نگاهی بر جریان فعالیت انجمن پیام و چالش های موجود

 نوروزعلی مظفری

سلام خدمت تمام عزیزان خواننده به خصوص خدمت اعضای انجمن فرهنگی واجتماعی پیام. امید واریم  در هر جایی که هستید، شاد و موفق باشید.

طوریکه شاهد هستید انجمن فرهنگی و اجتماعی پیام به همت برادران عزیز مان سالها قبل تاسیس گردیده بود و آنها با در نظر داشت توانایی و شرایط حاکم توانستند بعضی کارها را خوشبختانه انجام دهند، فعالیت انجمن شکل خوبی را داشت اما بعد ها بنا به مشکلاتی فعالیت ها شکل سابق را نداشت. این جریان  دیری نگذشت که به همت دانشجویان عزیز که تازه وارد دانشگاه های کابل شده بود، فعالیت ها مجدداً شکل بهتری یافتند. اما در جریان تجدد فعالیت ها متاسفانه این جوانان تازه کار به مشکلات های مواجه شدند. از یک طرف باید پاسخگوی هر آنچه که در گذشته ای  انجمن اتفاق افتاده باید باشد، از طرف باید مشکلات های ایجاد شده در این فاصله متوقف شده انجمن را متحمل شود و از طرف هم باید برنامه های جدید شان را با تجارب کم شان به اجرا در آورند.

گفته میتوانم که جریان گذشته انجمن بر روند فعالیت های اعضای جدید تاثیرات بیشتر داشته است، ناباوری های ایجاد شده نسبت به انجمن، فاصله گرفتن اعضایی سابق انجمن از جریان فعالیت ها، مشکلات های موجود در جریان فعالیت های گذشته و...  را میتوان از جمله مشکلات های خلق شده برای اعضایی جدید انجمن دانست. شاید اعتماد سازی برای بار اول ساده تر از آن باشد که یک بار اعتماد دیگران را نسبت به خویش شکستانده و برای بار دوم به منظور اعتماد سازی  تلاش نماییم؛ مشکلات های اشاره شده نه تنها باعث شده است تا اعتبار بیرونی نداشته باشیم بلکه متاسفانه عده از اعضایی سابق انجمن نیز از نگرش منفی نسبت به انجمن و فعالیت های انجمن پیام برخوردار است. و بر مشکلات اعضایی جدید افزونی بخشیده است.

شاید کسانی که از نگرش خوبی نسبت به فعالیت های انجمن برخوردار نیست بر حق باشد ولی شاید هم عده ای در اشتباه باشد. علت داشتن نگرش های منفی بعضی ها را میتوان در نظریه شرطی پاولوف پیدا نمود. در نظریه شرطی پاولوف برعلاوه یک محرک طبیعی یک محرک شرطی باعث ایجاد یک پاسخ در فرد میشود. در حالیکه بین محرک شرطی و پاسخ هیچ رابطه منطقی برقرار نیست اما با مجاورت محرک شرطی با محرک طبیعی  فرد برای هر دو، یک پاسخ را ارائه میدارد. اگر بعضی مشکلات و جنجال های موجود در انجمن را به عنوان یک محرک و نگرش های منفی که نسبت به عاملین جنجال و خلق کننده مشکلات  در نتیجه مشاهده این جنجال ها و مشکلات ها در افراد شکل یافته است را به عنوان پاسخ دانست.  با مجاورت این جنجال ها با فعالیت های انجمن بعد مدت زمانی فرد نسبت به فعالیت های انجمن نیز همان پاسخ که را نسبت به مشکلات و جنجال ها از خود نشان میداد، نسبت به فعالیت کلی انجمن و نسبت به خود انجمن نیز نشان دهد. و نگرش منفی نسبت به فعالیت های انجمن را میتوان پاسخ شرطی در سطح اول دانست. این ختم کار نیست. مجاورت محصلین و اعضای انجمن با انجمن باعث پاسخ شرطی در سطح دوم باعث ایجاد نگرش منفی نسبت به این افراد میشود. که باعث یک پاسخ که همانا نگرش منفی نسبت به فعالیت های انجمن شده است،  دانست.

