آیا ازدواج موقت در اسلام همان عیاشی شرعی است ؟
بسمه تعالی
تأملی بر نوشته های آقای نظری (قسمت چهارم)
باسلام مجدّد خدمت دوستان عزیز و بینندگان محترم !
در ابتدا ادامه نوشته های آقای نظری را پیرامون نظر اسلام درمورد ازدواج موقت مطالعه نموده و سپس تأملات خودم را پیرامون آن مطرح می نمایم سوال اصلی این بخش این است که :
آیا ازدواج موقت در اسلام همان عیاشی شرعی است ؟
در پاسخ به این سوال نیز نظر آقای نظری مثبت و نظر این جانب منفی است در ابتدا نظر آقای نظری را می خوانیم که خطاب به بنده نوشته اند :
( شما در نوشته قبلی تان فرموده بودید که دشمنان اسلام بخاطر جلوگیری از عیاشی شان، با اسلام مخالفت میکردند. خوب سوال اینجاست که مگر اسلام مخالف عیاشی است؟ اگر هست پس چرا چهار زنه، صیغه کردن بدون محدودیت و کنیز گیری را شرعی کرده است؟ مگر روحانیون شیعه نمیگویند که حضرت علی یک شب نیز بدون صیغه نخوابیده و امام حسین چند صد زن صیغه ای داشته بود؟ مگر در جمهوری اسلامی ایران دفاتر رسمی ازدواج موقت یعنی صیغه وجود ندارد که از برکت پادوان شان میخواهد این عیاشی اسلامی و به بیان بهتر فاحشه گری شرعی را در قانون اساسی افغانستان رسمیت بدهد و بعداً شعبه آن را در چهیل باغتوی پشی نیز باز نماید!
آیا مگر این مسایل دروغ و اتهام است؟ آیا اگر این فاحشه گری شرعی یعنی صیغه در قانون اساسی افغانستان برسمیت شناخته شود، دفاتر آن در هزارجات افتتاح نخواهد شد؟ و آیا این خود شیوه ای از عیاشی شرعی نیست و مگر عیاشی شاخ و دم دارد؟ اینکه اسلام زنا را با زن شوهر دار حرام دانسته، آیا کدام مذهب و کیش های غیر مذهبی را سراغ دارید که آنرا حلال و مجاز دانسته باشد؟
آیا میخکوب شدن زنان افغانستان و هزاره جات ریشه در مناسبات فرهنگی و تاریخی خود این مردم دارد یا عوامل بیرونی تحمیل شدن شریعت اسلامی در میان زنان بوده است؟ حتا صد سال قبل حجاب اسلامی در میان زنان نهادینه نشده بود و پدربزگان ما بیاد دارند که زنان محل در اکثر اوقات بدون کدام رو سری بکار مشغول بودند. در یک سفری که با پدر آقای مظفری از ایران بسمت افغانستان داشتم، بیاد دارم که پدر آقای مظفری میگفت که در دوران جوانی اش با دختران محل یکجا آب بازی میکرده اند که ازین خاطره لذت بخش اش، تبسم زیبا و معنا داری بر لبانش نقش می بست. آقای مظفری ما به این پدیده ها مینامیم، مستندات و قرائن تاریخی و شما حق دارید که بقول مهاجر شوخک ما، فیل را قیل معرفی کنید.)
پاسخ :
در مورد اینکه اسلام با عیاشی مخالف است و ازدواج متعدد یا چهارزنه نیز نشانگر عیاشی شرعی نیست در بخش قبلی توضیحاتی داده شده است ، در این بخش در مورد تجویز صیغه و ازدواج موقت بی نهایت!! توضیح می دهم که باعیاشی و فاحشه گری فرق دارد یا نه ؟
در ابتدا برای واضح شدن مطلب عرض می کنم که همه می دانیم که بسیاری از مشکلات و برداشت ها و تصورات نابجا از ندانستن عمیق مسایل سرچشمه می گیرد و از این جهت از آقای نظری تشکر می کنم که موجبات توضیح بیشتر مطالب را فراهم ساخته است یکی از جاهایی که در اثر ندانستن حقیقت مطلب ، مشکلات را به دنبال داشته است همین بحث ازدواج موقت یا به تعبیر عمومی صیغه است که هرگاه سخن از چنین ازدواجی به ميان می آيد، به ذهن اکثر افراد ، روابط جنسي مردان داراي همسر با زنان بی شوهر و عیاشی و شهوترانی و حتی فاحشه گری در قالب شرعی و امثال آن خطور می کند و بعضی از سوء استفادههايي که کم و بيش در هر چیزی از جمله در این مسئله نیز وجود دارد ، موجب تشویش و نگرانی بیشتر افکار عمومي، می گردد. و تبلیغات منفی دوستان نادان و دشمنان آگاه نیز این تصوّر را در اذهان عمومی تقویت می کند که مقصود از صیغه، همان همبستري چند دقيقهاي يا يکي دو ساعته و در هر ساعت در دامن این و آن پریدن و فقط ارضاي شهوت جنسی است و هیچ چیزی دیگری در آن وجود ندارد!!
براي درک بهتر و برداشت تصور دقیقتر، کارهایی بیشتری لازم است که باید در وقت مناسب تر صورت بگیرد و در این فرصت کوتاه تنها به بررسی چند نکته پرداخته و توضیحات بیشتر را به وقت دیگر موکول می نمایم هر چند همین نکات کوتاه نیز مباحث را بیش از حد به درازا کشانده است و امیدوارم که دوستان با صبر و حوصله و در یک فضای آرام به مطالعه بپردازند :
اولاً ازدواج موقت ازجمله اختلافاتی است که بین شیعه و سنّی وجود دارد و در این جا نمی خواهم این بحث اختلافی را دامن بزنم ولی دانستن تاریخچه اجمالی آن را برای دوستان عزیز ضروری می دانم .
