تبصره ای بر نظر آقای نظری!
سلام خدمت آقای نظری و دوستان خواننده!
آقای نظری در پیام دانی وبلاگ پیام به ارتباط نامه آقای رحیمی نظر داده بودند. نظر خیلی عالی و سازنده برای ما جمع دانشجویان. برای استفاده بیشتر دوستان نظر آقای نظری را بصورت روشن در همین جا زینت نوشته ام کرده و بعداً تبصره خود را پیرامون آن مینویسم.
نظر آقای نادر نظری " با سلام خدمت همه دوستان و با تشکر از نظرات و طرح های آقای مظفری و آقای رحیمی که در پاسخ نوشتهء «تند در شعار- کند در عمل» آقای شفایی نوشته اند.
شفایی جان نوشته است که در ابتدا بچه های خارج نشین وعده ها و شعار های تند کمک به داخل را داده اند، که درست هم گفته است. همانطور که ایشان تذکر داده است، بچه های اروپا و استرالیا نشین؛ هم طرح های ماده وار داده بودند و هم حرف های سیاسی- ایدیولوژیک بر زبان رانده بودند. دلیلش هم این بود که آنها بعد از برآمد «انجمن فرهنگی پیام» دل خوش داشتند که بچه های دانشگاهی ما؛ ما شاالله چه از نظر کسب دانش علمی و چه از نظر آگاهی و معلومات سیاسی بحدی رسیده اند که بتوانند برای مردم شان موثر واقع شوند و دلسوزانه و متعهدانه برای این مردم محروم کار و تب و تلاش کنند. درست همین این افتخارات کذایی، این بچه ها را تحریک و تشویق کرد تا هم در عرصه های فرهنگی و هم در عرصه های امداد رسانی اقتصادی، شعار و وعده همکاری بدهند.
به این ترتیب شعار ها و وعده ها که شفایی جان از آن نام برده است؛ حقیقت دارد. اما در پهلوی این حقیقت؛ یک حقیقت دیگر که شفایی جان از قلم انداخته است، نیز وجود دارد و آن اینکه، این بچه ها بیهوده و بیخودی به چیزی دل خوش داشته بودند، که ارزش دل خوش داشتن را نداشت. یعنی اینکه بچه های اروپایی و استرالیایی به آن ادعا ها و شعار های بچه های دانشگاهی انجمن که مدعی بودند برای مردم کار و خدمت می کنند، یقین و باور پیدا کرده بودند.
از آنجائیکه هر ادعا عمل میخواهد، بچه های انجمن در عمل هم ثابت کردند که اهل عمل نیستند. این اهل عمل نبودن انجمن فرهنگی پیام؛ موجب تحت الشعاع گرفتن بچه اروپا و استرالیا نیز شد.
بچه های انجمن درین پروسه، نقش هسته و محور را بازی میکنند. اگر این محور و هسته حرکت و چرخش داشت، طبیعتاً سرعت عمل آن به اطراف آن نیز میرسد. یعنی این محور هرقدر سرعت عمل بخرج داد، باد ها و گرد و غبار ناشی ازین فعل و انفعالات را به اطراف پرت میکند و اطراف در جهت عکس العمل آن می براید و واکنش نشان میدهد.
عکس این مثال نیز صدق میکند. اگر چرخ یا محور این هسته هیچ حرکت نکند، عوامل بیرونی نمیتواند این مرکزیت را بگردش در آورد.
نتیجه اینکه، بچه های اروپا و استرالیا نشین، دیگر یقین پیدا کرده اند که بچه های انجمن اهل کار و بار خدمت به مردم نیستند و نمیتوانند مصدر خدمت به خلق محسوب شوند. بهمین دلیل در عمل کند شده اند و در شعار هم همان تندی شان را پس گرفته اند.
لذا اینکه ما شعار های تند و حرف های سیاسی – ایدئولوژیک میزدیم، فکر میکردیم که در انجمن هم کسانی هستند که به این چیز ها سر در آورده و اهمیت میدهند. وقتی عمل ثابت کرد، ما هم شعار های تند و حرفهای سیاسی-ایدئولوژیک مان را پس میگیریم و متنظر می مانیم تا کسانی پیدا شوند که هم به این شعار ها و حرفهای سیاسی –ایدئولوژیک اهمیت بدهند و هم بتوانند چرخ این مرکزیت را به چرخش در آورند تا بچه های خارج نشین را هم فعال کند. "
ضمن تایید نظر آقای نظری در مورد کم کاری دانشجویان؛ ملاحظه هم دارم که میخواهم آنرا در قالب چند پاراگراف و یا سوال مطرح کرده و طالب پاسخ از آقای نظری و سایر دوستان گردم.