مشکلات ها و جنجال ها گر چند معلول علت های دیگر بوده میتواند ولی چون خود به عنوان یک محرک باعث پاسخ دیگر میشود آنرا میتوان محرک دانست که باعث پاسخ های دیگر شده است.

برای عده ای شاید این مسئله باعث نگرش منفی نشده باشد. بلکه ممکن فعالیت های انجمن با پیش فرض های که از انجمن و فعالیت های انجمن داشتند مطابقت نداشته است و وی را بر آن داشتند تا علاقه مندی خاص نسبت به انجمن نشان ندهند. تعمیم این مسئله در  شرایط  مختلف  باعث شده که اکنون نیز علاقه خاص و نگرش مثبتی نسبت به انجمن نداشته باشد.

یکی از دلایل کمبود توجه، فاصله گرفتن فارغ التحصیلان و آنهایی که به سطح نسبی  از آگاهی رسیده اند، از انجمن میتواند باشد. آنها شاید دلایل خاص خود شان را داشته باشند، مثلا: ممکن عده ای به دلیل مصروفیت های کاری و زندگی شخصی شان نتوانسته به جلسات و فعالیت های انجمن سهیم شوند، ولی برای عده دیگر دلیل دیگر بوده است. آنها با وجود که فرصت و علاقه مندی برای چنین فعالیت های را دارا میباشد اما به خاطر نبود گروه متعلق به خود شان و یا گروه همسطح شان در جلسات و فعالیت های انجمن از اشتراک در این فعالیت ها خود داری می نماید. آنها از اشتراک در جمع که از حظور هم سطحی های  سنی و موقف اجتماعی اش خبری نیست، احساس ناراحتی و شاید هم حقارت کند. و به خاطر اینکه چنین حس را تجربه نکند، از اشتراک در این تجمع خود داری میکند.

نبود تعریف مشخص و واضیح از انجمن و جهات فعالیت اش برای جامعه یکی از دلایل دیگر به خاطر پیدا نکردن جایگاه واقعی انجمن میباشد.

تجربه کاری بیش از هشت سال برای یک نهاد و سازمان دانشجویان و دانش آموختگان، تجربه کمی نیست، باید یک چنین سازمان با گذراندن بیش از هشت سال دست آورد های چشمگیر در سطح منطقه و جامعه میداشت که به آن اندازه ندارد. خود این مسئله به خودی خود از دلایل میتواند باشد که باعث دلسردی عده ای از اعضایی انجمن و اجتماع شده است.

عده ای  از فارغ التحصیلان دلیل میاورند که حق اولویت فعالیت در انجمن  از دانشجویان برحال میباشد و دانشجویان باید بیشتر فعالیت کنند و نقش اساسی را ایفا کند. من با این امر با یک شرط موافق هستم. کسانی که قبلا تجربه هایی را داشته است باید در کنار دانشجویان سهم فعال داشته باشند و کارها باید مشترکا صورت بگیرد، اندوخته های که از تجربیات بدست آمده است، باید به جدید الورودان شریک شود، وراهنمایی های هم برای جدید الورودان باید صورت گیرد. اگر قرار باشد که هر که به نوبه خود بیاید یک تجربه بنماید و بعد برود دنبال کار خود، شخصی دیگری بیاید از نو شروع کند و بازهمان تجربه قبلی را انجام دهد و دنبال کار خود برود، شخص سومی هم عین عملیه را. دیگر تا آخر همگی عین عملیه را انجام خواهد داد و پیشرفت بوقوع نخواهد افتاد. اما اگر تجربیات و آموخته های از جریان تجربه با آنهایکه جدیدا وارد کار میشود، به اشتراک گذاشته شده و راهنمایی های لازم صورت بگیرد مطمئناً در کار پیشرفت  و نو آوری بوجود خواهد آمد. متاسفانه از ما طوری شده است که هر که آمده تجربه خود را کرده و رفته دنبال کار خودش. مثلا من به عنوان عضو هیئت رهبری ساختار قبلی و ساختار جدید، شاهد همکاری هایی که باید توسط  مسوولین و ساختار های سابق میشدم به آن شکل نبوده ام. حتی عده ای از فعالیت های که قبلا داشتند، در جریان  ساختار جدید آن را قطع کردند. که یک نمونه بارز شان جریان  ارسال مطالب در وبلاگ پیام میباشد.

