قضاوت اشتباه چیست؟

قضاوت اشتباه عبارت از قضاوت های بدون آگاهی و دور از حقیقت افراد در مورد افراد دیگر میباشد .که بدون اینکه به صورت دقیق فرد را مورد مطالعه قرار بدهد. محکوم به شخصیت می کند که دور ازشخصیت اصیل  وی میباشد. این نوع قضاوت ها در جوامع ما مشهود است که به روش های مختلف صورت می گیرد. که عده به یک روش وعده دیگر به روش دیگر به این مشکل مواجه میشوند. مثال زنده این را میبینم که میگوید فلان کاره منطقه شما چنان کار کردند تو هم همان کار را خواهی کرد  یعنی اگر یک فرد از یک منطقه یا یک قشر دست به یک عمل نا به هنجار بزند. مردم تمام آن قشر را و یا همان منطقه را محکوم به آن میکند.و یا اگر یک بچه یک خانواده  در یک اجتماع از بهر هوشی بالا برخوردار است و استعداد خوبی دارد. و در آزمون ها موفقیت بیشتر را از آن خویش میکند. پدر ومادر (خانواده) های دیگر همان اجتماع همان درخاست را از بچه خود دارند. بدون اینکه به  این اصل توجه کند که نه بچه من دیگر است و آن دیگر . و حتی در بیشتر موارد بچه خود را محکوم میکند . که بچی فلانی خیلی قوی است تو چرا نیستی . تو چرا خوب کار نمی کنی. و در موارد خیلی امورات دیگر نیز چنین قضاوت ها به مشاهده میرسد.

این نوع قضاوت  ها یا بصورت قضاوت فرد از روی یکی از خصایص وی ویا  قضاوت جمع از روی یک از افراد همان جمع  صورت میگیرد. قضاوت فرد از روی یکی از خصایص به این مفهوم که یکی از جنبه های شخصیت وی را مورد مطالعه قرار داده و  در مورد کل  شخصیت فرد حکم صادر میکند. حالانکه شخصیت فرد را ما نمی توان با شناخت یکی  از خصایص آن شناخت. مثلا شخصی که در محل کار خود با همکاران خود رویه خوبی دارد ما نمی توانیم بگویم در تمام شرایط و یا هم در خانه همین شخصیت را دارا میباشد. زیرا افراد هستند که در بیرون با یک روش دیگر بر خورد دارند و در خانه روش دیگر را دارند. که در این صورت به نظر همکارکه در کار یک جا کار میکند ، یک شخص بسیار خوب جلوه میکند و لی در خانه همان بد خلق  و تند خو شاید باشد. قضاوت جمع از روی یکی یا چندی از همان اجتماع به این مفهموم که جمعی را به حکم شخصیت یکی از این و یا چندی از این اجتماع محکوم میکند.مثلا جمع که از لحاظ ارتباط فامیلی ویا شغلی به هم مرتبط باشد. ویکی و یا عده از آنها اگر  خلاف کار براید سایر افراد نیز با این دیدگاه محکوم به خلاف کاری میشود. که همان ضرب المثل عام "به امید یک شوم سوخت شار روم" میباشد. تاریخچه این قضاو ت ها وقتی به تاریخچه این موضوع  می نگریم و به گذشته ها بر میگردیم.می بینیم که این ریشه در گذشته دارد.و در گذشته چنین قضاوت ها مروج بوده است. اما این نظریات در  گذشته با توانایی و آگاهی اجتماع زمان  مطابقت داشت. مثلا ضرب المثل عام (مشت نمونه خروار) میباشد. و این یک ضرب المثل سابقه به نظر میرسد. و مردم معتقد بودند که برای شناخت یک اجتماع  و یا یک قشر خاص لازم نیست که ما تمام آن قشر و یا اجتماع را مورد مطالعه  قرار دهیم بنا ءً برای آسانی کار اگر یکی از این افراد را مورد مطالعه قرار دهیم به نمایندگی از همان اجتماع خواهد بود.وخصوصیات سایر افراد، خصوصیات فرد اولی  را نشان خواهد داد.که یک نظریه کاملا اشتباه فعلا شمرده میشود. متاسفانه  عده اکنون هم است که معتقد به این(مشت نمونه خروار) می باشد.