نگاهی نو به انجمن فرهنگی و اجتماعی  پیام

از علی حسین مظفری(ظفر)

سپاسگزارم از اینکه نوشته ی حاضر را زیر عنوان «نگاه نو به انجمن فرهنگی پیام» در فرصت و در فضای آرام با صبر و دقت مطالعه میفرمایید امید وارم که بعداز خواندن کامل آن، محتوای آن برای شما مفید تمام شود و شاید اندیشه شما در باره انجمن تغیر نموده و با یک نگاه وانتظارات نو به انجمن نگاه نمائید.

اکثر شما میدانید که انجمن پیام از ابتدای تاسیس تا حال دست آوردهای خوبی داشته است، اعمال نیک خالصانه هر یک از اعضای انجمن، قابل سپاس گزاری است ، این انجمن به گونه ای تا حال، موجودیت خود را حفظ کرده است، امسال نیز شبیه سال های گذشته، اعضای انجمن به میزان توان خویش به فعالیت های علمی، آموزشی و فرهنگی خود ادامه داده اند. در برخی از جلسات که مدیریت برحال انجمن، با بزرگان و موسفیدان مقیم لشکرگاه گفتگو داشتند، بنده حاضر بوده و به آنها گوش می دادم، در آن جلسات بعد از نقد و سوالات زیاد بزرگان و موسفیدان قانع شده و اعلان همکاری و پشتبانی می نمودند از این برنامه ها دانستم که اگر با برنامه های خوب پیش برویم همه بزرگان و موسفیدان فرزندان خود را تشویق و اعلان پشتیبانی می کنند. در مسافرتی که به کابل رفته بودم ، برای اولین بار در جلسه انجمن حضور یافتم ودر ادامه گزارشات که در آن جلسه مطرح شد، من هم چند سخنی اظهار داشتم از صمیمیت و همدلی و همکاری دوستان خیلی خوش حال شدم، باور کردم که ما توانایی کار های خوبی را داریم در اخیر وعده شدم که در فرصت، چیزهایی  در مورد انجمن نوشته خواهم کرد تا اینکه این فرصت فراهم گردید و این نوشته اگر قابل نشر باشد از وبلاگ پیام و آیینه و وبلاگ های دیگر خدمت تمام دوستان نشر خواهد شد، تا بعد از نشر و تحقیقات لازم از کارکرد اعضای انجمن، سپاسگزاری صورت گیرد.

اجازه دهید من و شما ازنگاهی نو، به این انجمن بنگریم، فرض کنیم که انجمن راه تغییر را در پیش می گیرد ببینیم که چه کاری می تواند انجام بدهد.

با نگاهی به اساس نامه انجمن می بینیم انجمن دارای یک نمای کلی است، برای دانستن این موضوع مثالی ساده ی را ذکر می کنم که مثلاً انجمن مثل یک درخت سبز میوه دار است،  هردرختی دارای ریشه، ساقه و برگ های سبز است که در فصل معین حاصل می دهد و اعضای انجمن ببینند که در صف ریشه قراردارند یا در صف ساقه ، برگ های سبز و... باید بدانیم که در کجا قرار گرفتن مهم نیست، مهم خوب عمل کردن در همان جایگاهی است است که  هر کسی در آن قرار دارد.

برخی  اشخاص در انجمن نقش بنیانگذاری (ریشه) را بازی نموده و فعالیت های خوبی را انجام داده اند اما اگر از یک دریچه دیگر بنگریم برخی از همین فعالیت های علمی و آموزشی با آغاز تشکیل انجمن، وبلاگ پیام، تاسیس کتابخانه، مکتب پیام و خیلی از فعالیت های دیگر قابل یادآوری است، مسله مهم اینست که در پهلوی گسترش و ادامه همین فعالیت ها، فعالیت های دیگری هم مطرح هست که می ارزد با درک دقیق  و آگاهانه به آن ها توجه شود.

مثلاً امکان دارد تا انجمن پیام به موسسه پیام تبدیل گردد ، وبلاگ پیام را به سایت پیام ارتقا یابد، گذشته از مکتب پیام، می شود کورس های آموزشی بعداً انستیتوت راه انداخت، تا در آینده شاهد جشن دانشگاه خصوصی پیام باشیم! اگر کمی با تامل بیاندیشیم توانایی بیشتر از این ها را نیز داریم.