شیعیان مشروعيت ازدواج موقت را به اتفاق آراء قبول دارند اما عالمان اهل سنت، تشريع چنين حکمي را در زمان رسول خدا (ص) ميپذيرند، ولي ادعا دارند که اين حکم مقطعي بوده و بعداً نسخ شده است ، عالمان شيعه گزارش نسخ این حکم را معتبر ندانسته و طبق روايات معتبره از ائمه اهلبيت (ع) و اسناد تاریخی آن را حکم هميشگي می دانند.
تاریخچه ازدواج موقت در میان اهل سنت:
اسناد و مدارک تاریخی و روایی به خوبی مشروعیت ازدواج موقت را در زمان رسول خدا (ص) نشان می دهند در بسیاری از منابع مطرح شده است که اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله معتقد بوده اند که : آيه ی « فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه» (نساء /24) درباره ازدواج موقت نازل گرديده ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله به انجام آن در بعضی از سفرها دستور فرموده و صحابه با مهريه ی تعيين شده از آرد و خرما يا جامه و لباس و... با زنان ازدواج موقت می کرده اند، و اين حكم در زمان ابوبكر و نيمى از خلافت عمر همچنان جريان داشته ، تا آنكه عمر به خاطر اقدام شخصی به نام عمرو بن حريث که همسرش از او حامله شده ولی او شاهدی بر این ازدواج نداشته است ، و یا به دلیلی که بعداً ذکر خواهد شد ، آن را ممنوع اعلام كرده است و در این زمینه خود جناب عمر نیز تصریح کرده است که :
ای مردم ! سه چیز در زمان رسول خدا معمول بود که من از آنها نهی می کنم و هرکس را که مرتکب آنها گردد مورد عقاب و کیفر قرار می دهم . آن سه چیز عبارت است از متعه ی زنان ، متعه حج، و حیّ علی خیرالعمل .
پس از آن، ازدواج موقت در جامعه اسلامى ممنوع و حرام اعلام شده است، و خليفه دوم نيز، تا پايان دوران خود بر آن اصرار ورزيده و نصيحت و خير خواهى ناصحان نیز در وى اثر نبخشيده است .
درپاسخ نصیحت عمران بن سواده که گفت : مردم مى گويند: تو ازدواج موقت را حرام كرده اى ، در حالى كه آن اجازه و رخصتى خدائى بود: با مهريه مناسبى متعه مى كرديم و پس از سه روز جدا مى شديم .
عمر گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را در زمان ضرورت حلال فرمود. پس از آن ، مردم در رفاه شدند و اكنون كسى از مسلمانان را نمى شناسم كه به آن عمل كرده يا به سوى آن باز گردد. الان نيز هر كه خواهد با مهريه مناسب ازدواج كند و پس از سه روز با طلاق جدا شود. پس كار درستى كرده ام ...
این استدلال و توجیه خلیفه دوم را بعداً مفصل بررسی خواهیم کرد .
آنچه در این جا مورد توجه است سیر تاریخی این مسئله در میان اهل سنت است که پس از این نهی خلیفه دوم اين سياست تا شش سال اول دوران خلافت عثمان نیز ادامه يافت ،بعد از آن ، نسل تازه اى پديد آمد كه از اسلام چيزى نمى دانست جز آنچه سياست خلافت اجازه نشر و بيان آن را مى داد.
در نيمه دوم خلافت عثمان نيروهاى حاكمه خلافت منشعب شده و رو در روى هم قرار گرفتند و درگيرى بین آنها باعث آزادی نسبی و باز شدن ميدان عمل براى مسلمانان گردید و بخشى از احاديث ممنوعه منتشر شد و نسل جديد مسلمانان چيزهائى از جمله حلّیت ازدواج موقت را از بزرگان شان شنیدند كه قبلاً شنیده نمى توانستند ، ا از جمله وقتی معاويه بن ابى سفيان به این کار اقدام می کند کار او باعث زمزمه ها و بگو مگوهایی بین اصحاب شده و بعضی از آنها صحت آن را در زمان رسول خدا(ص) تصریح و تأیید می کنند و بعد از آن سخن گفتن از حليت ازدواج موقت و فتواى به آن ، آغاز می شود . و برخی از بزرگان خود اهل سنت نقل کرده اند که امام على - عليه السلام - فرموده: اگر عمر ازدواج موقت را ممنوع نكرده بود، هيچ كس زنا نمى كرد مگر شقى و بدبخت .
از ابن عباس نیز نقل شده است که گفت : ازدواج موقت هديه اى الهى بود كه خداوند بر بندگانش بخشود (و عمر آن را ممنوع كرد) و اگر عمر از آن نهى نكرده بود، هيچ كس جز شقى نگون بخت زنا نمى كرد و پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله جماعتى از پيشينيان صحابه (رض) بر حليت آن باقى ماندند كه اسامی شان در تاریخ ثبت شده اند .
ازدواج موقت از نظر فقه شیعه
از نظر فقه شیعه مشروعیت ازدواج موقت مثل زمان رسول خدا(ص) به حال خود باقی مانده و کیفیت آن نیز چنین است كه : زن ، شخصاً يا به وسيله وكيل خويش ، خود را براى مدتى معلوم با مهريه تعيين شده به ازدواج مردى در آورد كه مانع شرعى ازدواج با او نداشته باشد - مانع شرعى مانند: خويشاوندى نسبى يا سببى يا شيرى يا عده يا شوهر داشتن - و هنگامى كه مدت معلوم پايان پذيرد، يا شوهر، مابقى مدت را به زن ببخشد، از مرد جدا مى شود، و اگر دخول و زناشوئى انجام گرفته باشد، زن بايد به مقدار دوبار قاعدگى (= عادت ماهانه ) عده نگه دارد، و اگر از كسانى است كه عادت ماهانه و قاعدگى ندارد، و به سن يائسگى نرسيده ، بايد چهل و پنج روز پس از ازدواج قبلی صبر كند، اما اگر دخول انجام نگرفته باشد ، مانند زن مطلّقه پيش از دخول ، لازم نيست عده نگه دارد.فرزند ازدواج موقت،در همه احكام شرعى ، حكم فرزند ازدواج دائم را دارد.
