آیا اجازه تعدد زوجات مساوی با عیاشی است ؟
به نام خداوندمهربان
تأملی بر نوشته های آقای نظری (قسمت سوم )
باسلام خدمت دوستان و برادران عزیزو بینندگان محترم وبلاگ آیینه !
در این بخش از تامل این مسئله را بررسی می کنیم که اگر اسلام مخالف عیاشی و بی بندوباری است آیا چند زنی که اسلام آن را به رسمیت شناخته است همان عیاشی و بی بندوباری نیست ؟
آیا اجازه تعدد زوجات مساوی با عیاشی است ؟
در این بخش آقای نظری چند مسئله را مطرح کرده است که بنده یک بخش آن یعنی ازدواج متعدد را پاسخ داده ام و بقیه مطالب ایشان را در بخش های بعدی توضیح خواهم داد در ابتدا ایشان با نقل قول من نوشته اند :
(نوشته اید که:«اما در مورد اینکه حجاب ، زنان را در چهاردیواری میخکوب کرده باشد و از معاشرت با مردان باز داشته باشد حرفی است که با هیچ مستند تاریخی و قرائن عقلی سازگاری ندارد».
آقای مظفری ممکن است از نظر شما کدام قرائن و مستند تاریخی وجود نداشته باشد اما ما حاکمیت اسلام را در سر زمین خود پیامبر که خود شان را وارث و خادم دین رسول الله میدانند، مورد بررسی قرار میدهیم. اول اینکه در اسلام ازدواج رسمی با چهار زن شرعاً مجاز است و برای صیغه و کنیز گیری هیچ محدودیتی وجود ندارد. یک مرد مسلمان اگر اقتصادش اجازه دهد میتواند تا هر چه دلش بخواهد زنان صیغه ای در اختیار داشته باشند و میتوانند هزاران کنیز را خدمت کار گرفته و حتی بدیگران هدیه کند. در عربستان، کویت، امارات متحده عربی، عمان و بحرین، شیخ های عربی کنیزانی که از باقی ممالک مسلمان خریداری کرده اند، به همدیگر شان سوغات میدهند. فکر نکنم که شما درین باب شک داشته باشید که این کشور ها زنان شان را در خانه های شان میخکوب نکرده اند.)
همانطور که ملاحظه نمودید در این بخش از نوشته آقای نظری به چند نکته اشاره شده است یکی در مورد حجاب زنان است که آن را در یک فرصت دیگر بررسی می کنیم ، دیگری عملکرد شیوخ و شاهان عرب در این زمینه است که در این مورد خدمت شان عرض می کنم که من پاسخگوی کارهای مَلِک ها و پادشاهان و سران عرب نیستم که آنها حتی در کنار خانه خدا و حرم پیغمبر خدا چه کار می کنند و چرا زنان شان را در خانه میخکوب کرده اند ولی اجمالاً به عرض می رسانم که من برای میخکوب کردن زنان شان در خانه ها مستند شرعی نمی بینم کما اینکه برای بسیاری از کارهای دیگرشان از جمله جام شراب جنگی علنی خادم الحرمین الشریفین در امریکا در چندماه قبل در کنفرانس ادیان و حمایت شان از اسرائیل درحمله به لبنان و غزه نیز هیچگونه مستند شرعی و دینی نمی بینم . در این مورد به فرمایشی از امام علی (ع) استناد می کنم که حق را نباید با شخص و شخصیت ها شناخت، حق را باید آنگونه که هست ، شناخت .
درپاسخ به فرمایش دیگر شما متذکر می شوم که اسلام واقعاً مخالف عیّاشی و بی بندو باری است در این مسئله جای حرفی نیست حالا سراغ مورد نقض شما رفته و آن را بررسی می کنیم که اگر اسلام تا چهار زن دایم و بی نهایت زن غیر دائم اجازه داده است از این قانون اسلامی چه نتیجه می توان گرفت ؟ چون دو مسئله با هم مطرح شده است بنده با اجازه شما مسئله تعدد زوجات را از بحث ازدواج موقت جدا نموده و هر کدام را به صورت مستقل مطرح می کنم که در یکی یا هر دو ، بحث عیاشی مطرح است یانه ؟
در این بخش به مسئله تعدّد زوجات در اسلام می پردازم، در ابتدا برای درک بهتر مسئله به عرض می رسانم که بحث ما بر سر اين نيست كه آيا تك همسری بهتر است يا چند همسری ؟ زیرا تردیدی نیست که تك همسری بهتر است ، در تک همسری جسم و روح هر يك از زن وشوهر اختصاص به يكديگر داشته و بديهی است كه و حدت و یگانگی که روح زندگی زناشوئی است در تک همسری بهتر و كاملتر پيدا ميشود .
