گزارشی در مورد تغیر چند رسم در جامعه
گزارشی در مورد تغییر رسم و رسوم جامعه
از هادی با هنر
بنده وقتی در تعطیلات عید سعید فطر به منطقه رفته بودم، شاهد تغییراتی در رسم ورسومات جامعه از قبیل کاهش مهمانی های گزاف، هزینه های بلند طویانه و ... بودم. تمامی اقشار جامعه به شکلی از یک نوع تغییر در زمینه رسم و رسومات اجتماعی صحبت می نمودند و با هم دیگر روی بعضی از تغییرات تفاهم و قرار داد نموده بودند که از جمله بنده در دو مورد شاهد عینی بودم.
یکی از موارد تغییر در جامعه که بسیار مهم به شمار می رفت در قسمت خرج طویانه و همچنین کمپل های که در این موارد در مهمانی ها به افراد داده می شود، می باشند که به بهانه های مختلفی از قبیل"خانه طلبی" و" خانه بلدی" به افراد جامعه تعلق می گرفت و هم در روز عروسی بعد از پوشیدن لباس داماد به افراد که در مراسم عروسی اشتراک می نموده بودند، لباس، کمپل، و لنگی میدادند، که این بار من کمتر شاهد این موارد بودم که برای نمونه به دو مورد یکی خانه طلبی که خوانواده عروس را با دوستان شان قبل از عروسی به خانه داماد مهمان می کنند و تمامی دوستان و اقوام خوانواده داماد میزبان این مهمانی می باشند و هم چنین به یک مورد عروسی که در منطقه برگزار شده بود می پردازم.
مورد اول:
در مراسم عروسی محمد بشیر فرزند حسین بخش قریه ماله که با دختر نواب خان قریه شاجوی که در روز های بعد از عید مراسم عروسی شان برگزار شده بود، بنده شاهد کاهش هزینه های اضافی در مراسم عروسی بودم.
بعد از پوشیدن پیراهن عروسی داماد و مبارکبادی دوستان داماد وتقدیم گل به داماد به رسم معمول پدر عروس در یک پارچه سفید که در بین شان یک مقدار پول هم می گزارد، کمر داماد را می بندد و با به آغوش کشیدن داماد عروسی شان را تبریک می گوید؛ پدر عروس (نواب خان)نیز این رسم را انجام داد و بعد پدر عروس(نواب خان) بعد از خوش آمد گوی مهمانان به این عروسی و اظهار امتنان از خوانواده داماد و تمجید دامادش به چند سخن مهم و اساسی پیرامون این عروسی و اینکه وی نخواسته پول گزاف را به مصرف برساند پرداخت و به تمامی اقشار جامعه که در همان محفل عروسی حاضر بودند اعم از روحانیت، موسفیدان، دانشجویان و تمامی مردم جامعه چنین ایراد نمود که مردم شریف قریه چهل باغتوی پشی! بعد از سپاس خدا بیاید کوشش کنیم که به مادیات بیشتر دل نسپریم و به معنویات و انسانیت ارج قائل شویم. من محمد بشیر (داماد من)که امروز لباس عروسی شان را بر تن نموده، مبارکباد میگویم و در ضمن به شما مردم عرض کنم که من بیشتر روی انسانیت فکر کرده ام، نه روی مادیات و پول و دارایی. شاید امروز کسانی باشند که مرا نسبت به این امر که پول بیشتری خرج نکرده ام و لباس زیادی برای دخترم که عروس می شود نخریده ام، مورد نکوهش قرار دهند اما فردا وقتی ببینند که مشکل اجتماعی در این رسم و رسومات ناپسند و هزینه های زیاد نهفته است و شانه های افراد این سرزمین را خم می کند، اندکی سبک شود، مرا تمجید و دعای خیرمی نمایند به این اساس من همان دعای فردا را می پسندم و نکوهش و ناپسند بودن امروزی را خودم تحمل می کنم. وی در ضمن سخنان شان از افرادی جامعه نام برد که برای پرداختن هزینه عروسی سال های زیادی دور از وطن و در آورگی به سر می برند و بعد از آمدن به وطن و هزینه های کمر شکن عروسی به مهاجرت های طولانی دور از پدر و مادر شان و اقارب شان روزگار شان را سپری می نمایند و کسانی هم که ما شاهد آن هستیم برای ادای دین که از نتیجه هزینه عروسی بلند که در جامعه ما بوده در مهاجرت برای همیشه خود و خوانواده اش را ترک گفتند و این دلیلش خرج بلند طویانه و مصارف گزاف عروسی بوده است.
