روایتی از دردهای جامعه من
از محمد هادی با هنر
مطالبی که اینجا نگاشته شده است، یک نگاهی از بیرون جامعه می باشد، که تلاش نموده ام وضعیت جامعه خویش را از یک افقی بررسی نمایم؛به نظر می رسد که اگر چنین نگاهی را درجامعه خویش مورد بی توجهی قرار دهیم، دچار بحران بیش از پیش خواهیم شد. من وقتی به جامعه خود مینگرم، زخم های می بینم که اگر التیام نیابد و مداوا نشود، روزی به زخم ناسور تبدیل شده و از علاج و تداوی میگذرد؛ به این لحاظ این چند سطور را خدمت شما سروران گرامی که راه بهبودی جامعه خویش فکر می نمائید و راه چاره می جوئید، یاد آور می شوم، تا از لطف خود به این نگاه هم به عنوان یک دیدگاه توجه نموده و در صورت امکان گام های عملی بردارید:
اجتماع ما در مقایسه با ده سال پیش
در مدت ده سال است که ما متوجه تغییرات گوناگونی در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی  و اقتصادی جامعه خویش بوده ایم، که برخی آنها مناسب و برخی نامناسب بوده است که در این مقاله به ذکر هر دو وجه آن می پردازیم:
1.    تغییر سیاسی: با سقوط دولت طالبان و رویکار آمدن دولت جدید زمینه مناسبی برای مردم ما فراهم آمد و امید های افت کرده از نو امید وار شدند و دانشجویان که از فرط ناامیدی صحنه درس را ترک کرده بودند، دوباره با امید تمام به سوی دانشگاه و ادامه تحصیل در این محیط شتافتند؛ بطور کلی مردم ما از خفقان نجات یافتند، طوریکه در اواخر دوران طالبان امید مردم برای زندگی به صفر"0" نزول کرده بود و هر کسی خیالاتی از آینده مبهم  و ناامیدی بی سر انجام در سر می پروراند؛ خوشبختانه با تحولی در سطح جهان و فروریختن بانک تجارتی جهانی بهانه ای برای شکست طالبان فراهم شد و مردم ما از استکبار این گروه جاهل و مغرور نجات یافتند. پس از فیصله بن، دولت انتقالی تشکیل و بدنبال آن انتخابات ریاست جمهوری راه اندازی شد، که برای اولین بار تمامی مردم افغانستان اعم از زن و مرد آنانیکه واجد شرایط بودند، به پای صندوق های رای شتافتند  تا با رای خویش ریس جمهور آینده کشورش را انتخاب نماید. بعد از انتخاب ریس جمهور با تمام چالش های آن زمینه فرستادن نماینده های پارلمان نیز بواسطه رای آزاد برای تمام مردم افغانستان فراهم شد، طوریکه هر قشر از جامعه بتواند با فرستادن نماینده شان به خانه ملت، درد ها و خواسته های خود را به گوش دولت برساند و یا درچانه زنی های سیاسی که از حقوق حقه شان است مشارکت داشته باشد. برای اولین بار در تاریخ کشور ما زنان در عرصه سیاسی خوب درخشیدند و توانستند که خویشتن را هم درپست ریاست جمهوری و پارلمانی کاندیدا و هم در صورت کامیابی انتخاب شود، که در بخش نمایندگی پارلمانی بسیار خوب درخشیدند، برای اولین بار رای زنان بعنوان یک وزنه در حقوق سیاسی آنان مطرح شد.
2.    تغییرات در سطح اقتصاد: در مدت این ده سال، تغییرات چشم گیری در زمینه اقتصاد در کشور ما و به خصوص برای مردم ما فراهم شد. جامعه ای که قبل از آن اکثرا به زراعت متکی بودند، این اتکا کمتر شد، گرچند فشار طالبان و وضعیت خشک سالی نیز باعث مهاجرت مردم ما گردید. جامعه که سالیان سال اکثرا به زراعت و آنهم در سطح خیلی محدود شان با زمین اندک متکی بودند، در بخش های دیگری از قبیل مهاجرت به کشور های دیگر، سرمایه گذاری داخلی و خارجی، کارکردن در ادارات دولتی و موسسات خصوصی نیز سوق داده شد؛ در کل  درزمینه اقتصادی و مهاجرت چشمگیر مردم ما به خارج و بخصوص کشور های اروپایی، تغییراتی ژرف در سطح زندگی مردم ما پدید آورد، چنانچه در این بخش شاهد تجربه از محصلینی هستیم که دوران گذراندن سطح لیسه شان را در زمانی که در چهل باغتوی پشی لیسه نداشتیم چگونه و با چه مشقتی سپری می کردند، گواه این مطلب می باشد: این دانشجویان  به علت اینکه استطاعت دادن کرایه موتر را نداشتند، در حدود چهار ساعت راه را پیاده از چهل باغتوی پشی تا سنگ ماشه در روز های آغاز هفته و انجام آن طی می نمودند، در ضمن نان خمیر ازخانه شان در اول هفته میآورند  و تلاش می نمودند که تا آخر هفته بتواند کفاف آنها را بنماید تا ازپول نان نانبایی در امان ماند. اگر چه این نان ها به اندازه کافی خشک می شدند ولی مشکلات روزگار و فشار روزگار هم به اینان جرئت خوردن چنین نانی را رضاء می داد. به هر صورت این نشانی از وضعیت محصلینی بودند که پدران شان با درنظرداشت وضعیت اقتصادی شان صلاح دیده بود، پسرانش درس بخوانند، ولی خیلی کسانی دیگر بودند که این استطاعت را هم نداشتند واز همین سبب بعد ازفراغت از صنف نهم  به جهت نداشتن استطاعت مالی برای ادامه تحصیل در جای دیگر، راهی مهاجرت و یا در کنار بقیه اعظای فامیلش در کار های دیگری می پرداختند.