بحث بر سر این است که با توجه به مشکلات و بعضی از واقعیت ها و ضرورتهای که در اجتماع وجود دارد ، تبصره زدن اسلام بر قانون تک همسری و اجازه تعدد زوجات در چنین شرایط ،درست و معقول است یا نه ؟!
در ابتدا به عرض می رسانم که اصولاً ازدواج در اسلام یکی از پایه های مهم و اساسی است و به قدری به آن اهمیت داده است که با ازدواج، نصف ایمان و دین شخص حفظ می شود و با این نگاه به ازدواج، متوجه می شویم که ازدواج حتی یک دانه شان نیز تنها و تنها بخاطر عیاشی یا بگو ارضاء غریزه جنسی نیست بلکه اهداف دیگری نیز در آن مطرح است که اگر با آن اهداف آشنا شویم همان ها را در مسئله تعدد ازدواج ها نیز پیدا خواهیم کرد و به خوبی درک خواهیم کرد که در این مسئله نیز تنها جنبه شهوانی و به گفته شما عیاشی در نظر گرفته نشده است بلکه حکمت ها و مصالح و حتی ضرورت های اجتماعی و اقتصادی دیگری مطرح است که باید در صدد آشنایی با آنها بر آمد .
با این مقدمه وارد اصل موضوع گردیده و در بحث تعدد زوجات اولاً به عرض می رسانم که این مسئله از ابتکارات اسلام نبوده و قبل از اسلام نیز به دلایل آب و هوایی و خصایص نژادی و... در ميان تمام اقوام شرقی از يهود ، ايرانی ، عرب و غيره شايع بوده است و قبل از اسلام نیز تعدد زوجات امرى بسيار عادى و متعارف و مطابق فرهنگ آن روز بوده و مربوط به همه جامعه بوده و عكس آن امرى غيرمتعارف به حساب مىآمده است، منتهی قبل از اسلام حد و حدود و قید وشرایطی خاصی برای آن وجود نداشته و هر کس مطابق با توان و شوق خودش به آن اقدام می نموده است.
ولی اسلام وقتی با این پدیده مواجه می شود با آن برخورد معقول و منطقی نموده و با توجه به ضرورت هایی که اشاره خواهد شد اصل آن را به عنوان یک تبصره بر قانون ازدواج پذیرفته و برای آن حد و حدود و شرط و شرایطی را معین می کند، به عبارت دیگر تعدّد ازدواج را به عنوان راهکاری برای پشت سر گذاشتن مشکلات و واقعیت های اجتماعی اجازه می دهد و از طرفی نامحدود بودن آن را از ميان برده و برای آن حداكثر قائل می شود كه از چهارتا بیشتر نباشد، و از طرف ديگر برای آن قيود و شرائطی قرار داده است و به هر كس اجازه نداده است كه همسران متعدد انتخاب كند .
از جمله شرایطی که برای شوهر نيازمند به ازدواج قایل شده است تا بتواند به تشكيل كانون خانواده اقدام نمايد ، اجرای عدالت در بین زنان ، داشتن تمکّن مالی جهت تأمین معاش آنان، داشتن تمکّن جنسی و ارضاء غریزه جنسی آنان و از جمله نبود هوسرانی و عیاشی به عنوان تنها علّت تعدد ازدواج و... است.
دوم شرط آزادی اراده و وجود اختيار همسر برای زن است كه با تصمیم و رضایت خودش به این کار اقدام کند و از طرف پدر يا برادر يا شخص ديگر اجباراً بعقد يك مرد زن دار پولدار در آورده نشود . بديهی است كه اگر زن آزاد و مختار باشد و امكان همسری با يك مرد مجرد برايش فراهم باشد هرگز زنِ مرد زن دار نخواهد شد و سر «هوو » یا «امباغ» نخواهد رفت . اين اولياء زن هستند كه بطمع پول ، دختر يا خواهر خود را بمردان زندار پولدار ميفروشند . که دراین صورت گناه از خود آنان است نه از حکم اسلامی.
