سوختاندن قرآن در امریکا و کشته شدن ده ها تن در افغانستان


از محمد اکرم (اکبری )

هرزگاهی دریک گوشه و کنار این کره خاکی کسانی سناریوی را راه اندازی می کند که قسمت دیگر از جهان را تکان میدهد ، و حوادثی را می آفریند که بسیار فاجعه آفرین و سخت دلخراش است ،چنانچه چندی قبل یک کشیش امریکایی قرآن مجید ( کتاب مقدس مسلمانان) را به آتش کشیدند که در واکنش به آن، در پوشش تجمعات خشین به اصطلاح تظاهرات ؛ ده ها نفر بشمول خارجی و داخلی در ولایات بلخ و قندهار  در افغانستان کشته و مجروح شدند ؛ چیزیکه قابل تامل است این است که چنین  عملکرد های نابجا چرا و به کدام انگیزه و برای رسیدن به کدام اهداف راه اندازی میگردد ؟ آیا این عمل شنیع بصورت ارادی توسط همان کشیش امریکایی انجام شده ویا درعقب آن عمل، دست کسانی دیگری دخیل است و یک عمل کاملا" سازمان دهی شده است؟ باالفرض اگر این عمل سازمان دهی شده باشد توسط چی کس ویا کسانی  صورت گرفته و با انجام آن کدام اهداف را میخواهد دنبال کند ؟ و یا حتی این متصور نخواهد بود که کشیش که این عمل را انجام داده خود از جواسیس القاعده و طالبان باشد؟ ؛ با کنکاش موضوع و قضیه ،  این ها  دسته از سوالاتی اند که  دریکطرف قضیه مطرح بوده و  برای کشف حقیقت باید به آنها پاسخ داده شود ،  و همینطور درارتباط به واکنش این موضوع ؛ به اصطلاح تظاهرات که درافغانستان راه اندازی شد  با پیامدهای خونین  قتل و کشتار های و حشیانه و بیرحمانه ده ها انسان ؛ خود به نوبه خویش سوالاتی بیشماری را در ذهن هر انسان ایجاد کرده وکنجکاوی و ناراحتی و اندوه را در ذهن هرفردی که کمی بویی از انسانیت میبرد نسبت به همنوعانش خلق میکند ، که دربرابر چنین عملکرد های و حشیانه همچون قتل و کشتارهای و حشیانه که امریکایی ها و نیروهای ائتلاف هر روز درافغانستان  مرتکب آن میشوند که بعد با یک معذرت خواهی این عملکرد های سیاه شان را پوشش کاذب میدهند؛ مطرح میشوند ، سوال اینجا است که چرا از میان این همه کشور های مسلمان ( مانند عربستان سعودی که محل ظهور دین اسلام است ، ایران که خود را پیشگام کشورهای اسلامی درتقابل با کشورهای غربی و امریکا میداند؛و....) فقط تنها درکشور فقیر و بدبخت افغانستان بنام دفاع از دین و قرآن، تظاهرات از این نوع خشین و وحشیانه که اصلا" نمیشود آنرا تظاهرات نامگذاری کرد- رخ میدهد ؟ چون نمیتوان هیچ نوع توجیهی شرعی و قانونی برای آن دریافت کرد ، زیرا تظاهرات یک حق مدنی است که شهروندان میتواند برای نشان دادن اعتراض شان دربرابر یک عملکرد ؛ از آن با رعایت شرایط آن استفاده نمایند که خود به نفس خودش یک عمل  کاملا" مسالمت آمیز است که این حق درقانون اساسی افغانستان هم به رسمیت شناخته شده که ماده سی و شش (36) قانون مذکور درمورد تصرح نموده به اینصورت " اتباع افغانستان حق دارند برای تامین مقاصد جایز و صلح آمیز، بدون حمل سلاح ، طبق قانون اجتماع و تظاهرات نمایند ". که  بدین ترتیب ، عملکرد های از نوع آنچه در مزار شریف و قندهار رخ داد به هیچ و جه درآن نمی گنجد                                                                                                                                                     
از جانب دیگر سوالاتی طرح میشود که آیا این حرکت های خشونت آمیز که بنام تظاهرات این همه فاجعه آفرید ، از ابتدا یک حرکت وتظاهرات خود جوش بوده و یا یک تظاهرات کاملا" سازمان دهی شده که خشونت و قتل و کشتار را که هدف و برنامه آنها برای رسیدن به اهداف بزرگتر شان بودند، در صدر برنامه هایشان قرار داشته است ؟ که به آن رسیدند! . آیا چی ضمانتی و جود دارد که این مظاهره کنندگان و یا کسانیکه در راس آنها قرار داشتند ، خود از همدستان آن کشیش امریکایی و بادارانش نباشد؟ ،که با این عملکرد هایشان بخوبی توانستند که مقصود آن کشیش امریکایی و بادارانش را که از سوختاندن قرآن مجید مورد هدف داشتنند برآورده سازند ، که درواقع این عده از  افغانها  با این عملکرد شان درنزد آنها مستحق جایزه شناخته شده اند !.  که درآن صورت، آیا این واقعیت را نمیرساند که این مظاهره کنندگان خود و یا کسانیکه این تظاهرات را رهبری و کنترول میکرده  دراین عملکرد شان مستقل نبوده و آنها خود جواسیس ، نوکر و آله دست کسانی دیگری بوده اند ؟                                                        
  اینها همه سوالاتی اند که باید به بحث گرفته شده و دوستان به آن پاسخ ارائه نمایند .  اگر جواب این سوالات مثبت باشد پس به حال این ملت و این مردم ،  بار بار باید گریست ، که تا چی وقت همچون دولتمردان خویش دنباله رو دیگرانند ؟ وفقط بلدند که چگونه احساسات شان را بروز دهند و چگونه خشونت آفرینی کند ، چه خوب خواهد بود که به جای این همه احساسات،  ما تعقل و اندیشیدن پیشه میکردیم و درمورد سرنوشت خود ، همنوطنان و منافع کشور خویش فکرمینمودیم ، تا میشد خدا هم(مطابق به توصیه اش دراین کتاب مقدس "ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیر ما بانفسهم " ) به سرما رحم میکرد  و از این وضعیت  فلاکت بار وابستگی ،گدایی گری و نوکری بیرون میشدیم، و این وقتی امکان پذیر است که مردم ما بجای احساسات و عقل به چشمی، اندیشه و تعقل را درپیش گرفته و بی خود به ساز دیگران آتن نکنند اگر نه همچنان بدبخت خواهیم بود و تا همیشه بدبخت خواهیم ماند، چون ملتی میتواند به عنوان یک ملت با آبرو و با حیثیت  درسطح جهان عرض اندام نماید که از تعقل و خرد کارگیرد و اندیشمند تربیت نمایند . به جاین این همه خشونت، یقینا" زمانی این ملت روی خوشبختی را خواهد دید که روزی به روی جاده ها برآیند و به طرفداری از آگاهی ، هوشیاری ،  بیداری ، اندیشیدن و خرد ورزی  زنده باد ؛  و به نکوهش از  خشونت ، قتل و کشتار ، احساسات بیجا و آله دست بیگانه ها قرار گرفتن مرده باد گویند و به آن عمل نمایند .  به امید آنروز، به این مقال ظاهرا" پایان داده و منتظر نظریات دوستان و پاسخ آنها به سوالات مطروحه درآن میمانم .