تاملی بر جواب و سوالات طرح شده آقای مظفری!

 آقای مظفری سلام بر شما! ازینکه وقت گذاشته و پاسخ به سوالاتم داده اید، متشکرم. بنا بر مشکلات تخنیکی که پیش آمد، بنده دسترسی به انترنیت نداشتم تا مطلب شما را بوقت و زمانش خوانده و در حد توان خویش به سوالات شما پاسخ میدادم. نظر به ازدیاد حجم کار و وظیفه شخصی ام، شاید نتوانم پاسخی قانع کننده و مطلوب به سوالات مطرح شده شما بدهم ولی باز هم بخواطر احترام قایل شدن به سوالات شما و جلب توجه خواننده گان و وادار کردن آنها به مطالعه کردن، نوشتن مطالب و اظهار نظر نمودن پیرامون موضوعات و سوال- جواب مطرح شده، لازم میدانم تا سوالات شما را بصورت مختصر به بحث بنشینم.

   قبل از نوشتن پاسخ سوالات شما، خواهش میکنم اینکه اگر نوشته من به سلیقه شما نخورد، از چماق که روحانیون بصورت همیش بدون تامل و صرف منطق، در مقابل دیگر اندیشان استفاده نموده اند، استفاده ننموده و از آدرس یک مسلمان تکثر گرا که تحمل اندیشه های غیر را داشته و به تنوع ادیان و مذاهب احترام داشته باشند، در قبال نوشته ها برخورد نموده و حکم مطلق بر منطقی بودن دلایل خود و بطلان نظرات دیگران صادر ننمایید!

   اندرباب سوال اول و چند سوال تعقیبی آن خدمت شما عرض کنم اینکه اگر من بصورت مستقیم از مجلس مذهبی اسماعلیه ها، بدون ذکر آدرس شغلی خودم که ذریعه آن دران جلسه مذهبی حضور پیدا کرده بودم، طوریکه شما نوشته اید " شما نيز به عنوان سرپرست موقت پروگرام توزيع اعتبارات  كوچك از افغانستان به تاجيكستان رفته ايد نه به عنوان يك پيرو و مريد آغاخان"، شاید سوال شما طوری دیگری مطرح میگردید و برچسپ اسماعلیه بودن را بر من میزدید. بناً بمنظور رفع سو تفاهم ها، من از وظیفه ام یاد کردم در حالیکه این کار در نفس خود، یک خود نمایی است. گذارش و سوال های مطرح شده من  تنها از محفل مذهبی به اصطلاح اسماعلیه ها "دیـــــــــــــــــدار"بود که دران جلسه، آغاخان با لباس امامت خطاب به پیروانش سخن میگفت نه با متخصصین و مدیران  شبکه انکشافی اش.

برای معلومات بیشتر شما در مورد مذهب اسماعلیه، و پاسخ این سوال" آقاي شفايي! چگونه و به چه دليل اين محفل را محفل مذهبي صرف دانسته ايد ؟ "، به عنوان یک واقعیت موجود عرض کنم اینکه نتیجه هر دیدار آغاخان  و سخنرانی وی دران محفل، سخن های مطرح شده شان بصورت فرمان امام چاپ شده و در همه جماعت خانه های اسماعلیه توزیع میگردد و مثل توضیح المسایل عالی جنابان که مال مستمندان را میخورند و ایرانی بوده، در تهران و یا قم زندگی کرده و هیچ معلومات از شرایط زندگی مردم ما ندارند؛ برای حل مسایل شرعی ما، در دهات های افغانستان رساله میفرستند و مردم ما مطابق فرمان آنها عمل نموده و تقلید مینمایند. فرمان آغاخان نیز در همه جماعت خانه های اسماعلیه قابل اجرا است و بنابرین دلیل من این جلسه را مذهبی میدانم و اگر شما خط بطلان بر مذهبی نبودن این جلسه میکشید، مربوط شماست!