شرایط ازدواج موقت
بین ازدواج موقت با ازدواج دایم تفاوت ها و اشتراکاتی وجود دارد که دانستن آنها به درک بهتر این مسئله و رفع بسیاری ازشبهات و اعتراضات و تصورات ناصواب کمک می کند :
1- ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نياز به خواندن عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضايت قلبى زن و مرد درست نمىشود.
2- فرق عمده ازدواج موقت با دائم، اين است كه در عقد موقت بايد مدّت ازدواج در عقد ذكر شود كه آيا مثلاً يك ساعت است يا ده سال در حالیکه در ازدواج دایم اگر مدت ذکر نشود به معنای دایم بودن آن است و در عقد مشکلی به وجود نمی آورد.
3- در ازدواج موقت نیز مهریه وجود داشته و مقدار آن نیز بايد در ضمن عقد مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذكر گردد و اگر معین و ذکر نشود عقد باطل است، در حالیکه در ازدواج دایم بامشخص نشدن مهریه عقد باطل نبوده و مهر به مهرالمثل تبدیل می شود .
4- اگر دختر باکره ای بخواهد صيغه شود، بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى او باشد كما اين كه در ازدواج دائم نيز به فتوای اکثر فقهاء همین طور است.
5- در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن بايد از مرد جدا شود و مثل ازدواج دایم عدّه نگه دارد، مگر اين كه عقد دوباره تجديد شود. و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقيه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مىشود و زن با جدا شدن از مرد باید عده نگه دارد . اما ازدواج دایم فقط با طلاق يا فسخ، عقد منفسخ مىشود.
عدّه، مدت زماني است كه در آن ، زن نميتواند با مرد ديگري ازدواج كند ، این مدّت ، در عقد موقّت ديدن دوبار عادت ماهيانه زنان و در عقد دائم از زمان طلاق، ديدن سه بار عادت ماهيانه است. عدّه وفات شوهر در ازدواج دایم و موقت ، چهارماه و ده روز است. اگر مردي زني را كه در عدّه ديگري بوده و عدّه اش تمام نشده باشد براي خود عقد كند آن زن بر او حرام ميشود.
6ـ فرزندى که از طریق ازدواج موقت به وجود می آید، مثل فرزند ازدواج دایم متعلق به شوهر است .
7 – اگر زن حامله شود باید تا تولد نوزاد صبر نموده و از ازدواج با شخص دیگر، خود داری ورزد.
8- اگر كسي زني را به عقد خود درآورد، اگر چه نزديكي نكرده باشد مادر آن زن به آن مرد محرم ميشود و اگر نزديكي كرده باشد، اگر آن زن از مرد ديگري دختر داشته باشد دختر آن زن نيز به آن مرد محرم ميشود و مرد هرگز نميتواند با آن دختر ازدواج كند.
9- همان طور که خواستگارى كردن زوجـه دائم بـر ديـگـران حـرام اسـت ، خواستگارى زوجه موقت نيز بر ديگران حرام است ، هـمـان طـورى كـه زنا با زوجه ی دائم غير، موجب حرمت ابدى مى شود، زنا با زوجه ی موقت غیر ، نـيـز مـوجب حرمت ابدى مى شود.
10 – همان طور که در ازدواج دائم جـمـع مـيان دو خواهر جايز نيست ، در ازدواج موقت نيز روا نيست.
11- اصولاً راهکار ازدواج موقت ناظر به کساني است که هيچ راه مشروع و منطقی ديگر براي رفع نيازهاي طبيعي و جنسي خود پيدا نکنند. در غیر این صورت حتي برخي از بزرگان شيعه مثل مرحوم کليني رسماً به عدم جواز ازدواج موقت براي کساني که دسترسي به همسر دائمي خود دارند، قائل بودهاند. در اين خصوص، چند روايت معتبر نيز موجود است که ميتوان بر اساس آن فتوا داد و به بعضی از آنهابعداً اشاره خواهد شد.
این ویژگی ها عمده ترین احکام و شرایط ازدواج موقت است و بـديـهـى اسـت كه وقتی از ازدواج موقّت دفاع و طرفداری می کنیم ،طرفدار اين قانون با اين خصوصيات هستيم ، و اما اينكه مردم ما به نـام ايـن قـانـون چه تصوراتی در ذهن دارند و از آن چه سـوء اسـتـفـاده هـايـى شده و مى شود، هیچ کدام ربطى به اصل قانون ندارد. و مخالفت با این قانون و حتی توفیق لغو یافتن اين قـانـون ، جـلوى آن سـوء اسـتـفـاده هـا را نـمـى گـيـرد بـلكـه شكل آنها را عوض مى كند و موجب صدها مفاسدى دیگری می شود كه از خود لغو این قانون برمى خيزد.
متاسفانه رویه معمول در بین مردم این است که به جای دانستن اصل و حقیقت قضیه و اصلاح انـسـانـهـای سوء استفاده چی ، از قضیه توجیه و برداشت غلط ارائه نموده و بـه دليل عدم عُرضه و لياقت در اصلاح انسانها مرتباً به جان مواد قانونى می افتند ، خود را تبرئه می كنند و قوانين را مسئول می دانند . در بحث ازدواج موقت نیز این قضیه به خوبی صادق است که در ادامه بیشتر روشن خواهد شد.
تفاوت های ازدواج موقت و دایم
تا کنون با تاریخچه و بعضی ازاحکام و شرایط ازدواج موقت آشنا شدیم در این بخش به تفاوت هایی مهم بین ازدواج دایم و ازدواج موقت آشنا می شویم که عبارتند از :
1- در ازدواج موقت زن و مرد تصميم مى گيرند بـه طـور مـوقـت نه دایم بـا هـم ازدواج كـنـنـد و پـس از پـايـان مـدت ، اگـر مـايـل بـودنـد تـمـديـد كـنـنـد تـمـديـد مـى كـنـنـد و اگـر مايل نبودند ، خود به خود و بدون جاری کردن صیغه طلاق از هم جدا مى شوند و احکام بعدی مثل نگه داشتن عده هم چنان سر جای خود است .
