرد و چگونگی جمع آوری کمک ها اقدام نمایند.
2 در قدم دوم در یکی از کشور ها یک مرکزیت عمومی بوجود آید و مطابق با قوانین آن کشور یک موسسه ای غیر انتفاعی ثبت و راجستر گردد، و توسط این مرکز یک حساب بانکی مستقل بنام این نهاد باز گردد، و شماره حساب بانکی برای تمام کمیته های کشور های عضو اعلام گردد، و ماهانه و یا هر سه ماه بعد کمیته های عضو کمک های جمع شده را به شماره حساب مرکز واریز نموده و رسید در یافت دارد، و یک کپی از رسید را برای خودش نگهدارد و یک کپی دیگر هم برای مرکز یا ایمیل نماید یا در وبسایت بگذارد.
3 کمیته های مذکور هرکدام مسئول حساب دهی به اعضای خود میباشد و کمیته مرکزی مسئول حساب دهی به کمیته ها و همه اعضا میباشد، و ضمنا هرما استیتمینت که از بانک دریافت میدارد را با قبض های که برای پروژه های کاری بداخل پول فرستاده است را در وبسایت به نشرسپارد، تا در معرض توجه عموم قرار گیرد، که هم از یک طرف شفافیت بوجود می آورد به حساب ها، و هم از طرف دیگر تشوقی خواهد بود برای دوستان دیگر که اگر تاهنوز تصمیمی نگرفته باشد تشویق گردد تا خود را با کاروان کارهای اجتماعی شان وصل نمایند.
کمیته مرکزی باید بعد از تکمیل پروژه قبلی گذارش مکمل از داخل در یافت نموده و بعدا برای پروژه بعدی فند ارسال نماید تا حساب دهی از داخل انجام نگیرد حق پرداخت پول بابت پروژه بعدی را ندارد.
کمیته داخلی.
4 دوستان داخل باید انسجام بهتر و بیشتری را از قشر تحصیل کرده ها و محصلین بوجود آورد و گروه های کاری خود شان را ترتیب دهند. در دو بخش باید عملا وارد کار و زار گردد.
4-1 بخش کار های اجتماعی. این بخش باید در موارد ضرورت های عاجل تحقیق نموده و بترتیب اعلام نماید که در قدم نخست چه کارهای عاجل تر از بقیه میباشد و ضمنا راه کارهای عملی را ارئه نموده و از کمیته خارج درخواست فند نماید، و کمیته مرکز با مشورت با بقیه بخش ها و در صورت تاید و توافق فند را به دوستان مسئول در بخش کارهای اجتماعی در داخل منتقل نماید. دوستان در بخش مذکور درداخل به کارها اقدام نموده و در صورت تکمیل حساب مکمل ارئه دهند. در قدم بعدی پروژه بعدی را آغاز نمایند.
4-2 بخش کار های فرهنگی. این بخش باید در امور مسایل فرهنگی بپردازد. نجات دادن مکتب از خطرات احتمالی که با آن روبرو میباشد از قبیل بوجود آوردن روحیه همکاری، همیاری و همدلی در بین مدیران و معلمین مکتب. مبارزه با روحیه های زهر آگین که مکتب را از هرگونه افکار منحرف کننده طایفه گی و قومی بازدارد. سهم گرفتن در کار معلمی مکتب بخصوص به صنوف بالا ناگفته نماند که همان طور که قبلا عرض کردم هرمحصل که از دانشگاه فارغ میشود تا برای خود کار ایده آلش را جستجو نکرده است برای مدت شش ماه بطور داوطلبانه به مکتب که برادر کوچکتر از خودش درس میخواند تدریس نماید تا در این صورت هم مکتب از مشکل بی معلمی رهایی یابد و هم یک روحیه همکاری و همدلی در بین جوانان تحصیل کرده ما بوجود آمده و این به یک سنت ارزشمند تبدیل گردد.
4-3 بوجود آوردن یک نشریه منطقوی تا هم آزمایشی باشد برای جوانان فرهنگی مادر داخل و هم تشویقی باشد برای متعلمین در امر خوندن و نویشتن.
4-4 دایر نمودن کورس های تقویتی مجانی در زمستان ها از طرف محصلین و فارغین در منطقه جهت بالابردن سطح شاگردان برای آمادگی در کانکور.
4-5 مهیا نمودن معلم کامپیوتر که در صورت پیشرفت کارها و بوجود آوردن کلاس کامپیوتر باید به دانش آموزان در صنوف بالا تدریس نمایند.
4-6 گذارش دهی مفصل از اوضاع و احوال داخل منطقه که هم یک اطلاع رسانی خیلی خوبی خواهد بود برای دوستان که علاقمند احوال وطن و زادگاهش است که در خارج زندگی میکنند، و هم تشویقی خواهد بود برای دوستان که بجای فراموشی کامل وطن خود از احوال وطن باخبر شده وبه کار های اجتماعی زادگاه خود سهیم گردد.