سوم اينكه عوامل تحريك و تهييج و اغوا و خانه خراب كن ، زن را به این کار وادار نکند زیرا عوامل اغوا اگر زیاد شد ، زنان شوهردار را نیز از خانه شوهر بخانه بيگانه ميكشاند ، چه رسد به زنان بی شوهر . فرد یا گروه و اجتماعی که سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تك همسری واقعی است ، بايد در راه برقراری اين سه عامل بكوشد ، والا منع قانونی تعدد زوجات جز اينكه راه فحشا را باز كند چنانچه بعداً اشاره خواهد شد اثر ديگری ندارد .
مستشرقين و اسلامشناسان غربى و هر کسی که از کنار مسایل به آسانی عبور می کنند و عمق مطالب را درک نمی کنند و یا همواره به ایده آل ها می اندیشند با دقت نداشتن به واقعیت های اجتماعی وشرایط که اسلام برای این مسئله در نظر گرفته است ، اين مسأله را براسلام خرده مىگیرند. اما با توجه به تحقيقات اخير و واقعيات و رخدادهاى اجتماعى، اهميت اين حكم به آنان نیز ثابت شده است به طورى كه انديشمندانى چون برناردشاو جان ديون پورت گوستاد لوبون و... در اين رابطه از درِ تحسين وارد شده و به حكمت آن گواهى داده اند.
مصلحت های احتمالی مجوّز تعدد ازدواج :
در این جا به برخی از مصالح و فلسفههاى تعدد ازدواج که به خاطر آنها اسلام این تبصره قانونی را پذیرفته است ، اشاره مىکنم :
اولاً آمارهای موجود در سطح جهان نشان می دهد که همواره میزان تولد دختر غالباً بیش از پسر می باشد بنابراین تکیه بر «تک زنی» باعث می شود که همواره تعدادی از دختران تا آخر عمر از نعمت ازدواج محروم شوند و در تجرد و عزوبت به سر برند و این ظلم فاحش در حق آنان است.
ثانیاً در امر قانون گذاری باید شرایط گوناگون را در نظر گرفته و همواره شرایط امروز یا یک جامعه خاص ،در نظر گرفته نشود، اگر این نکته را در نظر بگیریم می بینیم که در طول تاريخ همواره براثر حوادث و ناگواری های اجتماعى- مانند جنگها مخصوصاً در زمان قدیم که جنگ ها مردانه بود و مثل امروز نامردانه نبود که با بمب و موشک و... تمام اعضای خانواده یا حتی یک شهر و کشور از زن و مرد و کودک و پیروجوان را می کشند- در آن جنگ های مردانه و تن به تن تعداد بيشمارى از مردان تلف مىشدند و همسران آنان بىسرپرست مىگردیدند. با توجه به این واقعیت چه راه حلّی برای چنین زنانی باید سنجیده شود؟ طبيعى است كه غالب مردان جوان براى اولين بار به ازدواج با چنين زنان بیوه حاضر نيستند و اگر از نظر قانون و نظام اجتماعى آنها نتوانند به عنوان همسر دوم گزينش شوند همواره بدون شوهر خواهند ماند و اين نيز ظلم برآنان است و تنها راهحل آن جواز چندزنى باقيود و شرايط خاصی است که در اسلام به آن توجه کافی شده است.
برای درک بیشتر این عامل ، کمی روی آن مکث می کنیم و باچشم پوشی از گذشته های دور ، در همین قرن بیست نیز بروز چنین ناهنجاری های اجتماعی در سطح کلان را شاهد بوده و هستیم ، حتماً می دانيد كه پس از جنگ جهانى دوم در آلمان چند هزار بيوه زن كه سرپرستان خود را در جنگ از دست داده بودند به تظاهرات پرداخته واز کلیسا خواستند که چند همسری را مجاز گرداند ولی کلیسا در برابر این خواست سرسختی نشان داد و همین باعث شد که پس از آن فساد و بزهکاری در آلمان به شدت رواج یابد .