در مقایسه با آن وضع ما شاهد تغییرات چشم گیری هستیم ولی با آن هم مشکلات و عوارضاتی هست که در بخش آن به آن میپردازیم.
3.    تغییرات اجتماعی: در زمینه اجتماعی هم چنان جامعه ما شاهد تغییراتی قابل مشاهده بوده است، که می توان به شیوه های زندگی مردم، شیوه های آموزش و پرورش، امکانات رفاهی و ایجاد مکاتب و ارتقای مکاتب از سطح ابتداییه و متوسطه به لیسه  و هم چنین احداث مرکز صحی اشاره نمود. در زمینه بخش های که پیشرفت چندانی نکرده در بخش های بعدی که شامل عرف و آداب ناپسند در جامعه می شود اشاره می نمایم که از آن در جامعه شناسی به تاخر فرهنگی یاد می شود.
4.    تغییرات فرهنگی: بدون شک تغییرات در عرصه های سیاسی و اقتصادی تغییرات در بخش های فرهنگی را نیز در پی دارد. مهاجرت ها و برخورد ها با دنیای بیرون از این محیط زمینه بیشتر ارتباطات فرهنگی را بوجود آورد. سیستم های ارتباطی و ارتباط جمعی از قبیل تیلفون و تلویزون کاملا در جامعه ما پدیده جدید بود که  در دید افراد جامعه ما تغییراتی را بوجود آورد. آمدن دانشجویان به محیط دانشگاه و ارتباط با گروه های قومی دیگر نیز بر دیدگاه های قبلی آن موثر بوده است. من خودم شاهدم که در صنف نهم معلم ما از آمدن پدیده تازه وارد که در بعضی ساحات وارد شده بود، صحبت نموده و در ضمن از شاگردان پرسید که شما تصویری از تلویزون در زهن خود دارید؟ همگی از سوال استاد اظهار عجز نمودیم و استاد صورت تلویزون را به روی تخته سیاه ترسیم نمود و میگفت تلویزون دارایی چنین شکل و اجزا می باشد. به تعقیب آن کم کمی تلویزون وارد اجتماع ما گردید و کسانی که برای اولین بارتلویزون به خانه شان آورده بودند، ازخانه شان  مراجعین سینما ساخته بودند. یعنی تمام افراد یک قریه در آنجا می رفتند تا ببیند که این تلویزون چه هست و چه را نمایش می دهد؟
تغییرات یاد شده تا کنون تغییراتی بوده که در زندگی اجتماع ما یقینا ضروری  و مهم بوده است ولی طوری که به نظر می رسد این تغییرات کافی نبوده بلکه در کنار این همه تغییرات برخی ارزش های نابجایی نیز در اجتماع ما افزون شده که لازم به تغییر و باز بینی است.
آنچه که روایت درد های جامعه من است
تغییرات در جوامع مختلف نمی تواند یک جانبه باشد. اگر تغییرات در یک بخش از جامعه صورت گرفت و در بخش دیگر آن صورت نگرفت در جامعه شناسی از آن به تاخر فرهنگی یاد می شود. از لحاظ زمانی اگر تغییرات را برای یک دوره خاصی در نظر بگیریم و زمان های دیگر را در نظر نداشته باشیم باز هم تغییرات پایدار و با ثبات نمی تواند باشد. به همین اساس در جامعه ما مواردی دیگری نیز هست، که با وجود این همه تغییر، باز هم که باید بوجود می آمد نیامده است و بخش از جامعه ما را با بحران مواجه ساخته است و یا به اصطلاحی ناموزون ساخته است.