درست است شاید در بعضی موارد صدق کند. ولی مشکل ما اینجاست که یک پدیده  را در همه موارد کار میبریم. حتی در مورد آدم ها که اگر یک یا چند نفر ازیک قوم به یک کار ویا عمل مسمی باشد. ولی مابه تمام آنهایکه مربوط به آن قوم باشد،به همه آنها این عمل را نسبت میدهیم. درست است که آدم های کنار ما و یا به عبارت دیگر محیط بالای ما تاثیر دارد. ولی نه به آن چندان که یک فرد تمام عادت و خوی خواص که یک فرد در یک خانواده و یا یک چندین فرد یک عادت را در یک اجتماع دارد ما همه خانواده را محکوم به شخصیت یک فرد خانواده نموده و یا یک اجتماع را محکوم به شخصیت چند تن از اجتماع نمایم. زیرا شخیت ها متفاوت می باشد.و همچنان مزاج را اغلب دانشمندان  و روانشناسان نظر بر فطری بودن اش دارد. و آن را اکتسابی نمی داند که از محیط بدست بیاورد. در این مبحث لازم می بینم که باید در مورد تفاوت های فردی مختصر موضوعات را مطرح کنیم. تفاوت های فردی: آری همه ما هر بار که به ماحول خویش با اندک تأمل بیندیشیم و نگاه کنیم، به این نکته پی میبریم که هیچ فردی یکسان نمی یابیم. حتی تحقیقات که در مورد دوگانگی همسان شده است  آنها نیز با همدیگر تفاوت های دارد. ببینید همانطوریکه ما ظاهرا تفاوت ها را در ظاهر افراد  یعنی در قد وقیافه و اندام چهره می بینیم  همانطور تفاوت های درونی مثل استعداد ،توانایی، برخورد و...را نیز میبینم.یعنی تفاوت های بین  فردی (افراد بین همدیگر با هم متفاوت می باشد.)و تفاوت های درون فردی (افراد در درون خویش متفاوت است.)   افراد استعداد هایش در ارتباط با امورات مختلف متفاوت میباشد.مثلا  یک نفر استعداد اخذ نمره اول را در صنف درسی دارد اما استعداد و توانایی انجام رانندگی را ندارد.و شخصی دیگر میتواند یک مستری موتر خوب باشد اما نمی تواند در صنف درسی به مقام خوب نایل آید. زیرا شاید علاقه آن کار در وی وجود نداشته باشد. و یا هم استعداد همین کار در وی وجود نداشته باشد. ویا شاگرد در مضامین ریاضی قوی باشد ولی مضامین اجتماعی را هضم کرده نتواند و  شخص دیگر در مضامین اجتماعی قوی باشد. و درمضامین ریاضیات مشکل به مشکل مواجه شود . زیرا هوش این افراد با هم متفاوت است.  هیچ دو نفر بامشخصات یکسان حتی دو گانگی همسان را نمی یابیم که شخصیت همدیگر راصدق کند.دو نفر ممکن نسبت به یک چیز یکسان بیندیشد اما نسبت به چیز دیگر متفاوت میندیشد. ممکن علاقه اش نسبت  به یک چیز یکسان باشد اما در تمام موارد هیچگاه یکسان نخواهد بود. و همانطورکه ظاهراً ما با همدیگر تفاوت داریم تمام خصایص درونی و ظاهری  ما با همدیگر  تفاوت دارند. مهم ترین نکته در این مبحث مهم است این است که باید تفاوت های فردی را برای راه چاره این نوع قضاوت ها در نظر داشته باشیم . همین است که باید این موضوع  تفاوت های فردی را بیاد داشته باشیم.اگر به این  نکته  ها توجه داشته و به یاد داشته باشیم هیچگاه ما به قضاوت های اشتباه مبتلا نخواهیم شد.   تاثیرات قضاوت های اشتباه: مهم ترین تاثیر که برای همه  مشخص است این است که ما به هدف که داریم نمی رسیم. و حتی به بی راهه ها میرویم.یعنی این که هدف ما از قضاوت این است تا فرد را بشناسیم. در این گونه تحقیقات (قضاوت های اشتباه) ما نمی توانیم فرد را بشناسیم. فرد که بالایش حکم اشتباه صورت گرفته است این حکم اشتباه تاثیرات بسیار بد بجا خواهد گذاشت. و آن هم اگر به جهت منفی تحکیم شود.اول اینکه آبروی را که با زحمات وتلاش های که کرده است ان همه از بین میرود.