2 - از لحاظ شرايط، آزادى بيشترى در این ازدواج برای زن و شوهر وجود دارد كه آنها به طور دلخواه به هر نحو كه بخواهند می توانند پيمان ببندند؛ مثلاً در ازدواج دائم مرد بايد حتماً عهده دار مخارج روزانه مثل لبـاس ، مـسـكـن ، احـتـيـاجـات ديـگـر زن از قـبـيل دارو و طبيب بشود، ولى در ازدواج موقّت بـسـتـگـى دارد بـه قـرارداد كـه ميان طرفين منعقد مى گردد. ممكن است مرد نخواهد يا نـتـوانـد مـتـحـمّـل ايـن مـخـارج بـشـود، يـا زن نـخـواهـد از پول مرد استفاده كند.
در ازدواج دائم ، زن خواه ناخواه بايد مرد را به عنوان رئيس خانواده بپذيرد و امر او را در حـدود مـصـالح خـانـواده اطاعت كند. اما در ازدواج موقت بسته به قراردادى است كه ميان آنها منعقد مى گردد.
در ازدواج دایم حقوقی معیّنی در امر هم خوابگی و امثال آن برای زن و شوهر وجود دارد که در ازدواج موقت وجود ندارد.
در ازدواج دائم ، زن و شوهر خواه ناخواه از يكديگر ارث مى برند. اما در ازدواج موقت چنين نيست .
به طور خلاصه تفاوت اصلى این دو ازدواج در اين است كه در ازدواج موقت از لحـاظ حـدود و قـيود آزادی بیشتری وجود دارد، بسیاری از چیزها وابسته به اراده و قرارداد طرفين است. حتى موقت بودن آن نيز در حقيقت نوعى آزادى دادن به طرفين است که زمان آن نیز در اختيار خود شان باشد .
در ازدواج دائم ، هيچ كدام از زوجين بدون جلب رضايت ديگرى حق ندارند از بچه دار شدن و تـوليـد نـسـل جـلوگـيرى كنند، ولى در ازدواج موقت جلب رضايت طرف ديگر ضرورت ندارد. در حقيقت اين نيز نوعى آزادى ديگر است كه به زوجين داده شده است.
ضرورت ازدواج موقت برای بعضی از جوانان
از آنجائیکه بر علیه این حکم اسلامی تبلیغات زیادی صورت گرفته است و بعضی از روی احساس و عاطفه و بعضی با برخوردهای سطحی و یا برداشت های غلط با آن برخورد کرده و می کنند ناگزیر کارکرد یا علت تشریع این حکم اسلامی در موارد گوناگون باید مفصل تر توضیح دهیم تا به خوبی حقیقت مسئله تبیین گردد . برای این مسئله با توجه به واقعیت های موجود در زندگی چند مورد را می توان در نظر گرفت :
1 – ازدواج موقت برای جوانان قبل از ازدواج دایم
2 – ازدواج موقت برای مردانی که ازدواج کرده اند اما به دلایلی به همسران شان دسترسی ندارند یا زنانی که همسران شان را از دست داده اند.
در ابتدا ضرورت ازدواج موقت را برای جوانان قبل از ادواج دایم بررسی می کنیم و خواهشمندم که تا آخر بحث را به دقت توجه نموده و با خواندن عنوان مطلب فوراً حکم تکفیر بنده یا خیال پردازی و امثال آن را صادر نکنید.
درست است که ذهنیت ما از ازدواج موقت یا صیغه همان ارضاء نقطه ی اوج غلیان غریزه جنسی یا به تعبیر دوست ما عیاشی یک لحظه ای یا چند ساعته است و دیگر هیچ کارکردی برای آن قایل نیستیم ولی اگر دقت به خرج بدهیم به خوبی متوجه می شویم که نه ازدواج موقّت تنها برای ارضاء اوج غریزه جنسی تشریع شده است و نه تمام کارکرد آن به همان چیز محدود می شود.
مخصوصاً اگر کسی نگاه جامع و دقیق به احکام اسلامی داشته باشد به خوبی متوجه می شود که سخت گیری که اسلام در امر معاشرت زن و مرد نامحرم انجام داده است، شاید هیچ دینی دیگر انجام نداده باشد، که در بخش قبلی نیز اشاره های در این زمینه شده بود و ازجمله در متون دینی تصریح شده است که اگر زن و مرد نامحرمی در محل خلوتی باهم خلوت کنند نفر سوم در بین شان شیطان خواهد بود و بدیهی است که نهایت سعی خود را برای به گناه انداختن شان انجام خواهد داد و اسلام برای اجتناب از پدید آمدن چنین صحنه هایی حتی نماز خواندن یکی از زن و مرد نامحرم را در مکانی که کسی دیگر امکان رفت و آمد ندارد ، باطل می داند.
اکنون با توجه به سختگیری اسلام از سویی و سخت بودن یافتن راه مشروع دیگر مثل ازدواج دایم از سوی دیگر، اگر راهکار متوسط دیگری در این میان وجود نداشته باشد، در عمل راه بسیاری از گناهان ناشی از واقعیت های اجتماعی نظیر معاشرت ها، نشست و برخاست ها، همسخني ها ، همنشيني و گفتوگوهاي صميمانه و محبتهاي کوتاه و بلند چند روزه تا چند ساله ی جوانان ، را باز گذاشته است و در این صورت همه یا اکثر جوانان آلوده به گناه و معصیت خواهند شد .
توضیح بیشتر اینکه همه می دانیم که ازدواج دائم ، مسؤ وليت و تكليف بيشترى براى زن و شوهر پدید می آورد به اندازه ای که هر کدام همان یک بار شان را نیز به سختی و پس از سالها مقدمه چینی انجام می دهد و بـه هـمـيـن دليـل مخصوصاً در زمان ما پـسـر يـا دخـتـرى را نمی توان یافت كـه از اول بـلوغ طـبـيـعـى كـه تـحت فشار غريزه جنسی قرار مى گيرد، آماده ازدواج دائم باشد.