 یکی از موارد تاخرفرهنگی در جامعه ما وضعیت رسم و رواج های مرسوم و سنتی جامعه ماست که همراه با پیشرفت ها در عرصه اقتصادی و ارتباط با دنیای جدید پیشرفت نکرده است؛ آنچه در اینجا شکوه ای از رسم و رواج جامعه ما می آید، هیچ کسی به تنهایی مقصر نیست و به تنهایی تغییر نمی پذیرد. این یک وضعیتی هست که در برهه از زمان در جامعه ما پیش آمده است؛ تلاش براین است تا با مطالعه گذشته گام های بهتر و اساسی تر در راه بهبود وضعیت اجتماع ما از اکنون برداریم.
در حدود بیست سال پیش در زمینه در آمد مردم جامعه ما و مراودات زندگی شان، یکنوع هماهنگی و توازن وجود داشت، یعنی مردم ما با در آمد ناچیز که داشتند می توانستند تمامی مسائل زندگی شان از قبیل رسم و رواج های عروسی، نحوه برگذاری خیرات و فاتحه خوانی و دیگر برخورد های فامیلی شان را با اقتصاد اندک شان تنظیم نمایند؛ با تحول اقتصادی در یک بخش جامعه، نه در همه بخش آن یکباره مصارف طویانه و عروسی بالا رفت. در مراسم فاتحه خوانی برنامه پذیرایی که قبلا با نان" قورتی" و یا "آب گوشت"بود، از پلو و هفت رنگ سر در آورد. پول های هنگفت و بسیار زیادی که جامعه ما تا آن روزگار ندیده بود توسط مهاجرین جامعه ما که با تمام مشکلات دست و پنجه نرم نموده و تهیه نموده بود، پشتوانه ارزش های قبیلوی و سنتی گردید و در جهت نادرست شان به مصرف رسید؛ علاوه بر آن باعث ایجاد رسم های سنگین و کمرشکن برای اکثری فامیلینی شد که مسافر "خارج رفته و یا صحرای" نداشتند. به همین اساس عده یی زیادی که در رسم و رواج های اجتماعی به اصطلاح معروف نتوانستند"یک سر ایغ را بالا بگیرد " به شکلی در جستجویی مکان دیگری بر آمدند. و محیط جدیدی را انتخاب نمودند تا بتواند به شکلی زندگی روزانه شان را بگذرانند. این عمل مهاجرت گرچند از لحاظی مشکل و از جهتی برای جامعه ما مفید تمام شدند، زیرا به هرشکلی از تجربه زندگی در محیط دیگر و برخورد های دیگر باخبر شدند و ساخت و باخت بهتری را در زندگی شان فراگرفتند؛ گذشته از همه اینها یک بخش این مهاجرت ها به خصوص در سالهای اخیر همین رسم و رواج های سنگین و طاقت فرسای عده از هموطن های ما بوده است. رسم و رواج ها ی سنگین جامعه ما چندی پیش سر زبان های همه بود. و شنیدن رسم و رواج های مرسوم جامعه ما افراد بیرون از اجتماع ما را ابهت زده می نمود، چنانچه علاوه بر مصارف عروسی و شیرنی خوری، دادن صد ها کمپل مد شده بود و حتا کسانی که چنین مصارفی را متقبل شده بودند از آن حیث افتخار می نمودند. تعداد افراد جامعه ما از فشار همین رسم و رواج ها به کویته پاکستان نیز مهاجر شدند – جایی که هیچ کاری قابل ملاحظه جز رفتن به "کان کوله" و بیرون نمودن زغال برای افراد جامعه ما وجود ندارد- خیلی کمی به کارهای کاسبی و تجارت مصروف هستند. مردم ما از یک طرف هر روز زخمی از تعصبات و همچنان کشتار های بی رحمانه ای آنان آه و افسوس را  باهمدیگر تکرار می کنند و عزا می گیرند. علاوه بر آن امروز در جامعه ما کسانی هستند که هنوز از رنج بارهای سنگین رسوم و عنعنات نا بجا شکوه دارند و با خاموشی و فشار تمام آن را تحمل می نمایند.
گرچند گذر زمان مردم را متوجه اشتباهات و رسم و رواج های ناپسند می سازد، اما شاید آن زمان شاید خیلی دیر شود و به قولی نوش داروی بعد از مرگ سهراب برسد.
امروز ما درعصری زندگی می کنیم که زمان به سرعت میگذرد و پشیرفت و پسرفت در کشور ها به ثانیه ها محاسبه می شود و پیشرفت یک جامعه نسبت به جامعه دیگر در فاصله های ناچیزی از همدیگر قرار دارد، تصمیم معقول در چنین زمانی باعث تغییر در جامعه ما نیز خواهد شد و دوستانیکه در این مسیرگام بردارد، پاداش شان جهت بهبود وضع اجتماع که خود ارزشی دارد، ضایع نخواهد شد.
ادامه دارد...