دلایل فوق معلول یکدیگر میباشد. و باعث یکدیگر شده است. مجموع اینها تاثیرات منفی بالای آنهایی که جدیداً وارد فعالیت و کار میشوند، گذاشته است.  متاسفانه بنا به موجودیت روش های نامناسب تربیت خانوادگی و عوامل  دیگر اجتماعی جوانان و نوجوانان از اعتماد به نفس و خود باوری ضعیف برخوردار هستند. ضعف اعتماد به نفس و خود باوری در بین جوانان زمینه را برای تاثیر گذاری منفی بیشتر کرده است. با یک جمله تمسخر آمیز که توسط فارغ التحصیلان که در مورد فعالیت انجمن گفته شود، میتواند دلیل شود برای سهم نگرفتن جدید الورودان در جریان فعالیت انجمن. برای عده ای باعث کاهش فعالیت و برای عده ای باعث نگرش منفی در ناخود آگاه و متعاقباً دلسردی از فعالیت های میتواند شود. اگر مستقیما عده مانع فعالیت آنها در یک سازمان و نهاد شود، تاثیرات بیشتر تر میگذارد.

عوامل دیگری نیز وجود دارد که باعث کندی فعالیت ها شده است و از ذکر آنها بنا به کمبود وقت و خستگی شما صرف نظر میکنیم ولی به صورت کلی عوامل فوق باعث شده است که فارغ التحصیلان و کارمندان عضو انجمن نتواند در جریان فعالیت ها سهم مستقیم و به سزا داشته باشد.  سهم نگرفتن آنها به صورت مستقیم و غیر مستقیم باعث شده تا جوانان نو وارد و آنهایی که جدیدا به جمع محصلین در کابل می پیوندد، در جریان فعالیت ها کمتر سهم بگیرند و فعالیت هایشان از آنها متاثر گردیده است.

اعضای حاضر در جلسه اخیر به خاطر بهبود فعالیت ها و نظام بخشیدن بیشتر تصمیم گرفتند که در قسمت اعضاء انجمن باید تجدید پیمان صورت بگیرد. ویکبار دیگر باید برای ما آشکار گردد که کی ها میخواهند، عضو رسمی انجمن باشند و کی ها می خواهند دیگر در این نهاد فعالیت و سهم مستقیم نداشته باشند. کمیته رهبری انجمن، پلان کاری ده ماهه اش را با محدودیت زمانی ترتیب داده و به اعضای حاظر به خاطر شریک ساختن نظریات، پیشنهادات و انتقادات شان به بحث و گفتگو نشست. و قرار بر این شد که کمیته فرهنگی  و ارتباطات از راه های ممکنه با تمام اعضایی انجمن ارتباط گرفته و از آنها تعهد شان را نسبت به ادامه فعالیت در انجمن فرهنگی  اجتماعی پیام گرفته و  یک کاپی از پلان به منظور شریک سازی نظریات دیگران، توسط کمیته فرهنگی به اختیار کسانی که در جلسه حظور نداشتند، گذاشته شود و نظریات شان را نیز گرفته و در جلسه بعدی در قسمت تعداد رسمی اعضاء انجمن و پلان کاری،بحث و فیصله صورت بگیرد.

از دوستان عزیز خواننده تقاضا میشود که نظریات و پیشنهادات تان را با ما شریک نمائید.