به هر حال بنابه تحقيقات که نگارنده در ساحات شرق ولسوالي جاغوري و در ساحات تاريخي و باستاني اين ناحيه نموده، حيات وسيع غارنشيني درين ساحه گوياي حضور اين مردم قبل از دو هزار سال در اين ناحيه ميباشد.
مردم شناسي:
ساکنين اين منطقه اغلب منسوب به چهار قبيلهء آته، يزدري، گري و باغوچري اند. صاحب کشف النسب و سيد مهدي فرخ سه قبيلهء يزدري، گري و باغوچري را منسوب به داي مير کشه (داهي مهر کشه) دانسته و قبيلهء آته، قلندر وغيره را از بقاياي کوشاني ها و هيپتالي ها ميدانند.
به هر حال اسکان و حيات در شرق جاغوري پيشينهء روشن و دور تاريخي داشته، در حاليکه در غرب آن (ساحه زيست دستهء آته و قلندر و پشي) کمتر آثار به جا مانده از حيات غار نشيني به ملاحظه ميرسد.
در سمت جنوب، شرق و شمال اين ولسوالي دسته هاي قبيلوي گري، باغوچري و ايزدري ساکن بوده و در سمت غرب آن مردم منسوب به دستهء معروف به آته سکونت دارند. علاوه بر آن درون آن قبايل اقليت هاي نژادي ديگر نيز زندگي آرام و مرفهء داشته و با آن ساختار ها پيوند عميق اجتماعي و خوني دارند.
بازار ها و مراکز کار، اين گونه پيوند هاي قبيلوي را زير فشار قرار داده و دسته هاي قبيلوي را در کنار هم در يک همسوئي و پيوند جديد و با يک وحدت نظر اجتماعي و همياري اختلاط نموده است.
ازين لحاظ هماکنون از مرکز اين ولسوالي از ساحهء سنگماشه تا بازار غجور، ساختار دسته گي ديگر رنگ کهن قبيلوي را از دست داده و درين ساحه علاوه بر مردم جاغوري، مردم غزني، قره باغ، مالستان، شارستان وغيره هم داراي مايملک ارضي بوده و برادرانه در کنار بوميان اين منطقه زندگي مينمايند.
ساحات باستاني و تاريخي:
اگر پژوهشگري بخواهد در مورد ساحات باستاني جاغوري تحقيق نمايد، حداقل بيش از يک سال وقت ضرورت است، که اين ساحات را با ديد اکادميک و علمي بر مبناي دانش جديد باستان شناسي بررسي و ارزيابي نمايد.
اين ساحات از ناي قلعه (حصار ناي) از سمت غرب کوه گهواره (کوه عاج ابن عنوق) آغاز و تا ساحه به طول حدود 100 کيلومتر تا سعيد احمد و علودال ادامه مييابد.
نگارنده بعد از سال 1385 ه.خ به اين ساحات زير عنوان سير علمي با شاگردان دورهء ليسه معارف جاغوري سر زده و زير عنوان حيات غار نشيني مشاهدات خود را به گونه تحريري و تصويري در قالب فلم و تصاوير روي" سي دي" و "دي وي دي" تا عقرب سال جاري که از ساحهء باستاني پاي دوره ديدار نمودم، ثبت نموده و يا مشاهدات سالهاي پيش را در مجلهء ماهنامهء ديدگاه نسل نو به رشته تحرير در آورده ام.
در اينجا به اختصار بايد گفت، که ولسوالي جاغوري موزيم آثار حيات باستاني و آبدات تاريخي است، که در بسا موارد با باميان قابل مقايسه ميباشد. اما متاسفانه تا کنون غير از نوشته هاي پراگندهء اينجانب، سند ديگري در مورد آن به نشر نرسيده است.
نگارنده در بايگاني اسناد خود حداقل دو هزار تصوير از ساحات تاريخي و باستاني جاغوري گرد آورده، که فقط تصاوير و فلم امسال و آن هم فقط ساحهء کوتل پاي دوره خدمت شما تقديم ميگردد.
اين ساحات باستاني، که از عهد اولين حيات غارنشيني حکايت مينمايد، تا دورهء حاکميت اعتقادي ديانت بوداي در آوان ظهور اسلام و بعد ها انکشاف يافته و تا ختم حيات غار نشيني قصه درازي از کار و کوشش انسان را حکايه مينمايد.