 از دوستان که در تاسیس کتابخانه ها گام های فراموش ناشدنی را برداشته اند سپاس ویژه را داریم، اما مهم این است که چگونه کتابخانه ها را برای  همیشه فعال نگهداریم، کتابخانه پیام تازه فعال شده است باید بیندیشیم که چه کتاب ها نیاز است و از کتاب چگونه باید استفاده کرد؟ اما اگر دفتر ما در مناطق مختلف بوجود آید باز در این صورت هر دفتر نیاز به کتابخانه دارد، ضمن آن، میتوانیم که جواز چاپ خانه کتاب و نشرات را اخذ کنیم که در پهلوی کار های فرهنگی و اجتماعی، برای شماری از محصلان کار آفرین نیز باشد که هم ثواب است هم خرچ کریدت موبایل شان بدست می آید، خوبست که این مسله را اعضای انجمن بین خود تامل و تصمیم گیری نمایند!

وبلاگ پیام درست است که تا امروز با نوشته های مختلف از جاهای مختلف خوبتر شده می رود حال فکر میکنم  بعداز پیشنهادات دوستان، برخی مسایل جنبه عملی بگیرد اما از امروز به بعد باید با نشر مقالات عملی تر و با فکر نوتر ادامه یابد، وبلاک ما اگرچند بسنده امروز است اما میشود تبدیل به سایت پیام شود که هر دفتر  احوال و دست آورد انجمن را از آن گرفته تکثیر کند تا برای علاقمندان که دسترسی به انترنت ندارند، نیز قابل ارائه باشد.

یکی دیگر از فعالیت فرهنگی و آموزشی، تاسیس مکتب پیام است اگر ما دیروز توانایی تاسیس مکتب را داشتیم ، امروز توان و استعداد تأسیس کورس آموزشی را داریم از امروز به بعد توان تاسیس کورس های آموزشی در مناطق مختلف را داریم، میتوانیم انستیتیوت عالی تاسیس کنیم تا اینکه دانشگاه خصوصی پیام را در آینده داشته باشیم.

این مسله باید قبلاً روشن شود که آیا فقط فارغین صنف دوازدهم آنهم فقط کسانی که در پوهنتون های کابل ویا در دانشگاه های کابل ثبت نام کرده اند عضو انجمن پیام است که پس از سختی ها ومشکلات اقتصادی و... وقتی از دانشگاه و پوهنتون های کابل فارغ التحصیل شدند و تجربه کم  ویا زیاد از انجمن بدست آورند، آن زمان خود را از عضویت انجمن دور احساس کنند؟ یا کنار می روند یا آنهایکه تا هنوز مانده آنها هم میخواهند با انجمن بای بای بگویند؟ من میدانم که اشخاص گوناگون وجود دارد و هر کدام دلایل قانع کننده ای برای کارهای خود دارند، اما در کنار دلایل خود با استفاده از تجربه هایکه بدست آورده اند  زیباست که خود را بهتر بشناسند.

یکی از محصلان که پوهنتون را خلاص کرده و در جاهای دور و نزدیک هر یک مصروف کارهای روزانه و  روزگار شده اند خودم هستم که اکنون در پوهنتون هلمند به عنوان استاد افتخاری و مدیرعمومی تدریسی مصروف هستم  و همین طور دیگران نیز در جاهای مختلف پراکنده شده اند، سوال این است که ما چگونه می توانیم دوباره یکجا شویم و چه کسی بین ما ارتباط برقرار می کند تا دوباره   مثل دوران پوهنتون پهلوی هم ویکجا شویم؟.

به نظرم راه آسانی وجود دارد که آن را در قالب مثال خوشه ی گندم که از آن بهتر و مهمتر چیزی دیگر بنظرم زیباتر نمی رسد، برای شما بیان می کنم، شما خوشه گندم را در نظر بگیرید که  یک دانه گندم با چه سختی و زحمت نشأ خود را از زمین بیرون می کند چه قدر رنج ها را تحمل می کند ودر مقابل سردی برف زمستان و گرمی تابستان و نرسیدن آب، صبر و حوصله می کند تا سبز می شود و گل می کند و بالاخره به خوشه تبدیل می گردد، زمانی که  دو باره پوست خوشه گندم را از گندم جدا می کنند بعدا هر دانه گندم را جدا جدا در زمین می پاشند ، بعداز مراقبت، دانه های گندم از جاهای مختلف زمین سر بیرون می آورند و سبز میشوند ، آنهایی هم  که سبز نشده و یا سر خود را بیرون نکرده ، روزی سبز می کنند حوصله تنها ماندن را ندارند وقتی یکی از گندم سبز کند دیگران نیز خود به خود  با او سبز خواهد شد !

