تحمل هزینه های فرصتی و رشد!

عرض ارادت و احترام حضور خوانندگان گرامی!

در ادبیات اقتصادی هزینه های فرصتی به آن نوع مزیت ها یا ارزش های گفته میشوند که افراد آنرا برای بدست آوردن مزیت ها یا ارزش های دیگر قربانی یا از دست میدهند. یا به عبارت دیگر گذشتن از مطلوبیت یا به اصطلاح ساده لذت بردن یک چیز در زمانی حال، به منظور بدست آوردن چیز دیگر در آینده است. این هزینه ها میتوانند هدف آنی و یا اهداف های دراز مدت داشته باشند. درین چند سطر مختصر، رابطه این نوع هزینه ها را که متاسفانه برای مردم ما زیاد حایز اهمیت نیست با رشد و شکوفای به بحث میگیرم و امیدوارم دوستان و خوانندگان عزیز با سهم گیری و یا ارایه نقد های شان به غنامندی بحث بیفزایند. شاید این بحث در عرصه های سیاست، فرهنگ، اجتماع و دین نیز مطرح باشند. به عنوان مثال میتوان به این آیه در قران کریم اشاره کرد: ان الله مع الصابرین (خدا با صابران است). گرچند تفسیر که ازین آیت میشوند، ناثواب بوده  که همیش مردم را به نخوردن و پشت پا زدن به دنیا غرض بدست آوردن بهشت در دنیای دیگر تشویق مینمایند. بهر حال بُعد اقتصادی این مبحث خیلی عمده تر از ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی آن میباشد.

      هزینه های فرصتی در همه عرصه ها وجود دارند، درین جا من صرفاً به هزینه فرصتی تحصیل و ترک آن بمنظور  پول در آوردن میپردازم.  کسب تحصیل و دانش پروسه بسیار جنجالی و طاقت فرسای میباشد که کم آدم ها تحمل آن را دارند. این پروسه انسان ساز با وجودیکه مصارف مالی مستقم و هنگفت را متوجه علاقمندانش میکند، به لحاظ اقتصادی هزینه فرصتی آن به مراتب از مصارف مستقم اش بلند است. بخواطر وضاحت مطلب میخواهم دست به یک مثال بزنم. مثلاً اگر ما یک جوان دانشجوی خود را با یک جوان اروپایی مقایسه نماییم، میتوان مفهوم هزینه های فرصتی  را خوب تر درک کرد. هزینه های فرصتی که دانش جو در مسیر کسب تحصلیش متقبل شده (کار نکرده تا پول بدست بیاورد) و جوان اروپایی ما بخواطر از دست دادن تحصیلش متحمل شده (پول بدست آورده  ولی تحصیلش را ادامه نداده)!! به فرض این دو جوان، با استعداد و پر انرژی که از هر نگاه با هم تفاوت ندارند. هردویش توانای کار فزیکی و فکری خاص را در در یک مقطع زمانی خاص دارند، اما این دو جوان مطابق سلیقه شان دست به انتخاب دو شیوه زندگی متفاوت میزنند. یکی هزاران مشکلات را متحمل شده و دست به کسب تحصیل میزنند و دیگری غرورش قبول نمیکنند که خود و فامیلش در فقر و مشکلات به سر برند؛ بناً دست به مهاجرت زده و با رفتن به یکی از کشورهای به لحاظ اقتصادی توسعه یافته که فرصت های شغلی، با درآمد بلند درانجا میسر است؛ مشغول کار های فزیکی شده و خیلی زود حسابی، پول در می آورند. برای این دوست ما پول، موتر و ... همه چیز اند که خیلی زود بدست آورده اند. لیکن این دوست ما نیز هزینه فرصتی تحصیل را متقبل شده که هر وقت کسب آن برایش میسر نیست. اما دوست دانشجوی ما با وجود که میتوانست تحصیلش را ترک کرده و با مهاجرت کردن وضعیت اش را خوب میکرد. ازینکه این جستجو گر علم مهاجرت نکرده، مصارف فرصتی بزرگ را متقبل شده اند زیرا او میتوانست مثل دوست دیگرش خیلی زود پول دار، صاحب موتر، زن خوب و خانه میشد! پس معلوم شد که درین صورت هر دو دوست ما مصارف فرصتی را متقبل شده اند!! شما مقایسه کنید که تحمل این هزینه های فرصتی هر دو دوست ما در دراز مدت برای کدامش ارزش های بزرگ تری خلق میکنند؟؟ در حالیکه هدف هردوی شان رسیدن به خوشبختی است ولی از دو زاویه مختلف. آیا گفته میتوانید که در آینده کدام یکی مترقی و حتی پولدار تر خواهند بود؟؟