اين نوشته ها از ديدار نگارنده از قلهء کوه باد آسياب (کوه خاکريز) در غرب جاغوري، که در شمارهء اول سال پنجم ماهنامهء ديدگاه نسل نو درج گرديده، تا شمارهء اول سال هفتم آن ماهنامه و مجتمع مسکوني مغاره هاي لالاخيل خدايداد ختم ميگردد.
در اين تسلسل نگارنده از مشاهدات خود از مجتمع عظيم بنام غار شاه در علياتو، برج سهمگين قلعهء سرشار و يا کوه ديدو (ديده بان) ميان علياتو، شار زايده و باريک، که از آن ساحه ذخيرهء بزرگ آب به جا مانده از دست سارقان، تا هنوز در ساختمان ولسوالي جاغوري موجود است، تا قلهء فرود که در کتاب شاهنامهء فردوسي در عهد ساساني ها از آن به تفصيل سخن گفته شده و مزار چوب بي بي، مجتمع مغاره هاي قول شاه مردو، مغاره هاي عظيم چهل زينه در بيده ساي، بويژه سلسله مغاره هاي عهد بودايي در چوپان قول شار زايده، گورستان تاريخي شار زايده، قلندري و غار هاي لومان، ساحات حصار، باريک وغيره هر کدام گنجينهء از زندگي و حيات در عهد باستان است. (مقالات ماهنامهء ديدگاه نسل نو مطالعه شود).
در جريان سه سدهء اخير و حاکميت ملوک الطوايفي و شکل گيري حکومت هاي نسبتاً مدرن، در اين ساحه حصار ها و استحکامات نظامي قابل توجه ساخته شده، که برخي از آنها و از جمله قلعه کهنه ده، نوده، قلعهء نظامي شش برجه (12 برجه)، قلعهء رئيس، قلعه حاجي انور وغيره در مرکز سنگماشه ميتواند ساحات قابل توجه ديگر در کنار آن همه ساحات باستاني وسيع براي جلب و جذب توريزم در جاغوري محسوب گردد. (1)
مشخصات عمومي ولسوالي جاغوري:
ولسوالي جاغوري ساحهء کوهستاني و ناوه هاي زيبائيست، که در سمت شمال آن ولسوالي مالستان و در سمت جنوب آن علاقداري گيلان، ولسوالي مقر و در سمت شرق آن ولسوالي قره باغ و ناور و در سمت غرب آن ولسوالي خاکي ران قرار دارد.
کوهپايه هاي وسيع اين ولسوالي را از لحاظ طبيعي به سي و شش دره و يا ناوه تقسيم نموده است. (2)
که از سمت شرق به طرف غرب قرار ذيل توضيح داده ميشود:
1: لومان: مسکن قبيله باغوچري.
2: شارزايده: مسکن قبيله باغوچري.
3: باريک: مسکن قبيله باغوچري.
4: شغله: مسکن قبيله باغوچري.
5: علياتو: مسکن قبيله باغوچري.
6: خدايداد: مسکن قبيله باغوچري.
7: بوسعيد: مسکن قبيله باغوچري.
8: مهاجرين: ترکيب باغوچري و گري.
10: زيرک: مسکن دسته گري.
11: داود: مسکن دسته گري. 
12: انگوري: مسکن دسته گري. 
13: حوتقول: مسکن دسته آته.
14: دهمرده گلزار: مسکن دسته آته.
15: پاطو: مسکن دسته آته.
16: مسکه (سنگ شانده، تايلوم، کته سنگ، خرکش وغيره): مسکن دستهء آته.
17: بابه: مسکن دسته آته.
18: سعيد احمد: مسکن دسته يزدري.
19: علودال: : مسکن دسته يزدري.
20: الميتو: : مسکن دسته يزدري.
21: چهل دختران: مسکن دسته يزدري.
22: خار بيد: مسکن دسته يزدري.
23: تبرغنک: مسکن دسته يزدري.
24: سبز چوب: مسکن دسته يزدري.
25: ناوه سنگماشه: ترکيب از همه دسته ها.
26: جودري: مسکن دسته آته.
27: جاله: مسکن دسته آته.
28: سياه زمين: : مسکن دسته آته.
29: ابروشان: مسکن دسته آته.
30: چهل باغتوي وقي: : مسکن دسته آته.