خاصيت عـصـر جـديـد ايـن اسـت كـه فـاصـله بـلوغ طـبـيـعـى را بـا بـلوغ اجـتـمـاعـى و قـدرت تـشـكـيـل خانواده روز به روز زيـادتـر و زیاد تر كـرده می رود .
در دوران قـديـم يـك پـسربچه در سنين اوايل بلوغ طبيعى اندک سواد الفبا را یاد گرفته ویاد نگرفته از عهده شغل ساده ای با شاگردی زیر دست پدر و استادی دیگر برمى آمد و با در آمد آن یا با زندگی جمعی در کنار پدر و برادران و...تا آخر عمر زندگی خود را سپری می کرد، اما در دوران ما که تحصیل تا دیپلم تقریباً برای هر نفر ضروری و قطعی محسوب می شود و اگر يـك نفر مـوفـق بخواهد دوران تـحـصـيـل ابتدایی و متوسطه و لیسه ی خود را بدون تأخير و ناکام ماندن در امتحان آخر سـال پشت سر بگذارد، حداقل 20 سال از عمرش را پشت سر گذاشته است واگر بخواهد مقاطع بالاتر را نیز تحصیل نماید ممکن است حداقل تا دوره فوق لیسانس و ماستری 27 سال از عمرش را در بر بگیرد و بعد از فـارغ التـحـصـيـلی و پیدا کردن درآمد و شغل قطعاً سه چهار سـال دیگر هم طول مى كشد تا بتواند سر و سامان مختصرى پیدا کند و آماده ازدواج دائم گـردد؛ در این جهت بین دخـتـر و پسر تفاوتی چندانی وجود ندارد به تناسب افزایش سن ازدواج پسران سن ازدواج دختران نیز افزایش می یابد.
پس، به خاطر بسپاریم که از یک طرف آمادگی برای ازدواج دایم وقت و امکانات زیاد لازم دارد.
از طرف دیگر در زمان گذشته بسیاری از اسباب و وسایل تهییج کننده ی غرایز شهوانی وجود نداشت و بسیاری از جوانان از بسیاری از کارها از جمله حتی علایم بلوغ و جوانی خود اصلاً اطلاع نداشت و با مشاهده ی آن با تعجب و شگفتی عجیبی مواجه می شدند که این دیگر سَه بلا یه که رخ داده است!!
و از سوی دیگر حُجب و حیای مردم وجوانان به قدری بود که وقتی صحبت عروسی و ازدواج و امثال آنها به میان می آمد خیلی از جوانان غرق عرق شده و از شنیدن صحبت پیرامون این گونه مسایل ولو در ته ی دل خوشحال می شدند ولی در ظاهر از آن فرار می کردند ، اما امروز همه می دانیم که یک بچه شش هفت ساله با دیدن فیلم ها و سریال ها و ... از ریزترین مسایل جنسی و شهوانی اطلاع یافته و بسیاری از فیلم ها و سریال ها را از قبل پیش بینی می کنند که در نهایت به کجا ختم خواهد شد و در آینده چه کسی با چه کسی ازدواج خواهد کرد و از همه مهمتر چیزهایی که در گذشته شنیدنش عرق شرم را بر جبین انسان جاری می کرد امروز شبکه های ماهواره ای و سایت ها و شبکه های تلویزیونی با فجیع ترین صورتش عریان و با تمام جزئیاتش به صورت زنده ( Live) ومرده!! بدون کمترین هزینه برای جوانان و نوجوانان و خانه و خانواده ها به نمایش می گذارد که این کارها نه تنها غریزه های شهوانی جوانان بلکه پیران و کودکان و مردگان !! را نیز به هیجان می آورد!! در گذشته ممکن است زمان بلوغ جنسی همان سن 15سالگی بوده باشد اما امروز چه ؟! حالا بر فرض که زمان بلوغ همان سن 15 سالگی باشد و یک نوجوان در این سن و سال شور جنسیش به اوج خود برسد ، اسلام برای ارضای آن تا زمان رسیدنش به سن ازدواج دایمی چه اندیشیده است ؟!
بنابراین موضوع و موضح بحث را توجه داشته باشیم که فعلاً شرایطی را بررسی می کنیم که جوانان مومن و متدین در عین حال که به دلایل مختلف به بلوغ جنسی رسیده اند و عوامل مختلف براین آتش زیر اندک خاکستر می وزد و آن را شعله ور می سازد و هر لحظه احتمال دارد وی را به گناه و معصیت بکشاند ، ولی به بلوغ اجتماعی و شرایط تشکیل خانواده به صورت دایم نرسیده است در چنین شرایطی این جوان چه کار باید بکند تا دین ، ایمان ، عفت و پاکدامنیش سالم بماند و در عین حال بتواند به تحصیل و کارهای دیگر خود نیز بپردازد ؟!
یک) یک راه حل راه ازدواج دایم است که اگر در این سن و سال جوانان و نوجوانان را تـكـليـف بـه ازدواج دایم بـكـنـيـم ، حتماً بـه مـا مـى خـنـدند و به هیچ وجه در اين سن زير بار ازدواج دائم نمی روند و مـسـؤ وليـت يـك ازدواج دایم و زنـدگـى پر از مسئولیت را نمی پذیرند عملاً این راه ولو راه درست و قانونی است ولی جواب نمی دهد.
دو ) تعطیل کردن غریزه جنسی ؛ باید پیش غریزه جنسی زاری و التماس کنیم که بـه خـاطر اينكه وضع زندگى جوانان و مردم ما در شرایط امروز اجازه نمى دهد كه در سنين پـانـزده سالگى و شانزده سالگى ازدواج كنيم ، دوران بلوغ را به تأ خير انداخته لااقل 10 تا 15 سال بعد از فارغ التحصیلی و گرفتن آمادگی لازم برای ازدواج دایم تشریف بیاورد !! به امید این دوغ هم فکر نکنم اوگره بتوانیم.
