گزارش اخرین در فراز و نشیب کتابخانه چهل باغتوی پشی
اخرین فراز و نشیب کتابخانه چهل باغتوی پشی
با سلام خدمت دوستان عزیز خاستم توجه دوستان را به گزارش اخیر در با ره فراز و نشیب کتاب خانه چهل باغتو پشی و سفر محصلین در منطقه برای اساس گزاری کتاب خانه جلب کنم ازدوستان، خاصتا آقای مظفری به خواطر تاخیر پیش امده به علت مشلا ت و مصروفیت ها در ارایه گزارش معذرت میخواهم امیدوارم این نقیصه درآینده به کمک دوستان برطرف گردد اکنون گزارش موردنظر رادراینجا بخوانید .
ازآنجای که درگذارش قبلی درویلاگ آینه خواندید پلان ایجاد کتابخانه از سال 1382 تا امروز میان محصلین وجود داشته که به تکرار آن نمی پردازیم .
از ماه اسد سال 1386 انجمن محصلین تصمیم گرفتند تاکار کتابخانه رابطورجدی تعقیب کنند همان بود که دوستان طی چندین جلسه هفته گی شان به این نتیجه رسیدند تاموضوع ساخت کتابخانه را برای اولین بار باموسسه آشنا شهداودر راس آن با مامور صاحب رووف نوید مطرح کنند لذا جمع از محصلین به نماینده گی انجمن فرهنگی پیام طی جلسه موضوع را با ایشان در میان گذاشتند ایشان باتشویق انجمن محصلین درزمینه کارهای فرهنگی وتلاش در این راستا تعهد کردند که ساختمان کتابخانه را برای مردم بسازند وی همچنان بر اتحاد محصلین تاکید نموده ودر ضمن خواستارپیدانمودن جای مناسب برای کتابخانه شدند محصلین وعده دادند که مشکل جای راحل خواهم کرد،جلسه اول برای ادامه کاربرای پیداکردن جای مناسب ورفتن محصلین به منطقه به این منظور خاتمه یافت .
دوستان دانشجودرسفر جمعی شان به مناسبت عید درخزان سال گذشته 1386 به منطقه رفتند وبرای اولین بارباصفرعلی خان قلدی درمورد جای کتابخانه دربازار چهل باغتو صحبت کردند وی گفت که ما جای مناسب نداریم فقط به اندازه یک دوکان جای که درزیربازار وجود دارد و متعلق به من است درخدمت شما میگذارم،وی باتشویق ادامه داد که ایجاد یک کتابخانه منظم یکی از آرزوهای زندگی من بوده در این راستا هرگونه همکاری که در توان من باشد از شما دریغ نخواهم کرد.
ما باتشکر ازایشان وی را برای یافتن جای مناسب که امکانات توسعه آینده ومحیط آزاد ترداشته باشد به قصد صحبت در این مورد با پدر جمعه خان (حبیب الله)ترک گفتیم ،این روز روز آخیر رخصتی اکثریت از دوستان دانشجوبود که فردای آنروز به کابل برمی گشتند،ما به خانه حبیب الله کوشه رفتیم ایشان در خانه نبود به غزنی رفته بود مادوباره به بازار برگشتیم وبادوستان نزد آقای مظفری رفتیم تادررابطه به کتابخانه گفتگوی با ایشان داشته باشیم که مختصرانرادرویلاک آینه خدمت دوستان عرض کردیم که ضرورت به تکرار ان نیست ،محصلین که فردای انروز به کابل می آمدندمسولیت پیدا کردن جای برای کتابخانه را به دوش دوستان چون آقای عزت الله رضای از نورک ویزدان بخش حاتمی از آهنکشته که تقریبا بطور همیشگی در منطقه حضورداشتند گذاشتند.
بلاخره دوستان ما از منطقه گذارش دادند که با حبیب الله برای اهدای جای کتابخانه به توافق رسیدند که موضوع را بااقای نوید مطرح کردیم وی گفت کاررا از بهار شروع خواهم کرد وی نیز علا وه کرد که اگرشما از حبیب الله سند اهدای جای راداشته باشید بهتر خواهد بود که این موضوع طی سفر دیگر دانشجویان به منطقه حل گردید وسند جای به مساحت 600 متر مربع در قسمت جنوبی کلنیک سابقه (معروف به کلنیک آبی تقی) از پدر جمعه خان و پسرش رحمت الله دردوکان عزت الله رضای گرفتیم که مشکل از این ناحیه نیز حل گردید .