در جامعه خود ما با وجود زندگی سنتی و بی سرپرست نماندن بسیاری از زنان از طریق شوهر نمودن برادر شوهر و... اگر کسی با نگاه کشف ناهنجاری های اجتماعی وارد شهرها گردد این پدیده تکثر زنان بی سرپرست را لااقل در ظاهر در قالب متکدیان باتمام وجود لمس می کند و از همین باب مشکلات بالاتر از آن را نیز می توان حدس زد این یک قاعده کلّی است که اگر عدد زنان نيازمندازدواج بر مردان نيازمند فزونی پیدا کند ، منع تعدد زوجات خيانت به بشريت است ، زيرا در این صورت تنها پامال كردن حقوق زن در ميان نيست . اگر مطلب به پامال شدن حقوق عدهای از زنان ختم مي شد باز قابل تحمل بود . بحرانی كه از اين راه عارض اجتماع ميشود از هر بحران ديگر خطرناكتر است . همچنانكه خانواده از هر كانون ديگر مقدستر است .
روشن است که واقعیت های خارجی را با شعار دادن و ایده آل فکر کردن نمی توان حل کرد وقتی زنی به هر دلیلی از حق طبيعی ازدواج خود محروم شود او يك موجود زنده است و موجود زنده در برابر محرومیت ها و ناکامی ها عكس العمل نشان مي دهد . او يك انسان است با همه عوارض روانی و عقدههای روحی خود، او یک زن است با همه نيرنگ های زنانه ی خود ، او دختر حضرت حوّاست با همان قدرت كامل « آدم فريبی» اش. او گندم و جو نيست كه زائد بر مصرف را به دريا بريزند يا در سیلو برای «روز مبادا » ذخيره كنند . خانه و اتاق هم نيست كه اگر مورد احتياج نبود قفلی به آن بزنند . بلی ، او يك موجود زنده است ، او يك انسان و يك زن است .او در این صورت نيروی شگرف خود را ظاهر خواهد كرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد . او خواهد گفت:
سخن درست بگويم نمیتوانم ديد
كه میخورند حريفان و من نظاره كنم
همين «نمیتوانم ديد» كارها خواهد كرد . خانهها و خانوادههایی را ويران خواهد ساخت ، عقدهها و كينههایی را به وجود خواهد آورد . وای بحال بشر آنگاه كه غريزه و عقده دست بدست هم بدهند .
همه کم و بیش دیده ، یا خوانده یا شنیده ایم که زنان محروم از خانواده نهايت كوشش را برای اغوای مردان كه قدمهای شان در هيچ جا اين اندازه لرزان و لغزان نيست بكار خواهند برد . و بديهی است كه «چو گِل بسيار شد پيلان بلغزند» و متأسفانه از اين «گِل» مقدار كمی هم برای لغزيدن اين پيل كافی است که به گفته برادر عزیز مهاجرما پیل را قیل کند!!
آيا مطلب بهمين جا خاتمه پيدا مي كند ؟ خير . پس از لغزیدن پیلان تازه نوبت به زنان خانهدار مي رسد . زنانی كه شوهران خود را در حال خيانت و لغزیدن بر روی گِل ببينند . آنها هم آرام ننشسته و بفكر انتقام و خيانت خواهند افتاد. آنها هم در خيانت دنبالهرو مردان مي شوند . در این صورت نتيجه نهائی چه خواهد بود ؟ همان چیزی که در گذشته فهمش مشکل ولی در زمان ما فهمش راحت تر شده است زیرا بسیاری از دوستان ما با چشم خود دیده و می بینند که مردان و زنان بعضی از جوامع در بيوفائی و خيانت دست ساير ملل دنيا را از پشت بستهاند این نکته دوم راجع به مصلحت تعدد ازدواج بود که خدمت عرض شد.
ثالثاً بر فرض که دو دلیل اول را نپذیریم و آمار زنان و مردان در جهان یا در جوامع خاص را کاملاً مساوی بدانیم و هیچ زنی بیش از مرد نباشد از آنجائیکه بلوغ جسمی و جنسی دختران معمولاً چندین سال پیش از پسران است و درطول زمان همراه با رشد جمعيت بشرى باعث مىشود كه در جامعه تك همسرگرا بازهم انبوه كثيرى از زنان كه آمادگى و علايق جنسى دارند در برابر مردانى فاقد شعور و درك جنسى قرار بگیرند و تمايلات جنسى آنان به نحو مشروع ارضا نگردد.