سه ) عمل به توصیه ها و دستورات دینی ؛ مگر دین نگفته که جوان و پیر باید به نامحرم نگاه نکنند، به جاهایی که تهییج شهوت صورت می گیرد نزدیک نشوند ، تقوا و خداترسی داشته باشند ، کارهایی که موجب تحریک غرایز می شود از عطر زدن گرفته تا باناز وکرشمه حرف زدن ، خلوت کردن، هم کلاس وهم کار شدن، مطالعه کتب و مجلات عشقی ، دیدن صحنه ها و فیلم های عشقی و... اجتناب کنند ، به مناظر شهوانی مثل تلویزیون ، فیلم ، عکس ، سایت و... نگاه نکنند و... مگر دین در این زمینه کم گذاشته است ؟ مگر جـوانـان ما مسلمان نیستند ؟ باید به خاطر رعایت دستورات دینی، خود را سخت تحت فشار و ريـاضـت قـرار دهـنـد تـا زمانى كه امكانات ازدواج دائم برای شان پيدا شود تا آن زمان دندان روی جگر بگذارند .
حقیقتش اگر تنها جوان مسلمان می بود و این دستورات دینی و دیگر عوامل تهییج کننده وجود نمی داشت شاید بتوان تصوّر کرد که جوانى حاضر گـردد ، این رهـبـانـيـت و ریاضت مـوقت را بپذيرد، چون شهوت جنسی مثل مار خفته ای است که تا عوامل تحریک کننده و بیدار کننده نباشد، خیلی انسان را تحت فشار قرار نمی دهد . اما با این عوامل تحریک کننده ای که امروز وجود دارد اگر کسی بتواند خود را در ظاهر حفظ کند مسلّماً از ايجاد عوارض روانى سهمگين و خطرناك آن خود را حفظ نمی تواند عوارضی كه در اثر ممانعت از اعمال غريزه جنسى پيدا مى شود و روانكاوى امروز از روى آنها پرده برداشته است . پس این راه نیز اگر برای همگان عملی باشد خیلی خوب و مفید است ولی در عمل برای همگان خالی از مشکلات نیست.
چهار ) راه حلی دیگر این است که اگر حالا کاری نمی توان انجام داد ، باید جـوانـان را بـه حال خود رها كرد اگر دیمی نشد لَلمی!! اگر کاری نتوان برای آنها انجام داد ، راه شان را که باز می توان گذاشت، چشم ها را بر واقعیت ها بسته و می توان هرگز به روى خود نياورد. چون چاره نیست چه اشکال دارد که يك پسر از ده ها دختر كام بـرگـيـرد، یا يك دختر با دهها پسر رابطه نامشروع برقرار کند و چندين بـار هم اگر سـقـط جـنـيـن كـنـد مهم نیست !! تازه تجربه ی بیشتر پیدا کرده و درازدواج دائم آینده ی شان بهتر می توانند زن و مرد زندگى خود را راضی سازند!! این هم یک راه حل برای مشکلات جوانان است که ممکن است برای عده ای متمدنانه و مُد روزهم باشد ولی از آنجائیکه فرض بحث ما در مورد جوانان مسلمان و متدین است طبعاً این راه حل نیز قطعاً درست نیست.
پنج) اصلاح تصوّرات و برداشت های نادرست از حکم اسلامی ازدواج موقت و اجازه ی آن با همان شرایط و احکام خودش . ما وقتی این عقد را مشروع و دارای شرایط مورد توافق طرفین می دانیم ؛ یکی از آن توافقات ميتواند مبتني بر مقدار بهرهمندي مطلق يا محدود جنسي يا حتی عدم بهرهمندي جنسي شهواني با اجازه ولی دختر باشد كه در صورت شرط دوم یعنی قرار داد کردن در عقد که ارتباط شان در حد رفاقت و معاشرت بدون رابطه جنسی باشد، کارکرد این ازدواج صرفاً محرميت در تماسهاي جسمي عادي و حلیّت صميميت بيشتر در نشستها و گفتوگوها و رفتوآمدها خواهد بود که در اثر این محرمیت شرعی می توانند به بسیاری از اهداف شان بدون مواجهه با عوارض روحی و جسمانی آن دست یابند و شرط بودن اجازه ولی این رابطه كنترل شده را تحت نظارت خانوادهها نیز قرار می دهد تا توافق اوليه آنها مبنی بر بهرهمنديهاي حداقلي و رعايت حيثيت خانوادگي دو طرف، بیشتر مورد دقت و عنایت دو طرف قرار بگیرد و لذّت روابط جنسي، آنان را به بهرهگيريهاي بيش از حد عقد و قرار داد شان نکشاند.
آیا چنین چیزی عملی است ؟
از آنجائیکه امکان هر چیزی را تا انسان با چشم خود نبیند باور کردنش هم مقداری سخت است، عملی شدن این کار نیز با مشکلات زیادی مواجه است که ممکن است در ذهن عده ای زیادی از ما غیر ممکن یا دارای مفاسدی بیش از مصالح جلوه کند چنانچه وقتی سخن از اصل ازدواج موقت به میان می آید تمام ذهن ها سراغ سوء استفاده هایی از آن می رود و طبیعتاً وقتی این راهکار برای حل مشکل جوانان مطرح می شود نیز همین کار صورت گرفته و ذهن همه سراغ سوء استفاده از این عقد و قرار داد رفته و مفاسد آن را بیش از مصالح آن قلمداد می کنند!!
ولی مقدمتا باید بدانیم که فرض بحث ما در جایی است که جوانان مومن و متعهّد از این عقد ازدواج موقت به عنوان حل مشکل شرعی شان استفاده نموده و همانطور که اصل محرمیت شان را بدون این ازدواج حرام دانسته و به آن نزدیک نمی شوند فراتر از محدوده ی عقد و قرار داد شان را نیز حرام دانسته و به آن نزدیک نمی شوند و گرنه برای کسانی که به این پیمان شان عمل نکنند آنها به اصل عقد ازدواج موقت شان نیز نیاز نداشته و کار خود را از هر طریق دیگر انجام می دهند .