31: چهل باغتوي پشي: مسکن قبيلهء خاص.
32: هيچه: : مسکن دسته آته.
33: ششپر: سادات.
34: حيدر: ترکيب باغوچري و گري.
35: سنگماشه.
36: مهاجرين.
از دورهء امير دوست محمد خان تا کنون، اين ولسوالي در ساختار اداري کشور، جا به جائي و تغييرات مختلف را شاهد بوده است.
در آوان نخست جاغوري جزء حکومت هزاره جات بوده و آن روابط در عهد امير شير علي انکشاف يافته و تا تهاجم قوت هاي انگليسي آن وضعيت ادامه يافت.
امير عبدالرحمن براي جاغوري مستقيماً از مرکز فردي را بنام حاکم جاغوري اعزام و کنترول آنرا از دست ملوک هاي طوايف و روساي آن رها و خود بدست گرفت.
در تشکيلات اداري امير عبدالرحمن جاغوري جز از 58 منطقه بود، که توسط يک نفر حاکم و زير نظر نائب الحکومه امير اداره و کنترول ميگرديد.
امير امان الله تشکيلات حکومت هزاره جات را حذف و جاغوري را جزء از ولايت کابل ساخت. در لويه جرگهء پغمان با وجود آنکه جاغوري جزء از ولايت کابل بود، اما 3 نفر نماينده از مردم جاغوري در آن جا حضور داشتند.
محمد نادر تشکيلات ولسوالي جاغوري را بنياد و آنرا جزء حکومت اعلي غزني ساخت. به تدريج در دورهء محمد ظاهر، شاه سابق کلمهء حاکم از ميان برداشته شد و به جاي آن ولسوال جاگزين گرديده و جاغوري بعنوان ولسوالي رسميت يافت.
در دورهء حکومت جمهوري محمد داود و حزب د.خ.ا ، جاغوري همچنان در قالب ولسوالي باقي مانده و مطالبات مردم در مورد ولايت شدن جاغوري حدود نيم قرن است، که بدون جواب مانده است.
يک پروژهء آمريکايي که در سال 1995م سرشماري نسبي را در جاغوري انجام داد و آمار آن در کتاب شناسنامهء افغانستان درج گرديده، اين ولسوالي با مساحت 1854 کيلومتر مشتمل بر 419 قريه و داراي نفوس بيشتر از بسياري ولايات کشور است.
در جريان سال 2008م حدود 106 هزار کارت راي دهي براي افراد بالاتر از سن 18 توزيع گرديده است. اگر آن آمار را به شمول افراد زير سن و افراد بدون کارت راي دهي، مهاجرين، بيجا شدگان وغيره در مجموع به بررسي گيريم، مطابق احصائيه ملل متحد و موسسهء خيريه شهدا ارگنايزيشن نفوس اين ولسوالي به 300 هزار نفر ميرسد.
اگر مطابق آمار دولتي، ولايت غزني داراي 770684 نفر نفوس باشد، ولسوالي جاغوري به تنهايي تقريباٌ نصف نفوس آنرا تشکيل ميدهد.
در يک مقايسهء ديگر با جرات ميتوان گفت، که ولسوالي جاغوري نسبت به تمام ولسوالي ها و حتي بعضي ولايات کشور پر نفوس تر است.
علاوه بر کثرت نفوس ولسوالي جاغوري از دور  افتاده ترين ولسوالي هاي ولايت غزني است، هر گاه شخصي بخواهد از  غوغه به غزني برود، مجبور است يک روز تا مرکز ولسوالي و فردا به مرکز ولايت رهسپار گردد.
در اين حالت او چندين ولسوالي ديگر چون قره باغ ، اندر وغيره را نيز مجبور است زير پاه نمايد.
مسافرين و به ويژه مريض داران و مريضان مربوط اين منطقه براي کار عادي و يا تداوي از آنجايکه در اين ولسوالي امکانات و خدمات رفاهي براي حل مشکلات گوناگون مردم وجود ندارد، لذا مردم براي حل آن مشکلات غرض رسيدن تا مرکز ولايت غزني مصارف هنگفت اقتصادي و خطرات جاني را متقبل گرديده و خود را در آنجا ميرسانند.