زمستان در پش بود دوستان تعدادی در منطقه وتعدادی در کابل وولایات مشغول کاروتحصیل بودند تا اینکه بهار نزدیک شد دوستان طی چند جلسه هفته گی در کابل تصمیم گرفتند که به این آرمان چندین ساله تحقق عینی بخشند،دوستان به این نتیجه رسیدند که جمع ازدانشجویان که در تعطیلات نوروزی به منطقه می روند در روز سوم نوروز کتابخانه را با حضور ریش سفیدان ،استادان مکاتب وروحانیت اساسگذاری نمایند به این ترتیب سال نو 1387رابا کار نیکو آغازکنند که به موافقت همه این تصمیم گرفته شد و دعوت نامه به این منظور ترتیب گردید تادر مسجد هر منطقه ،اداره هردو لیسه وهمچنان آقای استادفیاض فرستاده شده واز روحانی وریش سفید هرقریه خواسته شود که در اساس گذاری سهم بیگرند دعوت نامه چاپ شده وبه تعداد ضرورت تکثیر گردید وهمچنان با اقای نوید نیز صحبت کردیم تا مسول بخش ساختمانی رابه ساحه فرستاده تا نقشه شان رامطابق ساحه عیارنمایند
نوروز نزدیک بود تعدادی از دوستان چند روز قبل از نوروز به منطقه رفتند دقیقا یک روز قبل از نوروز دوستان از منطقه تماس گرفتند که اینجینیرمسول بخش ساختمانی شهداازسنگماشه برای سروی جای آمده بودند وجای رانیز سروی کردند دراین میان خلیفه عبدالمومن تمقول به مسولان گفته بودند که من کتابخانه را ازآقای مامور رووف آورده ام،محصلین کاره نیستند من خودم کتابخانه را درکنار مسجد درتپه عقب بازارمیسازم وی تعدادی معدودی از ریش سفیدان و روحانیت راگرد هم آورده بود وباپرخاشگری به دانشجویان گفته بود که من کاررا مطابق مرام خودم پش خواهم برد شما خودرابالای ما قلخ جورنکنید خلاصه انها تصمیم گرفتند که مردم رادعوت کنند تادر مورد صحبت شود جای جلسه رادر مسجد جامع برای روز بعدی ساعت 9صبح درنظرگرفتند ،دوستان دانشجو نیز طی جلسه تصمیم گرفتند تا بامردم صحبت نمایند برای این منظوردوتن از دانشجویان آقای رضای وآقای شفای انتخاب گردید تا به نما ینده گی از محصلین و انجمن فرهنگی پیام صحبت کنند وتمام خواست ها آرزوها ونیات نیک دانشجویان را برای ایجاد کتابخانه به منظور استفاده ورشد فکری اولاد این مردم بیان نمایند درروز جلسه دانشجویان در ساعت 9 قبل ازظهردرمسجد حضوریافت و درکنار استادفیاض دراتاق کوچک منزل اول مدرسه تا ساعت یک بعد ازظهرمنتظردیگران ماندند که در جریان این مدت تعدادی معدودی از ریش سفیدان وروحانیت یک یک حضور یافتند که بلاخره همه به صالون مسجد درمنزل دوم برای اغاز جلسه رفتند ،دوتن از دوستا ن تصمیم محصلین برای ایجاد کتابخانه ،مشکلات شاگردان واستادان درمورد کتاب را طرح کردند وازبزرگان صمیمانه خواهش نمودند تا درراستای تحقق این امرمارایاری نموده واساس کتابخانه را بگذارند که مورد تشویق اکثریت قرار گرفتند