 زمانیکه سبز شدند طبیعت را زیبا می سازند آن زمان  همه جا زیباست و قشنگ. همه شما دیده اید که یک دانه گندم وقتی خوشه می کند در آن خوشه بیش از 40 تا 50 دانه گندم حاصل دارد که بلند ترین درجه غذای انسان را تشکیل می دهد با در نظر داشت همین مثال خوشه گندم، اعضای انجمن پیام را نیز به خوشه گندم مثال زدم و حامیان انجمن این مثال را در نظر بگیرند، این رسم و قانون موجود زنده و زندگی است. فعلا اگر برخی از اعضای انجمن مثل دانه های گندم پراکنده شده یا هر یک مصروف روزگار خود شده اند با حرکت آگاهانه چند فرد، دیگران نیز سبز خواهند شد این را همه می دانیم که هر یک استعداد و توان خیلی از کار ها ی علمی و فرهنگی و اجتماعی را  داریم چون هر کدام ما هم دانش داریم هم جوان هستیم. دانش و جوانی دو بالی است که انسان را مثل یک پرنده زیبا به بلند ترین و زبیاترین  رویاهای آسمانی به پرواز در می آورد و با هر پرواز اوجی از خوشی ها و لذت ها را نصیب انسان می سازد.

پس باید این مسئله را قبل از هر چیزی حل کنیم که آیا فقط فارغین صنف دوازدهم و دانشجویان مشغول تحصیل در پوهنتون های کابل عضو انجمن پیام است یا همه کسانی که دل شان برای مردم منطقه می طپد، اگر این مسئله حل شود وضعیت انجمن تغییر خواهد کرد از گذشته خوبتر خواهد شد و میدان فعالیت های شان کلان تر و بزرگ تر و جامع تر خواهد شد ، شورا ها و یا کمیته های آن  نیز تغییر خواهد کرد، در آن صورت یک شورای  عالی کل که نظارت کننده تمام شورا و کمیته ها باشد خواهیم داشت  که کار و فعالیت این شورا اساسی تر و مهم تر و دقیقتر و با درک و هوش تیز تر از دیگر کمیته ها خواهد بود در پهلوی کمیته های بر حال، کمیته اجتماعی و فرهنگی؛ کمیته اقتصادی نیز بوجود خواهد آمد، چون خیلی از دوستان با داشتن تخصص فعالیت های خوبی  می توانند مثلا اعتماد پول داران ما را بدست آورده می توانند، دست به تاسیس شرکت های بزرگ تجاری بزنند تا بتوانیم مقدار اجناس لازم کشور را مستقیم از کشور های خارج وارد و یا صادر نمود،  نیاز به ترجمان هم نداریم. یا فابریکه و کارخانه های لازیم را تاسیس کنند و صاحب کار با اعتماد خوبتر به کارکران بنگرند!  چه اشکال دارد که کمیته کارکران توانا داشته باشیم؟ تا کارگران همکار خوبی بین خود شان پیدا کنند چه اشکال دارد که کمیته ویژه زنان یا دختران بوجود بیاید، اگر لازم باشد این مسله با مدیریت لیسه اناث چهل باغتوی پشی مطرح شود. چه اشکال دارد کمیته جوانان، شورای علما، شورای سرمایه داران و دیگر کمیته های مورد نیاز را داشته باشیم و همین طور نماینده گی های انجمن نیز تغیر کند؟

من فکر می کنم که ظرفیت داشتن چندین نماینده گی را داریم ، نماینده گی مرکزی در کابل و یک نماینده گی برای لیسه های چهل باغتوی پشی، یک نماینده گی برای محصلین دارالمعلمین جاغوری ، یک نمایندگی در هرات، یکی در بلخ، یکی در بامیان، یکی در هلمند، یکی در ایران، یکی در استرالیا، یکی در امریکا، یکی در کشورهای اروپا، یکی در عربستان، یکی در هندوستان  و همین طور در بسیار جاهای دیگر که علاقمندان انجمن وجود دارد تا از این طریق روابط خوب علمی،‌آموزشی، تحقیقی،‌تجاری با نهاد های مدنی و دولتی و مردم خود برقرار کنیم.