رابعاً از نظر روان شناسى تفاوتى اساسى بين ساختار روانى و گرايشها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روانشناسان معتقدند كه زنان به طور طبيعى «تك شوهرگرا» مىباشند و فطرتاً از تنوع همسر گريزانند و خواستار پناه يافتن زير چتر حمايت عاطفى و عملى يك مرد مىباشند و تنوع گرايى در زنان نوعى بيمارى محسوب می شود. ولى مردان ذاتاً تنوع گرا و «چند زن گرا» می باشند و چنانچه می دانید احکام اسلام متناسب با نیازها و ویژگی های واقعی و عینی وضع می گردد.
وقتی چیزی واقعیت داشته باشد آن را با شعار نمی توان مخفی کرد صحت و سقم این مسئله را نیز به گردن روان شناسان می گذاریم که چنین اظهارنظر کرده اند و ناگفته نماند که این مسئله همانطور که گفته شد ذاتی و نوعی است همانطور که انسان ذاتاً سالم است و گاهی بیمار هم می شود در این مسئله نیز ذاتاً اینگونه است و گاهی خلاف آن نیز ممکن است عمل کنند، به این معنی که ممکن است افرادی برعکس این مسئله باشند مثلاً بعضی از زنان نیز تنوع گرا باشند و بعضی از مردان نیز تنوع گرا نباشند که البته در دومی جای تردید بیشتر است مگر این که از باب نرسیدن دست به انگور، انگور تلخ باشد !!
خامساً همانطور که می دانید که زنان در ایام خاصی به خاطر عذری که برای شان پیش می آید شرعاً قدرت تأمین نیازهای جنسی مردان را ندارند در این مورد اگر شوهر طاقت نداشته باشد ممکن است به گناه بیفتد!! و همین طور دلایل و مصالح دیگری که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد.
اکنون باید پرسید اسلام در برابر این حقایق چه کار باید بکند؟
در اين جا سه راه وجود دارد:
الف) هميشه تعدادى از زنان که به هر دلیلی بی همسر شده اند یا بی همسر مانده اند، درمحروميت كامل جنسى به سربرند.
ب) راه روابط نامشروع و كمونيسم جنسى گشوده شود.
ج) بهطور مشروع و قانونمند باقيود و شرايطى عادلانه راه چند همسرى گشوده شود. كدام يكی از این راه ها معقول به نظر می رسد ؟
دين مبين اسلام راه سوم را كه حكيمانهترين و بهترين راه است ،گشوده است و همانطور که اشاره شد اصل اولی در ازدواج ، همان تک زنی است ولی در موارد خاص این تبصره و تخصیص بر قانون زده شده و اجازه چندزنى را تنها به مردانى مىدهد كه توانايى كشيدن بارسنگين آن را به نحو عادلانه داشته باشند و لذا دستورات اكيدى در اين زمينه براى آنان وضع نموده است که اگر منصفانه قضاوت نمائیم اين مسئله نه تنها به ضرر زنان نيست بلكه درواقع بيشتر براى تأمين مصالح و منافع آنان است.
اگر تاکنون به جنبه تأمین نیازجنسی آنان اشاره کرده ایم این از باب نمونه و مثال بوده است و گرنه مصالح ازدواج تنها به آن محدود نشده و تأمین نیازهای مالی ، عاطفی، روانی ، حس مادری ، حس اعتماد به نفس ، احساس شخصیت و عزت اجتماعی، حفظ عفت و ایمان و... نیز در این مسئله مطرح است و این چیزها است که به ازدواج اهمیت بخشیده و آن را از بحث شهوانی محض بیرون آورده است و آن را یکی از مقدس ترین کانون ها قرار داده است و با این نگاه متوجه می شویم که نه تنها ازدواج حتی یکی شان به خاطر عیاشی نبوده و نیست بلکه تعدد ازدواج نیز تنها به خاطر آن نبوده و نخواهد بود.
