دوستان محترم و بازدیدکنندگان وبلاگ سلام بر شما :

     مطلب که دز زیر مطالعه میفرمائید از دوست عزیز مان آقای ثاقب بوده که به مناسبت شهادت یک تن از جوانان فعال وزحمت کش و در عین حال دوست شخصی من که اخیراً از طرف دوشمنان و دهشت افگنان به قتل رسیده ، نویشته است  . من بخاطر مسافرتم در خارج از کشور، از موضوع اطلاع نداشتم اما هنگام که ایمل ام را باز کردم متوجه مطلب ذیل شدم که انرا آقای ثاقب بخاطر نشر در وبلاگ پیام برایم فرستاده بود، واقعاً این حادثه برایم تکان دهنده و باور نکردنی است. اخترمحمد یکی از دوستان بسیار نزدیک و صمیمی ام بود من با او بیشترین وقت  زندگی ام را سپری نموده بودم با افکار واندیشه که در رابطه با مردم و میهن‌اش داشت، برایم همیشه قابل تحسین بود او از وجود تعصب و تاریخ پر جنجال و استبداد کشور همیشه رنج میبرد بخاطر مردم اش همیشه می اندیشید و در صدد ارایه خدمت بود. از وضعیت جاری در کشور نهایت رنج می‌برد. به‌هر صورت من در مورد ایشان مطلب را تهیه نموده ام اما بخاطر رعایت نوبت ایجاب میکرد تا مطلب آقای ثاقب را اولتر به نشر بسپارم در ضمن کوشش نمودم تا تصاویر اختر محمد را که با لباس نطامی باشد بخاطر نشر بجز یک قطعه عکس که در اتاق عسکری گرفته است ، بدست اورده نتوانستم در فرصت های آینده تلاش خواهم نمود تا تصاویر بیشتر تهیه کنم. روح اش شاد یاد و خاطره هایش همیشه جاویدانه باد.
لیاقت فروتن





امید وآرزوهای مردم ماروزبه روزنتیجه معکوس رامیدهد
(بازهم شاهدازدست دادن یکی ازخدمت گذاران وطن شدیم! )