آبرو که همه دنبال آن میگردد. و در پی این است که چگونه بتواند جای گاه خود را تثبیت کند. چنانچه شریعتی آبرو را مانند یک دختر باکره میداند که اگر یکبار از دست رفت دیگر بدست آورده نمی شود. لحذا در این جا نیز شخصی را متهم به یک عمل بد کنیم . آیا وی چی کار خواهد کرد؟ در مورد خود تان تجربه کنید. و آن هم در اجتماع امروزی ما، که هستند کسانی که چشم دوخته که چه وقت کسی کار اشتباه را انجام میدهد که متهم اش کنیم. اگرشخصی  خسته های  شیرین زیاد خورده باشدو در میان خسته ها یک خسته تلخ وجود داشته باشد  در اثر خوردن یک خسته تلخ  تمام شیرینی  های خسته های قبلی از بین میرود . و بعد از خوردن خسته های زیاد بعد از خسته تلخ به زحمت ما میتوانیم پس مزه شیرین را بچشیم . خسته تلخ همان قضاوت اشتباه است که تمام خوبی های خسته های شیرین را از بین میبرد. و اگر شخصی تلاش نماید تا آبروی از دست رفته خود بدست بیاورد و به فکراز بین بردن اتهام از شخصیت خود شود خوردن خسته های شیرین پس از خوردن خسته تلخ میباشد. از نگاه روانی تاثیرات منفی زیاد بجا میگذارد. فرد همیشه به فکر این است که چرا و چگونه وی را محکوم به عمل نموده است که اصلا دست به آن عمل نزده و یا هم در حال که مقصر وی خود رانمی داند یک صفت را به وی می پیوندد. همین گفتن کلمه تو نمی توانی که به فرد می گوید چه تاثیر منفی را به جا میگذارد .زمانیکه پدر به پسر خود میگوید که بچه فلانی چنین کار را میکند و تو هیچ کار را نمی توانی چی تاثیر بد دارد.  اولا پسر این فرد از همان فرد دیگر که از وی برایش تعریف شده خوشش نمی آید . و با وی حسادت میکند و تا جای که بتواند مانع رشد آن فرد می شود . دوما ممکن بخاطر منت دادن به وی به ضد هم دیگر کاری را که انجام داده میتواند انجام ندهد زیرا او چنین فکر میکند که اگر تا این مدت این قد ر زحمات را کشیده و نتوانسته است رضایت خانواده خود رابدست بیاورد دیگر هر قدر تلاش نماید بدست نخواهد آورد. و دیگر هر چه تلاش نماید مفت خواهد بود. اگر شخصی  به ناحق به کار ی یا به صفتی محکوم می شود . وی اگر آن کار را انجام داده نباشد انجام خواهد داد زیرا او قبلا از انجام آن کار به دلیل این که دیگران با خبر میشود انجام نمی داد ولی حال که همگی فکر می کنند که وی چنین کار را انجام داده است انجام میدهد. مثلا شوهر که از ارتباط  داشتن خود با زن دیگر به خاطر زن خود که ناگاه زنم بالایم شک کند میترسد و ارتباط برقرار نمی کند . ولی هر گاه زن بالای شوهر خود شک کند دیگر انجام خواهد داد  زیرا او قبلا به خاطر همین که زنش با خبر نشود هیچ چنین کار را انجام نمی داد ولی از اینکه زنش در موردش چنین فکر میکند از این پس انجام خواهد داد. که عواقب بسیار بد دارد. بصورت کل تاثیرات منفی زیاد دارد . و در هر بعد از زندگی تاثیرات خود را دارد که در این جا نمی توان هر یک از عواقب آن را نام برد.

درنتیجه: ما هیچ گاه نباید شخصیت فرد را از روی یک از وجوه   شخصیت وی  بشناسیم. زیرا شخصیت فرد جنبه های متفاوت دارد. و هیچگاه نباید شخصیت های یک اجتماع را از روی یک و یا چند از شخصیت های همان اجتماع بشناسیم. زیرا هیچ شخصیت یکسان وجود ندارد و شخصیت ها با همدیگر متفاوت میباشد.  و در هنگام قضاوت روی افراد تفاوت های فردی را در نظر داشته باشیم.  زیرا نه تنها ما فرد را به حقیقت نمی شناسیم بلکه  عواقب بسیار بد بجا میگذارد. (نوروزعلی "مظفری" دانشجو سال دوم دانشکده روانشناسی وتعلیم وتربیه اثتثنایی دانشگاه تعلیم وتربیه کابل)