پس همانطور که اشاره شد، مسئله اجازه تعدد ازدواج مثل تبصره ای بر یک قانون است که نشان از آینده نگری و جامع نگری اسلام دارد که در صورت بروز بحران های اجتماعی راهکار معقولی برای آن داشته باشد و بديهی است كه اگر در اجتماعی مشكل فزونی نسبی عدد زنان نيازمند بر مردان نيازمند وجود نداشته باشد و یا شرایط لازم برای شوهر فراهم نباشد، تعدد زوجات نیز از ميان خواهد رفت و يا بسيار كم خواهد شد و در صورتی که روند آفرینش با دستکاری های بشر و تغییرات ژنتیکی و پسرخواهی بعضی از جوامع تعداد زنان و دختران کمتر شود در این صورت تعدد زوجات نه تنها مباح و صحیح بلکه كاملاً ممنوع خواهد بود .
در این موارد این اشکال براسلام وارد نخواهد شد که به خاطر منطبق نبودن بر شرایط اجتماعی از موضع خود عقب نشینی نموده و میدان را به رقیب خالی کرده است زیرا اجازه تعدد ازدواج کدام حکم ضروری و لازم الاجراء نبوده و نیست بلکه تبصره ای است که برای شرایط خاص و اضطراری وضع شده است که در شرایط عادی اگر به آن عمل نشود هیچ مشکلی به وجود نمی آورد.
بنابراین همانطور که در ابتدا عرض شد بررسی صحیح از درستی و نادرستی مسائلی مانند تعدد زوجات كه ناشی از ضرورتهای شخصی يا اجتماعی است به اين نيست كه آنرا با تك همسری مقايسه كنيم .
بررسی صحيح اين است كه از طرفی علل و موجبات ايجاب كننده آنها را در نظر بگيريم و ببينيم عواقب وخيم بی اعتنائی به آنها چيست . از طرف ديگر نظری به مفاسد و معايبی كه از خود اين مسائل ناشی ميشود بيفگنيم ، آنگاه يك محاسبه كلی روی مجموع آثار و نتايجی كه از دو طرف مسئله پيدا ميشود به عمل آوريم . تنها در اينصورت است كه اينگونه مسائل بصورت واقعی خود طرح و مورد بررسی قرار می گیرد.
ما همانگونه که به بعضی از ضرورتهای شخصی و اجتماعی مجوّز تعدد زوجات اشاره كرديم . به بعضی از معايب و مفاسد ناشی از تعدد زوجات نیز اعتراف داريم و در عین حال بعضی از ايرادات و اشكالات وارد براین مسئله را نیز به دلایلی وارد نمیدانيم .
مثلاً اگر امروز شعار تنفّر از تعدد زوجات سر داده می شود و این مسئله را به عنوان ایراد بر اسلام مطرح می کنند باید منصفانه ببینیم که آيا این کار مردان بخاطر وفاداری به تک همسر شان است ؟ آیا می خواهد به يك زن قناعت كند؟ آيا حس تنوع طلبی مردان امروز از بین رفته و همه سر به زیر انداخته و تنها به زن قانونی یا زن آینده خود اکتفا می کنند، یا نه ، این حس تنوع طلبی هم چنان وجود داشته و آن را از طريق گناه كه وسایل آن به قدر کافی فراهم است ارضاء می نمايند ؟ آیا امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است یا وفای مردان به زنان شان زیاد شده است ؟!
احتمال نمی دهید که مردانِ امروز به دلیل اینکه تعدد ازدواج برای آنها تعهّد و تكليف ايجاد ميكند از آن متنفر اند ؟ مرد ديروز اگر میخواست هوسرانی كند راه گناه چندان برای او باز نبود ناچار بود تعدّد زوجات را بهانه قرار داده در حد محدودی هوسرانی كند . اگر شانه از زير بار بسياری از وظائف خالی مي كرد باز از انجام بعضی از تعهدات مالی و انسانی درباره زنان و فرزندان شان چارهای نداشت .