نواب خان در ضمن سخنان شان گفت که من هیچ پولی به عنوان گله از خوانواده دامادم نگرفته ام و هم چیزی خاصی برای دخترم نخریده ام و فقط خوانواده داماد برایش یکمقدار وسایل و لباس خریده است و من حالا می پذیرم که دیگران به من هر چه که میخواهند بگویند اما من فکر می کنم که رواج این رسم و رسوم در جامعه مفید تمام خواهد شد. افراد حاضر همه به سخنان وی گوش فرا میدادند و عده یی به علامت تایید سر هایشان را تکان می دادند و عده یی هم ازینکه در بیرون منتظر رفتن به سوی خوانواده داماد بودند، پاهایشان را به زمین میکوبیدند که هر چه زود تر مردم به سوی خوانواده داماد حرکت کنند. به هر صورت موسفیدان قریه میسه و ماله که منتظر بودند که عروس و داماد را تا خوانواده داماد همراهی نمایند از گفتار نواب خان تمجید و تصدیق نمودند و با دعاییه همه منتظر عروس بودند که به سوی خانه داماد حرکت نمایند. مراسم عروسی اینگونه ساده خاتمه یافت ولی عده یی که هنوز بند رسم و رواج را در خود احساس میکرد از این گونه حرکات و اقدامات آنچنانی پشتیبانی نمی نمودند و خود را جدا از دیگران می پنداشتند.
مورد دوم:
مورد دیگر خانه طلبی بود که در مراسم دوستی در قریه میسه و قلدی صورت گرفته بود. دختر گل محمد زاهدی یکی از اهالی قریه میسه را در قریه قلدی در روز های عید خویشی نموده بودند و به همین لحاظ خوانواده داماد پدر عروس را با اهالی قریه میسه مهمانی این وصلت نموده بودند که این رسم به نام خانه طلبی در منطقه شهرت دارد و قبل از مراسم عروسی خوانواده ی داماد این مهمانی را انجام می دهد که در سابق کمپل های زیادی در این گونه مراسم باید از جانب خوانواده داماد به مهمانان داده میشد ولی در این مهمانی به سبب قرار داد قبلی قریه میسه و ماله و اینکه باید از اینگونه مصارف جلوگیری شود قریه میسه قبل از قبل اعلان نموده بود که ما فقط مهمانی شما را می پذیریم و کمپل و دیگر موارد که قبلا داده می شد، ما نمی پذیریم، از این گونه هزینه ها جلوگیری شده بود.
ما با استقبال گرم قریه قلدی قرار گرفتیم که تمامی جوانان و موسفیدان قریه قلدی به استقبال مهمانان خویش صف کشیده بودند و بعد موسفیدان و خویشان(پدر عروس و داماد)، این وصلت را برای این دو خوانواده نیک و مبارکباد گفتند و از همدلی و یکرنگی همدیگر سخن ها راندند و بعد صرف غذا و تعیین موعد عروسی و هزینه طویانه توسط موسفیدان مراسم پایان یافت و هر دو جانب از همدیگر اظهار قدردانی نمودند و ما با قریه میزبان خویش خداحافظی و به سوی خانه خویش روان شدیم و مراسم خانه طلبی اینچنین با هزینه کم و دل پر از همدلی و یکرنگی خاتمه یافت.