ازجمله محترم چمن مهتر با تشویق دانشجویان جوان اماده گی خودرا برای هرنوع همکاری اعلان نمودند درین زمان تقاضای دعا برای حرکت برای اساس گذاری شد .....در این هنگام یکی از بزرگان موضوع اساس گذاری کتابخانه را در پهلوی مسجد جامع مطرح کرد که رفته رفته این بحث دامنه دار شد محصلین تحلیل می کردند که جای پهلوی کلنیک دریک موقعیت آزاد قراردارد جای وسیع و هموار است که میتواند در آینده بشترتوسعه یابد سند ان از حبیب الله کوشه در خزان سال گذشته گرفته شده وازطرفی نزدیک به مکتب است که استادان ،برادران وخواهران دانش آموز با اسانی و بدون مشکل میتواند کتاب مورد نظرخودرا در هرزمان وحتی درفاصله زمان تفریح اخذ نمایند ،پهلوی مسجد که انقدرجای وسیع نیست واز نظرکارشناسی ومهندسی جای مناسب نمی باشد لذا تاکید میکردند تامصرف ما مانند گذشته حدرنرود به هرصورت طرفداران جای پهلوی مسجد تحلیل میکردند که در هرجای دنیا کتابخانه پهلوی مدرسه میباشد و نمازگذاران و ریشسفیدان به اسانی میتواند به کتاب های مورد ضرورت دست رسی پیداکند،البته تعداد از ریشسفیدان از بزرگان در خواست کردند که لطفا به این بحث ها خاتمه دهید این بحث ها کار ها به جای نمی برد جوانان دانشجوی تان را تشویق نمائید تا در ا ینده کار های مهمتری را برای منطقه ما انجام دهند که متاسفانه موثر واقع نشد، به هرصورت بعد از بحث های که ساعت 4 بعد از ظهرشده بودهمه بدون اینکه غذای چاشت بخورند در انجا حضورداشتند بلاخره دوستان دانشجو برخلاف تمام طرح های کارشناسانه اینجنیرساختمان که جای پائن رامورد تائید قرارداده بود کوتا امدندواز بزرگان خواستند تا در کنار مسجد اساس بگزارند،
تا اینکه همه برای اساس گزاری بیرون امدند ،قابل تذکر است که خلیفه صاحب نیز در اخیر مجلس تشریف اورد وی سخاوتمندانه تکرار کرد که من تمام اختیارات را به شما روحانیت و ریشسفیدان می دهم دانشجویان با وجود که وی کار انها را به دشواری مواجه کرده بود از علاقه وی نسبت به کتاب خانه و کتاب قدر دانی و تشکر کردند در این زمان عبدلواحید قلدی نیز در صحنه حضور یافت ، حبیب الله کوشه قبلا در اخیر جلسه خواسته شده بود .عبدالواهید از محصلین خواستند که با انها صحبت دارم وی گفت که حبیب الله به هیچ وجه حق ندارند که زمین مارا برای کسی هدیه دهد،من به هیچ کس اجازه نخواهیم داد که زمین مرا صاحب داری کند ، حبیب الله از طرف دیگر مدعی عی بود که جای مسجد را من اهدا کرده ام لذا جای کتاب خانه که درپهلوی ان قرار دارد نیز متعلق به من است البته موضوع اساس گذاری توسط دعوی آنها معطل شد لذا محصلین وبزرگان از اقای استادفیاض خواهشکردند که بیائید به این دعوی دامن نزنیم وبرویم در پائین (پهلوی کلنیک)اساس گذاری نماییم که این پشنهادات نادیده گرفته شده وتعدادی از ریشسفیدان از محصلین خواهشکردند که بیائید ماباشمااساس گذاری میکنیم این پروژه کتابخانه نباید لغوه شو!.
ما با جمعی از محصلین داخل مسجید شدیم تا تعداد ازبزرگانیکه فقط میخواستند که کتابخانه پهلوی مدرسه اساس گذاری شود قانع کنیم که بیایید بدون دردسر کتابخانه را درپایین اساسگزاری نماییم تایک مشکل جدید درفرا راه کتابخانه ایجاد نشود ازطرف دیگر محصلین هم فردای آن روز همه به طرف کابل می آمدند چون درسهای آنها از قبل شروع شده بود خلاصه درداخل مسجید دراثرمباحثه برسر ملکیت جای جلسه به خشونت گرایید وطرفین قضیه شروع به درگیری فیزیکی کردند که به میانجیگری محصلین پایان یافت وپدرجمعه خان مجلس را به قهر ترک کرد ودربیرون باعصبانیت به