 میدانم که انجمن فعلا با نهاد های هم توان خود روابط علمی و آموزشی دارند اما توانایی دارد تا با نهاد های دولتی نیز روابط برقرار کنند این خیلی کار سختی نیست، اما باید آگاهانه حرکت کنیم. اکثردوستان از موضوع منوگراف یا پایان نامه مقطع لیسانس پوهنتون بنده که در مورد نهاد های فرهنگی غزنه و نقش آنها در تحولات فرهنگی آینده (2013) بود اطلاع دارند ، من  فهرست آنها را در وبلاگ خودم (شمعwww.shama.blogfa.com ) منتشر کرده ام، در آنجا انجمن علمی، اجتماعی پیام را یکی از بهترین انجمن های ولایت غزنی به حساب آورده ام. نهاد ها و انجمن ها نقش مهم را بازی می کنند ،این انجمن نیز به سهم خود نقش مهم را بازی کرده می تواند فعلا پروژه های مربوط به سال 2013 غزنی را مقام محترم والی ولایت غزنی جناب موسی خان اکبرزاده تمام مسولیتش را به عهده گرفته است و انجمن پیام در برخی مسایل با مقامات غزنی همکاری خوبی کرده می تواند، پشنهاد می کنم که گروهی فعال و آگاه انجمن، با داشتن پلان های منظم و درک توانایی بزرگ خود با مقامات غزنی اعلان همکاری و روابط تحقیقاتی، علمی، آموزشی و هنری داشته باشند و چنین کار نیاز امروز و آینده است. می شود از همین جا شروع کرد اول باید چیزی را به کسی بدهی تا چیزی را برای توبدهد چنانچه ذکر کردم که منوگرافم در مورد نهاد های فرهنگی بود که تلاش کردم تا از نظر کیفیت و کمیت عالی  ترتیب داده شود که ارزش خواندن را داشته باشد که بیش از 100 صفحه نوشته شده اما بعداز بررسی و ویرایش تعداد شان بیشتر نیز خواهد شد اگر لازیم باشد من یک کوپی شان را به دسترس انجمن قرار میدهم تا بعداز نقد و بررسی تصمیم گیرند و اگر ارزش داشت پایان نامه را همرا با پلان های کلان  تقدیم شخص مسول پروژه 2013 کنند و اعلان همکاری نمایند که در قسمت برقراری چنین ارتباط، دوستان فعال ما در غزنی تشریف دارند  میتوانند همکار خوب با ما باشند اما شخصا  در این زمینه هر نوع تلاش که کرده بتوانم در خدمت هستم .

انجمن با انجام این تغییرات تغییر خواهد کرد اما با ضغیف ترین ریاست و مدیریت و نداشتن پلان های زمانبندی شده و نسپردن کار به اهلش، نداشتن روابط سالم و مداوم، درک نکردن نیازمندی های جامعه، عدم کنترول بر کارهای اجرایی معلوم است که انجمن، نمی تواند انجمن خوبی باشد و در این صورت اعتماد سالم بین شان برقرار نمی ماند، اگردرست کنترول نشود درگیر گفتگوهای بی ارزش می شود، اگر معامله های همکاری صورت گیرد، طرف معامله نه نتها کارهای انجمن را ارزان می خرد بلکه آنها را ارزان فروخته و پول را در یک جیب می گذارد و یا دیگری مانور های فریبانه انجام می دهد که در این صورت اصلیت انجمن ازبین می رود و چنین انجمنی آن انجمنی که ما انتظارش داریم نمی تواند باشد.

اما با فعال ترین مدیریت و داشتن هدف های منظم، ضروری و زمان بندی شده، داشتن روابط سالم و دوامدار، کنترول بر اعضاء انجمن ، میتوانیم انجمن مورد نظر خود را داشته باشیم که در آن صورت انجمن جای خود ساختن و دیگران ساختن خواهد شد، انجمن جای بدست آوردن معنویات و مادیات است و در آن صورت خود ما با ارزش تر از پول قرار می گیریم و دوستی واقعی بین ما بصورت دوامدار برقرار می گردد و مشکلات همدیگر را به آسانی درک و حل کرده می توانیم  تمام نیازمندی ها را درک کرده و با همکاری برطرف می توانیم اگر درست پیش رویم خیلی کارهای درست هم منتظر ماست.

در مورد مهاجرین سخنی نگفتم آنها می توانند فعالیت های معنوی ومادی داشته باشند، ضمن کمک مالی، زمینه سازی برای ادامه تحصیل جوانان، برقراری روابط تجاری و دیگر کار خوب که در آینده مطرح خواهم کرد می توانند با انجمن همکاری کنند، اما شاید به نظر برخی  این پلان ها چنان کلان به  نظر بیاید  که  امکان عملی را نداشه باشد اما من عرض می کنم که ما توانایی های بیش تر ازین ها داریم. اگر با دقت مطالعه بفرمایید، درجلسات خورد و کلان خود مطرح فرموده و تحلیل نماید و پلان خوبتر و برنامه های زیبا و ضروری تر را بیابید، در آن صورت بهتر قضاوت می توانید و شما هم راحت تر نظر و فکر تان را با دوستان شریک ساخته می توانید من منتظر نظریات شما هستم، اگر به نظر شما زود نظر داده نتواستم قبلاً پوزش میخواهم چون آن چنان انترنت لازم در این ولایت نیست، اگر هست آن چنان که باید باشد نیست اما کوشش میکنم که نظر همه شما دوستان را داشته باشم.

علی حسین"ظفر"