    به ارتباط این اظهار نظر شما "... براي ايشان در شرايط فعلي به عنوان يكي از سي ميلياردر و سرمايه دار مهم دنيا بسيار طبيعي است كه  بحران مالي و اقتصادي جهان را به عنوان مهمترين دغدغه  و تشويش ذهني خود و هر فرد و دولت سرمايه دار و غير سرمايه دار، مطرح كند ... ". آقای مظفری! آیا اظهار نظر پیرامون بحران مالی و بانکی دنیا صرفاً منوط به ملیاردر ها است که نباید از کنارآن خرسوار بگذرد؟ آیا توده ها و مردم  کم در آمد  که شدیداً ازان صدمه مالی، اجتماعی، روحی و روانی میبنیند، باید خاموش نشسته و هیچ اظهار نظر ننمایند؟ آیا غیر میلیاردران  مثلاً یک ملا مکتب یا یک معلم حق آنرا ندارند که به موضوعات اقتصادی بپردازند؟! آیا نمیشد که ایشان در عوض پرداختن به مسایل اقتصادی با عامه مردم، از ثواب مال امام که نقش مهم در ملیاردر شدن اش دارد، صحبت میکردند و میگفتند اگر شما مال امام را بوقتش ندهید، در آتش جهنم میسوزید؟  بناً تعجب من آنطوریکه شما آنرا، سطحی گرفتید، شاید زیاد ابتدایی هم نباشد.

   در باره این نظر که نوشته اید ".... به عنوان يك آدم تحصيلكرده از آغاخان توقعات آنچناني پيدا نمي كرديد و با مشاهده ي يك جلسه از ايشان اين چنين تحت تأثير قرار نمي گرفتيد و آن را تعميم نداده و بعد آن را با مجالس مذهبي ما مقايسه نمي كرديد... "، خدمت عرض شود اینکه به اعتقاد من مقایسه یکی از شیوه های مفید علمی است که بصورت همیش برنامه ریزان، نویسنده گان، تحلیل گران و محققین ازان استفاده نموده و از مقایسه دو کمیت و یا دو پدیده موجود، یکی را اساس قرار داده و در مورد دومی پلان طرح نموده، دست به نوشته های علمی و موثق زده، تحلیل ریشه ای نموده و نتایج تحقیقات شانرا توام با منابع موثق و دقیق به دست نشر میسپارند. بناً به عنوان یک فرد شما لطف نموده این حق را برای من بدهید تا مذهب مورد بحث را با مذهب که شما سنگ نمایندگی آنرا به سینه میزنید، مقایسه نمایم و سوالات را پیرامون آن با جمع که انجمن فرهنگی بنام "پیام" را ساختیم و علاقمندان دیگر وبلاک، مطرح نموده و آنها را وادار به کنجکاوی بیشتر نمایم.  عالی جناب! این مقایسه بوده است که امروز جوامع بشری سیر تکامل خود را پیموده است اگر نه مردم اروپا تا به امروز موجودیت بقه ها را محصول زیر خاک شدن موی گردن اسپ ها میدانستند و یا مردم ما تولید شدن رعد و برق را که به گمان اغلب ریشه در پنداشت های مذهبی و باور های میتافیزیکی شان دارند، محصول حرکت دنیا از یک سر شاخ گاو ماهی به شاخ دیگرش میدانستند؟!