آقای نظری گفته است که جوانان خارج نشین، بعد از بر آمد انجمن متمایل به جمع آوری کمک های مالی شده و خواستند که کمک های مالی شان از آدرس انجمن در داخل منطقه به مصرف برسد. من درین مورد نظر دیگری دارم و آن اینکه بچه های خارج نشین قبل از برامد انجمن روحیه همکاری بیشتر داشتند که بعداً تمایل آنها به هر دلیل که بود، کم شد و به صفر تقرب کردند. به عنوان مثال در اخیر سال 2002 وقتی من بعد از فراغت مکتب از پاکستان به وطن باز گشتم، دیدم که چندین پایه کمپوتر از آدرس تعاون مالی بچه های لندن خریداری شده بودند و ازان ببعد دیگر هیچ کمک به مکتب صورت نگرفت. طرح های آقای رحیمی و مطهری هم قبل از برامد انجمن بود نه بعد ازان!
حال میپردازم به این قسمت از نظر آقای نظری که واقعاً برای من و جمع ما گنگ و مبهم است. آقای نظری! شما نوشته اید که < از آنجائیکه هر ادعا عمل میخواهد، بچه های انجمن در عمل هم ثابت کردند که اهل عمل نیستند. این اهل عمل نبودن انجمن فرهنگی پیام؛ موجب تحت الشعاع گرفتن بچه اروپا و استرالیا نیز شد.>
لطف نموده به این ارتباط بیشتر توضیح دهید که عملکرد متوقعه دوستان خارج نشین از ما چه بوده اند که جمع ما از عهده آن برآمده نتوانستند؟ چه کار های را دوستان خارجی ما به ما محول کردند که ما قادر به اجرا آن نشدیم؟ بغیر از حاجی ظاهر و نیک محمد؛ کدام منابع مالی را دوستان اروپای و استرلیا نشین بمنظور پیشبرد کارهای علمی- فرهنگی تخصیص دادند که جمع ما دست به اختلاس آن زده و گزارش دهی شفاف به تمویل کننده گان آن ندادیم؟
آقای نظری! من عمل را وابسته به امکانات میبینم که بدون آن افلاطون هم هیچ کاری کرده نمیتواند چه رسد به قشر نو پا و بی تجربه دانشجوی ما که از یک بستر فرهنگی علم ستیز و تحول ستیز بر آمده باشد.
برای وضاحت مطلب یک مثال برای شما و دوستان میزنم. از 26 جوزا به بعد 41 تن از کاندیدان ریاست جمهوری دست به تبلیغات انتخاباتی زده و پوستر های خویش را در دیوار ها و تابلو ها نصب کرده اند. از میان همه شان؛ از کسی بیسیار بدم میاید؛ آقای کرزی و معاونان جنگ سالار او است. به این دلیل که ایشان در عمل ثبوت کرد که در طی چندین سال اخیر؛ کمک های بین المللی را به وجه صحیح آن مدیریت نتوانسته و برای بهبودی امنیت، معارف، اقتصاد و ..... کاری کرده نتوانست. در حالیکه امکانات خوب در اختیارش بود.
تعجب درین است که شما بدون موجودیت امکانات مادی؛ از مفلس ترین قشر جامعه که همانا دانشجویان است، توقع عمل دارید. قشر که دسترسی به کمپبوتر و انترنیت ندارد؛ شما میگویید که همه اعضای آن مقاله بنویسند. جمعیت که از نقطه نظر مالی بار دوش فامیلهای شان اند؛ شما از آنها توقع ساختمان سازی برای مراکز عملی- فرهنگی دارید! حال چون آنها این کار را نتوانسته؛ برای شما و دوستان به ثبوت رسانده اند که آنها مصدر خدمت برای مردم خویش شده نمیتوانند.
شما گفته اید که دوستان خارج نشین روی انجمن اعتماد نداشته و منتظر بدیل خوب برای انجمن است تا از آدرس آنها به منطقه کمک نمایند. به جرئت برایت میگویم که اگر دوستان منتظر چنین یک بدیل است؛ آرمان های خدمت به و طن را با خود در گور خواهند بردند. بنظر من انتخاب بد به عنوان همکار بهتر از بد تر است.
در نوشته < تند در شعار- کند در عمل> من گفته بودم که دوستان در طی این همه مدت صرفاً طرح دادند و سخن های سیاسی- ایدیولوژیک بر زبان راندند. ولی در عمل چیزی انجام ندادند. این جمله به هیچ عنوان نفی کننده ای اهمیت طرح ها و نوشته های سیاسی- ایدیولوژیک دوستان نیست. طرح ها و نوشته های سیاسی دوستان برای ظرفیت سازی همدیگر ما از اهمیت و ارزش بالا ی برخوردار بوده و لی بصورت آنی تاثیر قابل محسوس آن بصورت مستقیم متوجه اجتماع و مردم ما نمیگردد.
نوشته ام را در همین جا خاتمه داده و منتظر عکس العمل شما میمانم.
مسرور و سر حال باشید.
ضیا شفایی