اما مرد امروز هيچ الزام و اجباری نمیبيند كه كوچكترين تعهدی در زمينه هوسراني های بی پايان خود بپذيرد . ناچار عليه تعدد زوجات قيام مي كند . به تعبیر شهید مطهری مرد امروز تحت عنوان سكرتر ، منشی ، ماشين نويس، همکار و صدها عنوان ديگر كام خود را از زن ميگيرد و بودجه آن را بر صندوق دولت يا شركت يا مؤسسهای كه در آن كار میكند تحميل میكند، بدون آنكه ديناری از جيب خود بپردازد !! وقتی چیزی به این راحتی ممکن باشد چرا برای آن خرچ و مخارج و زحمت و درد سر بپذیرد؟! مرد امروز هر چند صباح يكبار معشوقه خود را عوض ميكند بدون اينكه احتياجی به تشريفات عروسی ، مهر و نفقه و طلاق داشته باشد .
مسلماً کسی که هميشه يك سكرتر موی فرفری جوان و زيبا در كنار خود داشته باشد و هر چند ماه و سال يكبار آن را عوض كند چه حاجت بتعدد زوجات دارد ؟
او با این امکانات چرا بر اسلام اشکال نگیرد که اسلام هم عجب بیکار بوده است که برای این کار به این راحتی این قدر شرط و شرایط قرار داده است ، در حالیکه توجه دارد که اسلام این کار را تنها اجازه داده است و مسلمانان را ملزم نکرده است که حتماً به هر قیمت شده تا چهار زن رسمی یا دایم بگیرند و برای تحقق آن زنان را نیز به پذیرش این ازدواج ملزم نساخته است.
بلکه بر عکس مسلمانان را بر اجتناب از شهوت رانی و عیاشی و حتی امور مقدماتی آن نظیر اجتناب از نگاه به نامحرم و نگاه به عکس ها و صحنه ها و فیلم ها و سایتهای شهوانی و ... و الزام بر داشتن عفّت چشم و دامن و شکم و مبارزه با غلیان شهوت از طریق وجوب و استحباب روزه داری و... تشویق و ترغیب کرده است ، اگر دستورات اسلام را در مورد کنترل غرایز از جمله غریزه جنسی در یک کفه ترازو و اجازه ازدواج متعدد را در کفه دیگر ترازو قرار دهیم به خوبی معلوم می شود که روح اسلام با شهوت پرستی و عیاشی مخالف است و تعدد ازدواج ها بخاطر مصالحی غیر از جنبه شهوانی آن مد نظر بوده است که در جای خودش باید مورد بررسی قرار گیرد.
و اگر از جنبه شهوانی آن نیز در نظر بگیریم باز هم به دو طرف قضیه باید توجه داشته باشیم که اگر اسلام از طرفی در مورد اجتناب از هوسرانی و حتی نگاه به نامحرم و حتی خیال گناه در ذهن و استمناء با خود را حرام دانسته و سخت گیری می کند و نگاه به نامحرم را تیری از تیرهای مسموم شیطان می داند که هر تیری ممکن است انسان را از پا در آورد مخصوصاً اگر آن تیر مسموم باشد که حتماً انسان را از پا در می آورد ، در مقابل این سخت گیری باید راه صحیح ارضاء غرایز را نیز باز بگذارد تا هیچ کسی هیچ عذری نداشته باشد که آن را مجوّزی برای اقدامات نامشروع خود قرار دهد.
در شرایط امروزی به نظر می رسد بیشتر اعتراضات به خاطر دفاع از زنان و به خاطر اجازه اسلام به تعدد ازدواج نباشد، زیرا این مسئله همانطور که اشاره شد اگر واقع بینانه نگاه شود بیش از آنکه جنبه شهوانی داشته و به ضرر زنان باشد بیشتر مصالح دیگری داشته و به نفع زنان است و امروز خلاف شهوانیت آن به اثبات رسیده است زیرا اجرای آن با تمام شرایط و قیودات آن جلوی بسیاری از کارهای دیگران را می گیرد.
فکر می کنم به اندازه کافی در این مورد توضیح داده شده باشد و در مجموع به این نتیجه می رسیم که ازدواج تنها جنبه شهوانی ندارد تا تعدّد آن نشانگر عیاشی بیشتر باشد بلکه اجازه تعدّد همسر به عنوان تبصره ای بر قانون ازدواج به خاطر ضرورت هایی است که در جامعه وجود داشته و آنها موجب آن می شود و در صورت عدم ضرورت های اجتماعی ، هیچ داعی و ضرورت الزام آور برای آن وجود ندارد. در بخش بعدی بحث ازدواج موقت را بررسی خواهیم کرد.
والسلام
مظفری