امیدوارم دوستان عزیز اینجانب را دوباره به ارائه دهنده طرح ها و برنامه های غیر علمی و غیر عملی و آرمان گرایانه متهم نکند ما و شما در قدیم یک ضربالمثل داشتیم که میگفت" کوه هرقدر هم بلند باشد بالای خود راه دارد" و فقط نیاز است که همان راه را بیابیم اگر راه را یافتیم و بعدا به کمک همدیگر و به همت بلند شما خوبان میتوانیم از این کوه ها عبور نماییم.
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده است
دوستان محترم باید عرض گردد که برعکس کشور های دیگر متاسفانه در آسترالیا برادران شما تعداد شان به اندازه انگشتان دست تان هم نمرسد که ماها همیشه از این ناحیه رنج میبریم، در صورتیکه تعداد کل هزاره های آسترالیا به شمول فرزندان شان از مرز ده هزار نفر هم میگذرد و در این میان شاید چیزی کمتر از نصف شان را دوستان کویته گی ما تشکیل میدهند، که متااسفانه آنها بدلیل نداشتن ارتباط با داخل انگیزه و یا احساس همکاری در این گونه مسایل کوچک و منطقوی را هرگز ندارد، و بقیه چیزی بیشتر از نصف دیگر را نیز تقریبا یک سوم اش را دوستان مهاجر ما که سالیان درازی را در ایران و یا سوریه و بقیه کشور های عربی و خلیج گزرانده است تشکیل میدهند، که متااسفانه نه تنها روحیه خوبی در امر سهم گرفتن در چنین کار های منطقوی را ندارد بلکه آنها برعکس کویته گی ها حتی همان روحیه قومی و یا هزارگی را هم ندارد، که بطور نمونه پار سال در مورد هجوم کوچی ها به هزارستان در منطقه بهسود یک سری حرکت های را دوستان آغاز کردند جهت جمع آوری کمک به بیجا شدگان بهسود که متاسفانه نتیجه چنان مثبتی نداشت، از اینکه این گونه افراد که در بالا یاد آوری شد نه خیلی آگاهی دارد به این گونه مسایل و نه هم به علت نداشتن ارتباط ازقبل علاقه مندی دارد به این گونه مسایل. می ماند بقیه کمتر از نصف این جمعیت که باز هم تعداد شان اندک نیست که در این جمع اکثریت را مردم جاغوری تشکیل میدهند و به ترتیب بهسود، کابل، مزار، ارزگان، شهرستان و بقیه مناطق مرکزی و یا هزارستان اما سوگمندانه در جمع مربوط به ولسوالی جاغوری و مالستان از مردم بنام> پشی < بعنوان نمک هم یافت نمیشود در صورت که ما می بینیم خوشبختانه در کشور های اروپایی جوانان خوب ما خوب درخشیدند و آن خالی گاهی را که در این سرزمین پهناور ماها احساس میکنیم خوش بختانه در اروپا دوستان ما احساس نمیکنند که جای شکرش باقی است. این است که دوستان ما بخصوص آقای شفایی عزیز در صحبت هایش همیشه از دوستان اروپایی و آسترالیایی حرف میزند و بدون در نظرداشت اینکه بداند چه تعداد از دوستان شما در آسترالیا زندگی میکند و ازاین تعداد چه تعداد شان به همکاری در این گونه مسایل علاقه مندمیباشند. دوستان عزیز این جانب تصمیم گرفتم تا در پیشنهاد دوستان در مورد پیشگام شدن در این مسیر لبیک گویم و پیشنهاد دوستان را میپزیرم تا آغازی باشد برای کارهای اجتماعی و همچنان تشویقی باشد برای سهیم شدن دوستان دیگر. لذا این جانب مبلغ پنجصد دالر در شش ماه یعنی سالانه یک هزار دالر برای سهیم شدن در کار های اجتماعی میپردازم اما همچنان که در صحبت های قبلی عرض کرده ام که از یک گل بهار نمی شود امیدوارم دوستان خوب و با احساس ما همگی از گوشه و کنار جهان از همه کشور های اروپایی گرفته تا دوستان خوب ما یعنی حاجی صاحبان عزیز از کشور های خلیج و از دوستان تاجر مان در آسیای میانه و زوار های متدین مان در ایران همه و همه در این کار خیر اجتماعی شرکت نمایند، تا بتوانیم دست بدست هم داده گام های مثبتی را برداریم، تا توانسته باشیم کارمان را از یک نقطه ای آغاز کرده باشیم. لذا از دوستان ما در داخل خواهش مندیم تا لطف نموده ضرورت ها را در نظر گرفته و پروژه کوچکی را برای دوستان اعلام نمایند که در صورت داشتن فند کافی اقدام گردد، این نکته باید به عرض دوستان برسد که بقول معروف سنگ بزرگ بلند نمودن به معنای نازدن است و خواهشمندیم پروژه های که از طرف دوستان ارئه میگردد با در نظرداشت توانایی های دوستان شان باشد طوری نباشد که اگر سنگ را بردارد کمرش رگ شود و اگر برندارد هیچ کاری صورت نگیرد.
همتم بدرقه ای راه کن ای طاهر قدس که دراز است ره مقصد و ما نو سفریم.
شاد و پیروز باشید. مورخه 3/7/2009 حنیف رحیمی