شاخصه عمدهء اين منطقه را از نظر جغرافيايي طبيعي اراضي نا هموار و مملو از عوارض کوه هاي مرتفع و دره هاي متصل به هم تشکيل داده و تمرکز متکالف نفوس يک نوع فشار شديد را روي محيط زيست به وجود آورده است.
اراضي نهايت محدود براي زراعت و مالداري، انزوا در چوکات دره ها و دامنه کوهپايه ها، دوري از مراکز اصلي کار و داد و ستد تجاري، عدم موجوديت وسايل و ارتباطات تخنيکي و در کنار آن به ويژه عدم موجوديت يک ساختار موثر و فني دولتي و نبود موجوديـت پلان علمي و مدرن براي انکشاف مناسبات اقتصادي و اجتماعي ساکنان اين ولسوالي را مدام در اضطراب و نگراني نگهميدارد.
زراعت يک فصله غير مطمئين با ابزار آلات ابتدايي و آن هم روي اراضي محدود و آسيب پذير از ناحيه اقليمي، عدم پاسخگويي محيط به تامين مواد سوخت، فشار شديد روي مراتع و علفچرها، فشار رو به ازدياد اقتصاد بازار آزاد روي مشاغل پيشه وري و حرفه دستي و خانگي همراه با عدم موجوديت قواي بشري، ماهر براي تبديل ابزار کار و شيوه توليد نعمات مادي، اين ساختار اجتماعي را در مجموع به يک جامعه غير توليدي و مصرفي به بار آورده است.
از سوي ديگر محيط نا مساعد اقليمي و عوارض طبيعي فعاليت اقتصادي قواي بشري را در اين ناحيه در بسا مواقع تا هفت ماه به رکود مواجه ساخته و قطع مواصلات و ارتباطات اين ناحيه را يک منطقه فراموش شده و منزوي تبديل مي نمايد.
عدم مازاد توليد زراعتي قدرت خريد را درين منطقه به شدت پايين آورده و نيروي کار اين ناحيه را مجبور ساخته تا غرض تامين مايحتاج زندگي شان به فروش نيروي کارش در خارج از منطقه و حتي بيرون از مرز هاي جغرافيايي کشور سرگردان سازند.
محيط نا مساعد اقليمي، غرس اشجار مثمر و غير مثمر را نيز به عدم حاصل دهي و به مشکل دچار نموده، در حاليکه تربيه حيوانات بنا به نبود مراتع و علفچر کافي و بويژه عدم علوفه کافي در ايام سرما منطقه را به عنوان ساحه غير قابل مقايسه با مناطق شمال و يا جنوب کشور ساخته است.
چون اساس کار پيشه وري را زراعت و مالداري تشکيل مي داد، لذا صنايع دستي و کار خانگي که بر مبناي زراعت و مالداري در چوکات آهنگري، زرگري، نجاري، دباغي، خياطي، گليم بافي، نمد مالي، قالين بافي، کفاشي و امثال آن به فعاليت محيطي مي پرداخت، روز به روز از صحنهء فعاليت اقتصادي بيرون ساخته مي شود.
رشد خودسر و بدون برنامه ريزي اقتصادي:
فعاليت تجاري در ولسوالي جاغوري سابقه دور و دراز تاريخي دارد، اين فعاليت در چوکات کار موسمي درازمنهء دور توسط بزازان و تاجران دوره گرد يهودي صورت مي گرفته است، اما بعد ها با شکل گيري کشور اسرائيل آن تيرهء نژادي و ديني منطقه را ترک نموده ولي شيوهء کار را از خود بعنوان يک ميراث باقي گذاشتند.
به تعقيب آن حرکت بزازان و خرده فروشان دوره گرد محلي آن گونه فعاليت را غرض تامين مايحتاج مردم به پيش مي بردند.
در کنار آن دو نيروي خارجي و داخلي جريان ديگري، که آنگونه فعاليت را به شکل معامله پا با پاي و معامله جنس به جنس انجام مي داد، قبايل کوچي بودند.
بدنبالهء آن حرکات به تدريج بازار هاي ساکن ايجاد گرديد. اولين دکان هاي بزازي در ناحيه مرکز ولسوالي ( سنگ ماشه) توسط ملاکين و روساي طوايف، که اضافه توليد زراعتي مالداري ،منگ و  ده يک اربابي داشتند، بنياد گرديد.