از عبدالبصیر ثاقت

وحدت ملی روبه انقراض میرود، تبعیض لسانی ومذهبی روز به روز بیشتر میشود وطن ماهر روز خراب ترمیشود، وخط السیرش را باسرعت تمام به سوی قهقرا می پیماید، ازتمدن وترقی وحشت داریم .بامواد منفجره و وسایل جنگی که دشمن انسانها ست ،عشق میورزیم نزد ما هرمواد منفجره که قدرت تخریبی بیشتر داشته باشد محبوب تراست، وهر اسلحه که درآن واحد، چندین مرمی انسان کش راپرتاب میکند درنزد ما عزیز تراست ، همه باهم جهنمی رابه وجود آوردیم ، وهمه دران میسوزیم اما همه دست بدست هم داده این جهنم لعنتی رامشتعل نگه میداریم، همه ازهم میترسیم ولی همه باهم باتمام نیروتوان میکوشیم تااین ترس ووحشت ما بیشترشود ، فریادهای ماراکسی نمی‌شنود، ناله های ما قلبِ هیچ انسانی رامتاثر نمیکند،هیچ قلبی نیست که ازین صدا ها متاثرشود، همه باهم درلجن زار متعفن فرومیرویم ولی برحال همدیگر میخندیم.  مردم ما درانتخابات دوره قبل بایک شور وهیجان خاص بایک امید وارزوی خاص درپروسه انتخابات شرکت کردند، آنها دران روز آرزو داشتند که باتشکیل دولت جدید بدبختی های چندین ساله ما خاتمه میابد امنیت برقرار میگردد کشورآباد میگردد، زمینه کار برای جوانان مهیا میگردد، کار به اهل کار سپرده میشود، زمینه برای بازگشت مهاجرین آماده میگردد.و دموکراسی به معنی واقعی حکم فرماخواهد شد اما نتیجه چه شد؟.                                                
آنها آرزوداشتند که دولت جدید شان یک دولت باکفایت وسالم خواهد بود ، اماافسوس که این آرزوهاوامیدهای مردم مانتیجه معکوس داد، تمام این رویاها به یاس وناامیدی مبدل گردید. دولت جدید درآغاز به ما وعده بهبود امنیت رامیداد، وعده سپردن کار به اهل کار رامیداد وعده مهیا شدن زمینه کاربه بیکاران رامیداد، وعده بازسازی کشوررابه نحوی خوب وبهتر آن میداد .
اما دیدیم که هیچ کدام این وعده ها جامه عمل نپوشید، وضعیت امنیتی به بدترین حد خودش رسید دزدی ، چپاول، اختطاف وآدم ربای، سربریدن انسان ،تجاوز به اموال حتی به نوامیس مردم به بدترین حد خودش رسید . مردم خسته وستم دیده ماباز هم درمیان دوآتش متخاصم به گروگان گرفته شد، ازیک طرف طالبان خانه های مسکونی مردم را سنگرساخته که درنتیجه نیروهای خارجی دیوانه واربالای منازل ومناطق مسکونی حمله نموده پیرمردان زنان وکودکان مارا شهید میسازد ، وازطرفی هم طالبان مسافرین بی گناه وبی دفاع را در راها از موتر ها پیاده نموده درکنار پوسته های  پولیس سرمیبرند هیچ کسی پیدا نمیشود تاصدای شان رابشنوند وبه فریاد شان برسد
بازهم شاهد شهیدشدن یکی ازخدمت گذاران این وطن هستیم ،بازهم ترور و دهشت افگنی راشاهد هستیم ؛ گرچه جرات نوشتن مطلب مذکور را ندارم، حتی برایم باورنکردنی است ،که باردیگریکی ازخدمت گذاروطن ویکی ازانسان بالیاقت راازمیان خود از دست دادیم. در قدم نخست شهادت اخترجان رابه تمام مسلمانان وخاصتا" به خوانواده شریف شان تسلیت گفته ازبارگاه ایزدتعالی صبرزیاد برای بازماندگانشان خواهانم. شهید اخترجان یک هفته قبل درولایت غزنی ولسوالی واغس جان اش را ازدست داد وباقیان رابه داغش مبتلاساخت . اخترجان درسال 1366 دریک خوانواده متدین درچهل باعتوپشی ( واضح تر قریه قلدی) چشم به جهان گشود به سال 1373 شامل مکتب متوسطه چهل باعتوشده وبعدازاتمام دوره متوسطه شامل صنف دهم درمرکزجاغوری لیسه سلطان مودود شده، وراه علم راتعقیب کرده بعدازبرخورد نابجا استادان وحتی تحقیرکردن (شهید) اخترجان وهم صنفانش به جرم که ازمنطقه پشی بوده تحقیرشده بالاخره مجبور شد تا به ایران مسافرت نماید. بعدازیکسال دوباره به وطن برگشته ودرولایت بلخ ادامه تحصیل داده بعدازفراغت ازصنف دوازدهم درولایت بلخ (مزارشریف ) درامتحان کانکورسال 1386شرکت کرده ، و در رشته اکادمی پولیس ادامه تحصیل داد  که بعداز اتمام ان  شامل مرحله انجام وظیفه وخدمت به وطن شده درقدم نخست به مدت پنج ماه درمیدان هوایی کابل انجام وظیفه کرده .  به علت اشتیاق خاص که داشته وبه علت خدمت کردن به وطن خاصتا" به مردم دورافتاده هزاره ها درولسوالی مالستان ولایت غزنی به مدت دوسال انجام وظیفه کرده بلاخره ارگان مذکوربرادرشهید را درولسوالی قره باغ ولایت غزنی منتقل کرد و بعداز یکسال خدمت درصف پولیس ملی دربخش استخبارات  در ولایت غزنی ولسوالی واغس به مدت چند ماه ایفای وظیفه می‌نمود که سر انجام درشب چهارشنبه ساعت دوبجه شب (1390/06/30) درولسوالی مذکور همراه دیگرخدمت گذاران وطن  برطالبان حمله کرده، درمرحله اول دوشمنان وطن راشکست داده و انان را مجبور به عقب نشینی می‌کنند، تااینکه یک موتررنجرپولیس ملی درتعقیب دوشمنان حرکت کرده با اصابت انفجاربمب مواجه شده موترهمراه باافراد ان شهید شده درقدم بعدی قومندان امنیه همراه شهید اخترجان به دنبال ان افتاده وبه کمین دوشمنان افتاده وشهید شده اند . که درین حمله مجموعا 9 نفرازاقوام ازبک، پشتون ،تاجیک هزاره،  همراه باقومندان امنیه ولسوالی واغس درین حمله جانش راازدست داده . فردای ان شهید اخترجان را دولت درشهرغزنی به دست حاجی جگرن اسماعیل خان تحویل داده وحاجی اسماعیل به هزینه شخصی به جاغوری حرکت میکند . مردم چهل باعتووبقیه دوستان که قریب هفتاد وهشتاد موتربرای استقبال شهید مذکوردرمنطقه (غجور و الیتو ) امده واستقبال کرده ،وشهیدمذکوررابه شب جمعه ساعت شش شام تابه ساعت یازده درچهل باعتوپشی  به خاک سپرد ه شد. (انالیلاه واناالیه راجعون)
جای بسا افتخاراست که چنین انسانهای به دنیاامده ودرراه ازادی وطن ودرمقابل دوشمنان وطن می جنگد؛ وباافتخارجان شرین شانرا درراه وطن ازدست میدهد، بی شک که چنین جوانان که این چنین فکرواندیشه داشته جای و مقام والای دارد . افسوس که چنین جوانان بااحساس باقی نمی ماند . جوانان که برای دیگران وبرای دیگرهم وطن خود حاضر به ازدست دادن جانش است .
بدون شک کشورفعلی ما نیازبه همچو جوانان دلیروشجاع دارد،و به علت موقعیت جغرافیایی واستراژیکی کشورما همیشه تحت توجه ونظرکشورهاوقدرت های استعمارگر ومتجاوزبوده است .که ازطریق های مختلف مستقیم وغیرمستقم باتربیه کردن دوشمنان  مثل طالبان ،... میخواهد که جنگ حکم فرما باشد درین سرزمین ، اما انها نمی فهمد که باچنین جوانان که باایثاروفداکاری وبادادن هزاران شهید این راوظیفه خود میداند که تاازاستقلال حفظ تمامیت ارضی  حفاظت نموده وبرای ترقی وتکامل این مرزوبوم تلاش مینماید   
                                             
دراخیریکباردیگرنوشیدن جام شهادت رابرای ان شهید تبریک وبرای بازماندگان شان  و تمام سوگواران ان خاصتا برای خوانواده محترم شان  تسلیت گفته وازخداوند منان خواهان صبرواستقامت تمنادارم .