انسان هایی که پابند مسایل شرعی و دینی از جمله تعهدات و قراردادهای خود باشند اگر خود شان بخواهند چنین توانایی کنترل روابط جنسی درآنها وجود دارد زیرا در امر ازدواج دایم چنین توانایی در دوران نامزدی یعنی دوران زمان اجرای عقد شرعي تا مراسم رسمی عروسي که ممکن است سال ها به طول بیانجامد به اثبات رسیده است .
اجازه این ازدواج موقت چه دردی را از جوانان دوا می کند ؟
وقتی این عقد و قرار داد در بین جوانان به صورت قانونی مطرح شود و احکام آن به دقت مورد اجرا قرار گیرد در درجـه اول هر زن و دختری را محدود مى كند كه در آنِ واحد همسر دو نفر نباشد و فقط با یک نفر ارتباط و مراوده داشته باشد، بديهى است كه محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نيز خواهد بود، زیرا وقتى كه هر زنى به مرد معينى اختصاص پيدا نموده و هر دو زن و شوهر همدیگر باشند قـهـراً هـر مـردى هـم بـه زن مـعـيـنى اختصاص پيدا خواهد کرد، مگر آنكه از يك طرف عدد بيشترى در میان باشند که راه حل آن در بخش قبلی مطرح شده است.
بدين ترتيب پسر و دختر تحصيل خود را با آرامش خاطر و بدون دغدغه و اضطراب روحی مى گذرانند بدون آنكه رهبانيت و ریاضت مـوقـت و عـوارض آن را تـحـمـل كـرده بـاشـند و بدون آنكه در ورطه كمونيسم جنسى یا گناهانی نظیر چشم چرانی و... افتاده باشند، زیرا خود ازدواج موقت مانند ازدواج دایم یک نوع غیرت و تعصّب ناموسی را بین زن وشوهر به وجود می آورد که هر گونه نگاه ، رفتار و ارتباط خاینانه ی کسانی دیگر نسبت به هر یک از همسران شان را مسدود می سازد و بدین ترتیب جلوی بسیاری از فساد اخلاقی و ارتباطات نامشروع گرفته می شود.
آیا هیچ پدر یا ولی دختر حاضر می شود که به عقد ازدواج دخترش رضایت دهد ؟
در پاسخ با توجه به فرض بحث عرض می کنم که فرض ازدواج موقت در جایی است که یک جوان چه پسر وچه دختر بین انتخاب یکی از راه هایی پنچگانه قبلی مجبور باشد و پدر و مادر پسر و دختر به خوبی درک کنند که اگر فکری به حال فرزندان شان نکنند حتماً به گناهی مبتلا می شوند در این صورت با این احساس خطر همانطور که هر پدر دختری وقتی دخترش را به سفر می فرستد مخصوصاً اگر در آن سفر احتمال خطر و رهزن و دزد و ... نیز زیاد باشد ، آن را تحویل یک نفر مورد اعتماد نموده و با التماس و زاری از او می خواهد که در این سفر مواظب دخترش باشد و مشکلاتش را حل نماید و از گزند آسیب بدخواهان حفظ کند، در این شرایط بحرانی و خطرناک دوران بلوغ دخترش نیز باید این احساس خطر را به مراتب بیشتر داشته باشد، زیرا خطر رهزنان یک مسیر با اندک مراقبت کوتاه و سپری کردن مواضع خطرناک منتفی می شود ولی خطر انحراف جنسی وافتادن در دام گناه در طی چندین سال بلوغ جنسی تا ازدواج دایم هر لحظه شب و روز انسان را تهدید می کند و لذا هر پدر دلسوز قبل از هر کسی دیگر ،خودش یک جوان مومن و متدین را به عنوان امین دخترش در نظر گرفته و با انعقاد عقد محرمیت و ازدواج موقت باشرایط محدود و ارتباط کنترل شده ، دخترش را تحویل او بدهد تا هردو در ضمن محرم بودن در پناه همدیگر خود را از این شرایط بحرانی به سلامتی نجات داده و از آن عبور کنند.
همه می دانیم که جاده ازدواج ، جاده دو طرفه است ، همانطور که پدر پسر مواظب ایمان و سلامتی پسرش است پدر دختر نیز باید بیشتر مواظبت از دخترش را برعهده داشته باشد و نه تنها چنین اجازه عقد موقت را ندهد بلکه خود پیش قدم شده برای حفظ دخترش که مثل شی نفیس و گران قیمت و شکننده در معرض صد ها کمین گر خطرناک قرار دارد ، باید انسان از هر جهت امین را پیدا کرده و با تحویل دخترش به آن فکر خود و دخترش را راحت کند!!
به عبارت دیگر در جایی که هیچگونه خطری متوجه جوانان اعم از پسر و دختر نباشد در این صورت هیچ ضرورتی برای ازدواج موقت نبوده و این گونه موارد از فرض بحث خارج است و این بحث شامل این گونه موارد اصلاًنمی شود تا کسی موارد نقض مطرح کند که بنا براین از فردا باید بین دختران مکتب قریه با پسران آن مکتب نیز این عقد موقت خوانده شود یا بین دختران و پسران یک قریه نیز همین کار صورت گیرد. در هر بحثی باید مورد اصلی بزنگاه را فراموش نکنیم .
ممکن است در این زمینه سوالاتی دیگری نیز وجود داشته باشد که در بخش پاسخ به سوالات مطرح خواهد شد.