به تدريج در دهه 1340 و 1350 ه.خ فروش نيروي کار مردم محلي در خارج زمينه يافته و به تعقيب آن ايجاد دکان و خريد وسايط نقليه، هوتل، سراي وغيره براي طبقات قبلاً محروم نيز فراهم گرديد.
لذا بازارها به گونهء منطقوي انکشاف يافت، چون مرکزيت اصلي شهر و پلان شهري وجود نداشت، آن گونه فعاليت به جغرافياي قبيلوي و دره ها رابطه گرفته و رنگ کاملاً محلي و بدون پلان گرفت.
آماري را که نگارنده از شاروالي ولسوالي جاغوري به گونه رسمي بدست آورده، مربوط به سال 1386 ه.خ بوده، که از آن به بعد در جريان سه سال يقيناً انکشاف %40 بوده است، لذا با در نظر داشت آن موضوع آمار مراکز داد و ستد و بازارهاي محلي و به گونه تقريبي فاصله آن از مرکز ذيلاٌ تقديم مي گردد.
نگارنده بازارهاي فعال در ولسوالي جاغوري را به دو کته گوري تقسيم بندي مي نمايد:
الف: بازار هاي اصلي.
ب: بازار هاي فرعي.
بازار هاي اصلي جاغوري را بازار سنگ ماشه(مرکز)، بازار غجور و بازار ناوه ( انگوري حوتقول) تشکيل مي دهد.
بازار سنگ ماشه اولين مرکز فعاليت داد و ستد تجاري در جاغوري محسوب گرديده و فعالين اين بازار متشکل از تمام مردم اين ولسوالي و حتي تاجران مناطق ديگر نيز مي باشند.
موجوديت مراکز ادارات دولتي و معارف اين بازار را تقويه نموده و آنرا به شکل بازار مادر به وجود آورده است.
بازار غجور در جريان مقاومت عليه اتحاد شوروي پايه گذاري و انکشاف يافته و عمدتاً ساحات وسيع از عشيرهء باغوچري و يزدري را در خود جاي داده است و موقعيت مناسب جغرافيايي ميان ولسوالي ناور و قره باغ دارد.
موقعيت گرهگاهي غجور ميان آن دو ولسوالي و ساحات وسيع مردم به ويژه دارالمعملين و مراکز کارات فرهنگي و فني اين بازار را در موقعيت نهايت مناسب اقتصادي قرار داده است.
بازار سنگ ماشه در شمال غرب و بازار غجور در سمت جنوب شرق درياي جاغوري موقعيت دارد، در صورتيکه هر دو بازار توسط پلان انکشاف کار بازار به پلان انکشاف شهري وسعت داده شود، منظره نهايت زيبا و جالب را به ميان مي آورد.
فاصله حدود 10کيلومتر ميان غجور و سنگ ماشه ميتواند به آساني در يک پلان شهري جاذبهء عام اجتماعي به ميان آورده و سبب انکشاف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي تکامل تاريخي در اين منطقه گردد.
علاوه بر دو بازار فوق الذکر بازار حوتقول و انگوري که آن هم سابقه دور تاريخي دارد، بنا به موقعيت در يک وادي زيبا و پر نفوس که ترکيب اجتماعي آنرا دسته هاي به هم بافته مردم جاغوري تشکيل ميدهد، نظر به موقعيت متصل به ولسوالي گيلان و مقر و نزديکي به سرک عمومي کابل، قندهار محل خاص کار اقتصادي و هوتلداران تلقي مي گردد.
هر کدام از اين سه بازار اصلي در جاغوري بازار هاي ارتباطي و فرعي با خود دارند، مثلاً بازار سنگ ماشه نه تنها منبع اکمال مشتريان خود اين بازار بوده، بلکه به بازار بابه، دکان هاي پراگنده غوغه، هيچه، چهل باغتو پشي، سرچاکه، سياه زمين، ندرتاٌ تبرغنک و الميتو نيز کالا و جنس ارسال مي نمايد.
همچنين بازار غجور به بازار لومان، علياتو، الميتو و دکان هاي پراگنده سيد احمد علودال، ششپر وغيره را نيز در اکمال کالا و جنس کمک مي نمايد.
بازار انگوري علاوه بر اشکه، آسياب و داود به منطقه دهمرده، پاطو، مهاجرين و سنگ شانده هم در اکمال و ارسال کالا همکاري مي نمايد.
ادامه دارد...