  در رابطه به این سوال شما "... قبل از پاسخ به اين سوال ، بسيارشايسته است كه پرسيده شود منظور شما كدام مجالس مذهبي ما است و از محفل مذهبي كدام رهبر مذهبي ما با پيروان شان سخن مي گوئيد ؟ كدام رهبر مذهبي ما ، محافل مذهبی را  همه ساله در مناطق ما خصوصاً در سالهای اخیر برگذار كرده اند و در آن محافل چه گذشته است كه شما از آن خبر داده و آن را با جلسه ياد شده مقايسه كرده ايد؟... " ، بصورت خیلی خلاصه بنویسم اینکه، من در گزارش ام، صرفاً به مقایسه محافل مذهبی و سخنان مطرح شده درآنها پرداختم نه مقایسه رهبران جهانی  مذهبی! گیروم اگر رهبر مذهبی شیعیان، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (ره) که همیش برای سلامتی شان در مساجد درود میفرستیم، آنهم اگر خدا سری مردم ما رحم کند، بصورت یکبار در محفل مذهبی ما شرکت نموده و با جمال نورانی و روحانی اش، محفل را منور نماید و خداوند به برکت وجود شان از گناهان ما کاسته و ما را جنت فردوس نصیب نماید. مطمئن ام جز شعار مرگ بر آمریکا و نفی اسراییل از نقشه جهانی دنیا، برای رهای ما از گرسنگی و محرومیت و عدم وابستگی جامعه هزاره از نقطه نظر سیاسی به ایران، آنهم از سری نخ مذهب که در دست شان است، سخن دیگری به ارمغان نخواهد داشت! چه رسد به اینکه از شکوفای اقتصادی و کسب تحصیل برای ما حرف بزند و ما ایشان را با کریم آغا خان عمل گرا مقایسه کنیم! محافل که از طرف مجمع طلاب جاغوری در منطقه بر گذار میگردند. مثلاً محفل که در چهل باغتوی عزیز ما بر گذار شد و خوشبختانه که من هم دران مجلس حضور داشتم و شما نیز گزارش مفصل آنرا خیلی وقت در وبلاگت نشر نمودی، برای من و امثال من زیاد سازنده نبود حرف های مطرح شده درانجا برای من، معلمین و حتی شاگردان که اکثریت تقریبا هشتاد درصد اشتراک کننده گان را تشکیل میداد، خیلی تازگی نداشت. با احترام که من به این آیه شریفه " بخور، بنوش و اصراف نکن" دارم، این آیه را از خیلی خورد سالگی به یاد داشتم. محور سخنان حجت الاسلام والمسلمین و اگر اشتباه نکنم ماستر جامعه شناسی، جناب آقای محمد جواد برهانی فقط همین آیه و تفسیر آن بود. خوب بود طلاب عزیز ما  آنطورییکه شما ایشانرا برای حاضرین معرفی نمودید که ایشان در پهلوی رشته تخصصی شان (علوم دینی)، در حوضه علوم اجتماعی نیز صاحب دکتورا و ماستری نیز میباشند، نقش اصراف را از نقطه نظر اقتصادی در عدم بوجود آمدن پس انداز، عدم رشد اقتصادی، ازدیاد بیکاری، افزایش قمت ها، عقب ماندگی، سویه پایین تعلیمی و بی ثباتی منطقه به بحث میگرفت تا آنرا به عنوان یک ماستر و یک جامعه شناس به گناهان کبیره تشبیه میکرد!  

   حال فکر میکنم که سوالات ختم شده و آمدم روی حرف ها و کار کردهای شخصی خود شما، بلی من دقیقاٌ یادم است که در دواخانه عزت الله رضای ما باهم روی شبکه آغاخان بحث داشتیم و من از طریقه خوردن نظرات، جمع آوری مال امام در جماعت خانه های اسماعلیه ها و سرمایه گذاری این منابع پولی و مالی در بانکها و شبکه آغاخان با شما صحبت کردم و یک مزاق که واقعیت دارد، هم کردم که شما را خنده گرفت، آنطوریکه من گفتم اسماعلیه ها یک هزار مال امام میدهد و برابر ده هزار ازان مفیدیت میگیرد در حالیکه مال امام ماها را جمهوری اسلامی ایران در بودجه های عادی و عمرانی شان به مصرف میرساند؛ امیدوارم که یادت مانده باشد. و چیز های که شما در مورد تشویق نمودن دانشجویان برای کسب تحصیلات عالی، نوشته اید کاملا دقیق است و من ازین نظر شما استقبال مینمایم. اینکه شما با حد اقل امکانات خود برای ساختن کتابخانه برای مردم محروم ما کوچه به کوچه و اتاق به اتاق دنبال مسافرین، غرض جلب کمک های مالی شان، گشتید، برای شخص من قابل قدر است و به ارزش اینکار شما زمانی افزوده خواهد شد که در خریداری کتابها تنوع را بصورت جدی در نظر بگیرید و تنها توضیح المسایل وارد نکرده و از موجودیت کتابهای کارل مارکس و لیبرال ها در کتابخانه هیچ خوف نداشته باشید.

جناب آقای مظفری اینکه من در گزارش خود در مورد بعضی از ارزشها مثل نماز، روزه، و غسل جنابت سخن گفته ام، شما آنرا به مفهوم نفی آن در ذهن من تلقی نکنید. اشاره من بخواطر تکراری بودن این ارزش ها بدون تنوع بوده است نه به مفهوم بطلان یا نفی آن.

در اخیر اینکه بخواطر زیادی حجم کارم اگر به تمام سوالات شما اشاره مختصر نکرده باشم، معذرت میخواهم و امیدوارم که شما در نوشته های بعدی، متوجه ام سازید. چیزی دیگر اینکه من ایمیل آدرس شمارا ندارم تا این نوشته را برایت ایمیل میکردم، شما میتوانید پاسخ سوال های خود را از وبلاک پیام کاپی گرفته و به وبلاگ آیینه غرض مطالعه علاقمندان وبلاگ وپاسخ سوالاتت نشر نمایید.

بهروز باشید.

محمد ضیا "شفایی"

November 19, 2008