محصلین که وی راهمراهی کرده بود گفته بود که هیچکدام ازجاها را اهدا نخواهم کرد "البته این یک اظهار نظر احساساتی بود " بهر صورت کوشش ما برای اساس گزاری در پائین نتیجه نداد انها برای حل وفصل کردن دعوا کاغذ را بیرون اوردند وکاغذ چندی در دست این رو حانی و ان روحانی گشت زد چون انها جرئت نوشتن اهدا خط یکطرفه از طرف عبدول واحید را نداشت ، ازیکطرف از ناراحت کردن این و ان میترسید و از طرفی با اساس گزاری در پاین سرموافقت نداشتند ، تا نوشتن ان بر اقای فیاض تحمیل شد محصلین که از این وضعیت نا شفا ف خیلی خسته شده بود و ساعت هم 5 بعد از ظهر بود درگوشه نشسته این صحنه ملال اور و بازی را تماشا می کرد، تا اینکه ریشسفیدان بدون کدام نتیجه مجلس را ترک کردند ودانشجویان سر خورده و خسته نیز به تعقیب انها به بازار پائین شدند درین لحظه که همه خسته و گرسنه بودند نمی دانستند که چه کنند ،تا اینکه نتیجه گیری کردند (چون فردا محصلین به کابل میرود) که تصمیم بعدی را در کابل میگیریم وبا این فیصله همه از هم جداشدند در کابل طی جلسه که در روز جمعه هفته بعدی بود تصمیم گرفته شد که دو تن از محصلین به نماینده گی از انجمن فرهنگی پیام به منطقه رفته این بار کتابخانه را باحضور معلمین هردولیسه ،بزرگان که در بازار حضوردارد ونیز از آقای استاد فیاض دعوت گردد تا در مراسم اساس گذاری در پهلوی کلنیک سهم بگیرند این بار باید اساس گذاری صورت گیرد وهرکه باعلاقمندی در اساس گذاری سهم گرفتند خیلی عالی ودر غیر انصورت ما نمیخواهیم تجربه گذشته را تکرار کنیم ومحصلین بنده وبرادر ما شریف خان ازنورک رابرای این منظور نماینده انتخاب کردند ودرضمن چند تن ازنماینده گان محصلین بااقای رووف نوید رئیس موسسه شهدا صحبت کردند وی نیز گفته بود من به نایبی (مدیرمعارف جاغوری)میگویم تا درضمن دیدار از مکتب شما به عنوان فرد بیرون از منطقه در اساس گذاری با مردم سهم بیگرد که مورد قبول دانشجویان قرارگرفت خلاصه ما وشریف جان رفتیم وبرادران ما اقای رضای ویزدان بخش ظاهرجان و دیگر برادران....نیز در منطقه حضورداشت تا باهم به این ماموریت بپردازیم .
ما به منطقه رفتیم ، در روز شنبه 31 حمل 1387همراه دوستان که در منطقه بودند در مکتب رفتیم وبا معلمین صحبت کردیم که مورد استقبال انها قرار گرفت و امادگی همه جانبه خود را در مورد اعلان کردند بعدا به بازار رفتیم هر یک از ریشسفیدان را که در بازار دیدیم از ایشان دعوت کردیم و شریف خان در خانه اقای استاد فیاض رفت و از ایشان دعوت کرد که در اساس گزاری سهیم شوند . ساعت 10 قبل از ظهر بود که مدیر معارف جا غوری همراه انجنیر ساختمان و یک خانم بنام فوزیه (که گفتند مسئول حقوق بشر جاغوری است ) امدند که ما انهارا در داخل مکتب رهنمائی کردیم و معلمین هر دو لیسه دراداره مکتب ذکور جمع شدند، مدیر معارف طی صحبتی درمورد مکتب وارزش اتحاد و اجازه ندادن مداخلات بیرونی تاکید کرد ، و در نتیجه تصمیم گرفتند که تمام معلمین وریشسفیدان که حضور داشتند برای اساس گزاری بیرون بروند و با ریشسفیدان و جوانان که در محل اساس گزاری جمع شده بودند اساس را بگزارند .
