کارآفرینی و یا(Entrepreneurship)                         

از محمد امان رحیمی

کارآفرینی ویا(Entrepreneurship) رامی توان پایه واساس نهادهای اقتصادی واجتماعی دریک جامعه خواند،ویاکلیدتوسعه اقتصادی واجتماعی قلمدادنمود.

باالخره هرجامعه یک سری چالش ها وموانع برای زنان کارآفرین(Entrepreneur) شان دارند ،
که باعث پنهان شدن وغاءیب شدن خلاقیت وابتکارات زنان کارآفرین می شوند.
البته فاصله گرفتن زنان ازفعالیت های اقتصادی واجتماعی ازدیرزمان به دینسو دربسیاری جاها به عنوان یک واقعیت اجتماعی پزیرفته شده اند.
،وفاصله های عمیق بین مردان وزنان وجوددارد،که همین فاصله هادربعضی جاها مثل کوه ودره است
.بنابراین بایدآن راپوشش داد وفاصله رااربین برد وتابه تعادل اجتماعی برسد،وقتیکه به تعادل اجتماعی رسید جامعه یک دست می شود.
ازنظرمن روحیه کاری که یک مرد درعرصه های مختلف دریک اجتماع دارد ،یک زن هم می تواند داشته باشد
.ولی درمسله روحیه کاری زنان دربعضی جاها چشم پوشی صورت گرفته اند،وروحیه کاری شان بنابردلایل دربن بست قرارداده شده اند.
وبنابرچالشها وموانع که برای زنان کارآفرین درجامعه ما وجوددارد،
زنان کارآفرین مجبوراند تابخاطری حفظ نهادهای خوانواده گی شان ازاین کارآفرینی دست بکشند.
البته دست کشیدن اینها ازکارآفرینی ظاهراساده بنظر می رسد.
ولی درحقیقت این کارمخفی ساختن ازنوآوری،خلاقیت،واشتغال زایی دریک جامعه می باشند.
ولی شاید برای شماسوال خلق شود که چطوربه نوشتن همچین مطلب پرداخته اید
،خیلی سوال خوبی است،البته ازخیلی وقت می خواستم دراین رابطه برای شما یک مقاله داشته باشم،
ولی بنابروقت نداشتن ویافراموش کردن نتوانستم که خواسته هایم رابرای شما تشریح نمایم.
البته همه ماشاهد این هستیم که کارنمودن زنان خارج ازمنزل شان یک کاری بسیار.دشواراست،البته دشواربودن اش بنابردلایلی
که به عنوان یک واقعیت اجتماعی درجامعه ما پذیرفت شده اند می باشد.یعنی کارنمودن یک زن دریک اداره غیردولتی،ویابصورت آزاد دریک تجارت واقتصاد،
وهمچنان دریک اداره دولتی چالش های خودراازلحاظ نهادهای خوانواده گی واجتماعی دارد،
که این چالش ها وموانعات توسط خود مابرای خودما ایجاد شده اند.که درحقیقت این موانعات در زنجیربستن خلاقیت،قدرت نوآوری واشتغال زایی زنان می باشند
.دریکی ازروزها خواستم مطالعه داشته باشم،
وبعدپایان نامه تحصیلی رابنام ((کارآفرینی زنان ایران)) درگوگل یافتم وبالاخره خوشم اومد ودانلودکردم البته این گفتگو هاازخانم بنام صابر بود که درآن پایان نامه تحصیلی
نوشته بود.به نقل ازخانم صابر، خانم صنعتگری که درتهران زندگی می کند.اوتعریف می کند که وقتی می خواست قراردادی رابایکی ازواحدهای صنعتی ببندد،
مسئول مربوطه گفته که "مردت کو؟" "آيا شما اصلاً از اين صنعت چيزي مي داني؟" وقتي از او
پرسيدم آیا شما در آن زمان چه برخوردي کردي؟ وي گفت من در آن روز، راه گفت وگو و مدارا را باز کردم و علتش هم
اين است که من نمي خواستم ساخته هاي خودم را تخريب کنم. اين جملة بسيار زيبايي بود. يعني اگر بخواهم با روحيه عصبي
برخوردي داشته باشم، هيچ کس همكاري نمي کند
و کار در بن بست تمام مي شود و اين من هستم که بايد بروم و در منزل بنشینم.
البته این فقط یکی از نمونه ها بود که من گرفتم .مطالعه چنین مطلب واقعا مراسخت ناراحت ساخت،
وبه خودفکر کردم که چراجامعه امروزی یک جامعه مردسالاری است وچرا مامردان زن رافقط یک موجود ناچیز فکر می کنیم..
باالخره کشورایران ازلحاظ واقعیت های اجتماعی دراین رابطه بامازیادفرق ندارد،یعنی این یک واقعیت درجامعه ما می تواند باشد.
پس مابایدحق کارآفرینی رابه طبقه اناث خود هم بدهیم وتشویق شان کنیم تابامردهای شان شانه به شانه زحمت بکشند کارکنند،ودسترسی
به کارهای بیرون ازمنزل شان داشته باشندوازواقعیت های جامعه باخبرباشند.
آن زمان می توانیم یک جامعه سالم وپرازخوشی داشته باشیم منتطرانتقادات وپیشنهادات شما هستم.تشکرموفق وبهروزباشی.
بااحترام محمدامان رحیمی.