با راهکار یاد شده ، به نظر می رسد مشکل دوران تحصیل جوانان مومن و متدیّن مخصوصاً در شهر ها و دانشگاه های دور از محل زندگی شان حل شود ؛ بدیهی است که اين ضرورت، اختصاص به ايام تحصيل جوانان ندارد، در شرايط ديگر نيز نظیراین شرایط قابل پيش بینی است . از جمله در شرایطی که دختر و پسری بخواهند ، با هم به طور دائم ازدواج كنند در این صورت گرچند اسلام به طور محدود اجازه ی ملاقات ، گفتگو و نگاه محدود به همدیگر را داده است اما انسان موجودی نیست که بتوان آن را با یک نگاه یا یک جلسه صحبت کردن، شناخت. آگاهی از روحیات و اخلاق و سلایق همدیگر نیاز به معاشرت و رفت و آمد ها و گفتگوهای بیشتری دارد که ضرورت آن را نمی توان انکار کرد.
مهم ارائه راهکار منطقي و معقول براي مشروعیت دادن به این معاشرت ها و راه حل مناسب شرعی برای شناخت بهتر و کاملتر از يکديگر و زمينهساز ازدواج دائم و پايدار است که با راه اندازی ازدواج موقت می توان به آن دست یافت.
در جوامع سنتی قدیمی اگر ازدواج دائم در اولين ارتباط انساني و بدون هیچگونه شناخت و یا شناخت کافی صورت می گرفت ، براساس عرف و آداب مخصوص همان زمان، آن زندگی تا آخر پیش می رفت و همه به خوبی می دانیم که آن راهکار امروز عملی نیست، امروز باقطع نظر از ازدواج های فامیلی و محلّی بهرغم دقتهاي زیادی که بستگان نزديک به عروس و داماد، انجام می دهند ، بازهم شناخت کافی را از همدیگر پیدا نتوانسته و بالاخره زندگي بسياري از خانوادهها در اثر اختلاف سلایق و سطح فکری و فرهنگی و... دچار اضمحلال و فروپاشی شده و آمار طلاق روز به روز افزایش می یابد و به همین ترتیب مشکلات بعد از فروپاشی خانواده ها نظیر افزایش بچههاي طلاق و زنان مطلقه و... خود را نشان می دهد.
در برابر این مشکلات نیز یکی از راهکارها این است که چشم خود را به واقعیت ها بسته و با چشم بسته خود را به هر ورطه ای بیندازیم هر چه بادا باد .
اما راه حل دیگر این است که به جای پاک کردن صورت مساله و عیب و ایراد گرفتن بر ازدواج موقت و یک سره منفی ارزیابی کردن آن، راه حلّی برای مشکلات و سوءاستفادههای آن پیدا نمائیم و با پيشگيري از ضرر و زيانهاي آن، به راهکار عملی برای اجرای بهتر و تدوین برنامهاي دقيق و حساب شده برای آن اقدام کنیم تا راههاي استفاده منطقي از آن بدون مضرّات و مفاسد آن به روي جوانان گشوده شود و در پرتو آن نسبت بـه يـكـديـگـر اطـمـينان و شناخت كامل پيدا كنند و به عنوان ازدواج آزمايشى براى مدت موقتى با هم ازدواج كـنـنـد. اگر اطمينان كامل به يكديگر پيدا كردند ادامه دهند و اگر نه از هم جدا شوند.
آنچه در بسياري از جوامع غيراسلامي در مورد «روابط قبل از ازدواج مرد و زن» رواج داشته و راجع به آن سفارش و تاکید نیز می گردد، یا ازدواج رفاقتی که بعضی از دلسوزان فرهنگ و اخلاق در غرب مطرح کرده اند ، آیا چیزی مشروع تر از ازدواج موقتی است که 1400 سال قبل، شريعت محمدي(ص) آن را تجويز کرده است؟!
ممکن است سوال شود که اگر دختری به عنوان ازدواج آزمایشی مدتی با کسی ازدواج کند و سپس هر دو به توافق نرسیده و از هم جدا شوند آیا کسی دیگر با این دختر ازدواج دایم خواهد کرد؟! ایا ضرر آبروریزی این کار بیش از ضرر نشناختن دقیق همدیگر نیست ؟!
در پاسخ عرض می شود که فرض براین است که این ازدواج با تصمیم جدّی برای شناخت همدیگر برای ازدواج دایم صورت می گیرد نه به خاطر هوسرانی و عشقبازی چند روزه . اگر با چنین تصمیم قطعی کسی به هیج وجه امکان ازدواج دایم را در بین شان مشاهده نکنند و یا آن را قابل دوام نیابند، مطمئنّاً در صورت که از ابتدا به ازدواج دایم رضایت داده باشند نیز این مشکل خود را نشان داده و بالاخره از همدیگر جدا خواهند شد در این صورت ضرر ریختن آبروی دختر را چه کسی جواب می دهد ؟!
تازه جدا شدن از ازدواج آزمایشی این مزیّت را دارد که این ازدواج به خاطر معاشرت و شناخت همدیگر صورت گرفته و طبعاً ارتباطات شان کنترل شده است، در این ازدواج ارتباط جنسی و مقاربت صورت نگرفته و حیثیت دختر هم چنان محفوظ می ماند و هیچ مشکلی را برای ازدواج دایم بعدی شان به وجود نمی آورد، به علاوه اینکه مضرات بعد از ازدواج دایم نظیر بچه های طلاق و غیره را نیز به دنبال ندارد. اما خطر جدایی با طلاق در ازدواج دایم خیلی بیش از این ها است.
ممکن است کسی که با اصل ازدواج موقت مشکل داشته باشد این راه حل را نیز به هیچ وجه درست و مناسب نداند، اما قطعاً همین کارکرد آشنایی با همدیگر را با رفاقت و ارتباط دوستانه و امثال آنها بدون این که پای شریعت در میان باشد ، برای ازدواج دایم ضروری می داند ولی همین که پای شریعت در میان بیاید و کسی بخواهد همین کار را به صورت شرعی انجام دهد صدها مشکل و بهانه در آن پیدا می شود! که در این صورت باید به اصل واقعیت و ضرورت پرداخته شود و از دخالت حواشی پرهیز شود.
به علت طولانی شدن و عدم گنجایش ادامه این بحث در این قسمت بقیه را در بخش بعدی مطالعه فرمائید.
مظفری