دوستان گفتند که استاد فیاض و چند تااز ریشسفیدان در مدرسه امده است ، لذا شریف خان دو باره رفت از انها دعوت کرد که تشریف بیاورند وی گفت ایشان می اید ، مردم که در محل اساس گزاری جمع شده بود انتظارانهارا داشتند بلاخره انها تشریف نیاوردند بعدا من و یزدا نبخش حاتمی رفتیم تا بازهم از ایشان دعوت کنیم که همه منتظر شماست ،وقتی ما رفتیم انها نماز می خواندند ما داخل شدیم و نشستیم تا نماز تمام شد ،ما دوباره از ایشان خواهش کردیم که همه منتظر شماست تا اساس گزاری شروع شود،اقای استاد فیاض اغاز سخن کرد و تحلیل نمود که کتابخانه باید بالا اساس گزاری شود ، ما گفتیم که ما نباید مشکل گزشته را تکرار کنیم ودر جای که از هرنظر مناسب است و هیچ درد سر ندارد اساس گزاری نمایم ،اقای حاجی باشی تمقول که نیز در انجا حضور داشت ابتدا از تعریف و تمجید ما شروع کرد و در ضمن گفت که شما نباید هیچ گونه تحلیل و یا صحبت در مورد حرف های استاد فیاض بنماید هر چه میگوید گوش و عمل نماید ما گفتیم که با احترام که به تمام بزرگان میگزاریم در ضمن نظر دادن را حق خود می دانیم و صحبت وتبا دل نظر (گرچند متاسفانه در منطقه ما جا نیفتاده) در امورات که دران سهم و وظیفه داریم نیکو و ضروری می دانیم و خواهش ما از شما همیشه این بوده که بعنوان کلان وریشسفید در کار های خیر دیگران را تشویق کنید تا کا ر ها ی که انجام می شود باید بطوراساسی ان انجام شود که روزی دیگر پیشیمان نشویم ، بلاخره بعد از چندی صحبت حاجی صاحب به لحن ها ی صحبت شان شدت بخشید تا ایکه به خشونت متوسل شده گفت شما برای ما د لیل میگوید ! 10ها تن از شما در جیب ماست ، بهر حال فضا منطق و گفتگو از بین رفت و صحبت ما با اقای فیاض نیز قطع گردید وبرای ما با تحدید گفته شد، شما که با مدرسه مشکل دارید بروید و اساس گزاری تان را بکنید ! وما گفتیم که هدف ما از امدن ایجا خشونت نیست و نه ما اهل خشونتیم و ما فقط خواستیم که شما نیز در کنار دیگر ریشسفید ا ن ،معلمین و جوانان که در انجا منتظر شماست سهم بگیرید ایکه میگوید ما مشکل با مدرسه داریم نظرشخصی شماست ما با هیچ نهاد دینی مذ هبی مشکل نداریم .لذا دیگر هیچ راهی دیگر جز مواجه برای ما نماده بود لذا ما برگشتیم یک تعداد از دو ستان که از انتظار و گرسنگی بی حوصله شده بود صحنه اساس گزاری را ترک کرده بود ،تعدادی از جوانان نیز انتقاد میکردند که چرا با کسانیکه علاقه به امدن ندارد گفتگو میکنید . بهر صورت برنامه اساس گزاری ودعا در جمعی زیادی ازدوستان صورت گرفت و همه به طرف خانه هایش برگشتند . و فردای انروز ما بطرف کابل امد یم . مسئول ساختمانی نیز کارها یش را اغازکردند سنگ و ریگ را به کانترات داده و ا نها نیز کار هایشرا اغاز کردند .
قابل تزکرمی دانم که در انروزهای اساس گزاری مادراقای نوید فوت کرده بود دوستان دانشجو بعد ازتقریبان دوهفته و ختم فاتحه با اقای نوید تماس گرفتند و ازشروع کار اطلاع دادند وی گفت که ما بهتر است که از نزدیک صحبت کنیم چند تا ازریشسفیدان که از منطقه درفاتحه امده بود ملا حظاتی داشتند بعد از دو روزچند تا نماینده از دانشجویان با ایشان ملاقات کردند وی یک نامه را از الماری میز شان بیرون کشید وبه ما نشانداد که به ابتکار خلیفه و ملا نورمحمد توسط اقای فیاض نوشته شده بود و در ضمن ان از ایشان خواسته که کتابخانه را برای انها تمویل کنند وی گفت که من گفتم که من به محصلین سال گزشته قول داده ام که ساختمان کتابخانه را میسازیم و توقع ما این بود که شما محصلین تان را تشویق نمائید. بهر صورت انها قول کتابخانه دوم را ازایشان گرفتند. کتابخانه که محصلین ابتکارانرا از سال ها بدینسوداشته برای انها قابل پزیرش نبوده است و حتی تهدید های را برای کتابخانه ازطرفی یک نفردرمنطقه مطرح کرده بود ، خلاصه اینکه حرکت محصلین در راستای ایجاد کتابخانه و ابتکار ان به مزاق چند تا خوش نیا مده بود ودرتلاش بود تا مثل همشه خودرا هر کاره وتصمیم گیر درتمام مسایل حتی فرهنگی بدانند و هیچ کس نگوید که دیگران" خدای نخواسته" هم کارکرده می تواند .
بهر صورت این بود گزارش پیرامون کتابخانه چهل باغتو که تا هنوز درجریان ان قرار گرفته ایم اگرموضوعات و مطالب فراموش شده دوستا ن دیگر میتواند تکمیل کنند تا تمام دوستان که علاقمند مسائل منطقه هستند در جریان جزئیات قرار گیرد.
تشکر
اصف اکبری