نگاه علم اقتصاد، به این دو فرد چنین است که: نتایج موجود فعلی هر دو دوست ما (دیپلوم دانشگاه دانشجو و پول، موتر، خانه و زن مقبول دوست مهاجر) مساوی است با همه فرصت های عمده ای که این دو شخص از دست داده است. اما یک شرط عمده علمی اینجا وجود دارد و آن اینکه: دیپلوم دانشگاه دانشجو باید فرصت های  از دست رفته اش مثل پول، خانه و .... را در مقطع زمان کم و یا زیاد جبران کند. و دارای های دوست مهاجر ما که یکسره پول بدست آورده، باید فرصت های تحصیلی از دست رفته اش را جبران کند. این یک نگاه علمی اقتصاد بود، اینکه واقعاً این دو دوست ما میتوانند با امکانات موجوده شان، هزینه های فرصتی از دست رفته شانرا را جبران کنند یا خیر؟ بحث طولانی میخواهد و بهتر است که در بخش نظرات در باره اش بحث شوند و یا در نوشته بعدی به تکامل آن خواهم پرداخت!

با ذکر این مثال میخواهم به اصل هدفم برسم که همانا عنوان موضوع بحث است " تحمل هزینه های فرصتی و رشد". ازانجاییکه همه میدانیم تعالی، بهبودی، ترقی و خوشبختی انسان مربوط به نظام فکری شان بوده و انسانهای به تعالی و خوشبختی میرسند که کارکرد های امروزی اش تکامل دهنده نظام فکری شان باشند. بنظرم کسب تحصیل در مقایسه به کسب پول در تعالی فکری ما نقش بیشتر داشته و به کمک آن در آینده ها میتوانیم رشد بیشتر داشته باشیم.  

با این بحث کوتاه میخواهم درد های اجتماعی ام را با شما در میان گذاشته و در اخیر پشنهاداتم را به عنوان یک دوست خدمت خوانندگان عزیز پیش کش نمایم.

یکی از خصوصیات بد مردم ما در حیات اجتماعی شان اینست که معتقد به اخذ نتایج آنی کارهای شان میباشند، یا اینطور بگویم که آنها میخواهند مثل نشانه زنی، هر از گاهی که ناخُن اش را روی ماشه فشار میدهند، میخواهند ببینند که گلوله یا مرمی در کجا اصابت کرد. ازانجاییکه پروسه تحصیل یک روند خیلی گُنگ و مبهم است، کم افراد علاقه به ادامه اش میدهند و تصمیم میگیرند که هرچه زود تر وضعیت اقتصادی شانرا سروسامان دهند، مثال های عینی موید حرف های من است. هم صنفی های و غیر هم صنفی های مبتکر و نابغه ای در دوران مکتب داشتم که اگر مصارف فرصتی تحصیلش را تحمل میکرد، دچار کار های شاقه ای فزیکی در بنگاه های تولیدی و یا خدماتی اروپایی نمیگردید. بنظرم همه وقت به امروز یا حاضر فکر کردن،  فکری اشتباه است و ما باید با آینده نگری معقول، مشکلات امروز را تحمل کنیم تا در دراز مدت نتیجه مطلوب بگیریم.

در اخیر پیشنهادم به دوستان که این مطلب را در خارج کشور مثلاً اروپا میخوانند اینست که روی مسئله خوب اندیشیده و با شرایط نسبی مثبت که امروز برای شان در آنجا میسر است، هزینه فرصتی تحصیل را بر هزینه فرصتی در آوردن پول ترجیج دهند و دست به که کسب تحصیل بزنند. زیرا تحصیل پروسه است که نمیشود همه وقت آنرا بدست آورد در حالیکه کسب پول در هر مقطع زمانی امکان پذیر است.

به امید بهروزی همه!

ضیا شفایی

zia_shafaie@yahoo.com

January 27, 2009