مراسم ازدواج یک امر کاملا اجتماعی است
مراسم ازدواج یک امر کاملا اجتماعی است
از محمد هادی باهنر
ازدواج به معنای پیوند دو فردبالغ است که به صورت اجتماعی تایید و به رسمیت شناخته می شود. وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند، خویشاوند یکدیگر می شوند؛ اما ازدواج پیوند گروه وسیع تر از قوم و خویش ها را به هم پیوند می دهد. والدین، برادران، خواهران و سایر وابستگان خونی، از طریق ازدواج بستگان طرف مقابل نیز می شوند. آنچه را که من در این مقاله میخواهم شرح دهم مراسم از دواج است که یک امر کاملا اجتماعی است که نه تنها بر روابط دو خوانواده عروس و داماد تاثیر دارد، که بر روابط اجتماعی به صورت کلی تاثیر دارد. به عبارت دیگر مراسم و شکل ازدواج یک عمل کاملا اجتماعی است که بر تمام افراد همان جامعه به شکلی تاثیر دارند و از ساختار جامعه نیزتاثیر می پذیرد. یعنی مصارف وشکل ازدواج و مهمانی های که به نام های مختلف در ارتباط به ازدواج دو زوج برگزار می گردد بر روابط و شکل های ازدواج در تمامی ناحیه آن جامعه و حتی در ناحیه های همجوار آن جامعه تاثیر می نهند. مردم درباره شکل های ازدواج آن دو زوج در تمامی ناحیه آن جامعه در خوانواده هایشان بحث و تبادل نظر می نمایند و مطابق به سلیقه ها و آگاهی شان آن را تایید و یا نقد می کند و هنگامیکه خوانواده شان با چنین پدیده ای رو به رو می شوند از مدل های موجود در جامعه الگو می گیرند.
درسالهای اخیر جامعه ما شاهد تغییرات در عرصه های گوناگون بوده است، که اغلب این تغییرات در عرصه های مختلف بوجود آمده و پیشرفت های را به همراه داشته است، که می شود از لحاظ فرهنگی و رشد معارف و بالا رفتن سطح زندگی مردم یاد آور شد؛ ولی در پهلوی این تغییرات مثبت ترویج بعضی از الگو ها در جامعه ما مسائل اجتماعی را نیز به بار آورده است، که می شود از جمله این تغییرات به تغییر الگوی مراسم ازدواج اشاره کرد. در نتیجه چنین تغییراتی مصارف ازدواج را در سطح بلند به اشکال گوناگون رشد و تقویت نمود. آنانیکه توقعات پائین در زمینه مراسم ازدواج داشتند، انتظارات شان در مصرف بیشتر شدند.
تغییرات در مصارف ازدواج از زمانی ایجاد شد که عده یی از لحاظ درآمد مالی در سطح متفاوتی با سطوح دیگر جامعه قرار گرفتند؛ این تفاوت بیشتر از زمانی آغاز شد که مهاجرت ها به کشور های همسایه و بخصوص کشور های اروپا و استرالیا و دیگر اقصای جهان صورت گرفت و آنها بعد از مسافرت دوباره به وطن و جامعه شان برگشتند. وعده یی از آنها در مراسم ازدواج شان مصارف هنگفتی را متقبل شدند و سطح انتظارات و توقعات مردم را در باره مصارف بلند بردند. یکباره مصارف ازدواج و مراسم مربوط به آن تغییراتی فاحشی را سبب شدند. این به آن معنا نیست که مهاجرین شکل های ازدواج و مصارف آن را از کشور های دیگر به کشور خود شان آوردند؛ بلکه به این معنا که آنها با وضعیت جدید درآمد که در خارج بودند با وضعیت سنتی جامعه خویش رفتار سنتی کردند
. وقتی با مقدار پولی که در مدتی زحمات و رسیدن به محل کار پر در آمد تر و مرفه تر تهیه کرده بودند،(که چنین نیزنیست) در رقابت با افرادی پرداختند که نه تجربه رفتن به کشور های بیرونی و شاهد شکل های دیگری از ازدواج بودند و نه درآمدی به مثابه آنان داشتند. آنها با بازگشت به محیط قبیلوی خویشتن را از لحاظ اقتصادی و اجتماعی نسبت به دیگران فربه تر و متمایز تریافتند. به این اساس خواستار مراسم ازدواج هر چه با شکوه تر شدند و پول بیشتر را در این راه مصرف کردند؛ گاها پدران شان را نیز با مصرف گزاف شان مفتخر می کردند و مهمانی های بی نظیر را راه می انداختند و کمپل های وزین و گرانبها را نیز به مهمانی شان می بخشیدند.
این مصرف ها و تجملات نه تنها خود شان را با مشکلات مواجه ساختند، که بر قشر وسیعی جامعه شان تاثیر ناگواری گذاشت. جامعه ما که سالیان سال به شکل سنتی و با درآمد معمولی زندگی می کردند؛ جامعه مفلوک که اکثریت آن ها به تهیه لباس و خوراک فرزندان شان گیر مانده اند یکباره با سیل مصرف "بدون آمد" مواجه شدند. یکباره هم وضعیت گذشته را از دست دادند و هم شکلی جدیدی را نتوانستند بیابند.
آنچنان که رقابت منفی مشخصه جامعه سنتی و عقب افتاده است وموارد منفی نیز زود تر رشدمی کند. در میان الگوهای مصارف ازدواج گرچند تنوع الگو ها و جود دارد که ازآن کار گرفته می شود ولی در جامعه ما الگوی برجسته شد که بیشترین مصرف را داشتند. الگوهای دیگر همه در سطح پائین و فراموش شده ماندند و یا اینکه شکل غالب نبودند. به این اساس این تغییر الگو و برجسته شدن الگوی مصارف بلند، مشکلاتی را نیز در جامعه ما بوجود آوردند.
در این بررسی رسم و رواج های قدیمی همراه با تغییراتی که در سطح مهاجرت و ارتباط با جهان خارج بوجود آمد، همه دست بدست هم داده و این مسئله را تشدید نموده است:اول مشکلات که در سنت و رسوم مربوط به ازدواج وجود دارد عبارت اند از انواع مهمانی ها و مصارف به نام های گوناگون و "بانه –شانه" های روز عروسی که سبب شده ما به آن ها تن در دهیم. دومأ تعبیرکه در باره شکل مصرف در جامعه ما خلق شده است. در این تعبیر چنین عقیده بوجود آمده، که اموراتی مانند ازدواج را مسائل کاملا شخصی می پندارد؛ خیال می کنند که خود شان هر چه مصرف کنند سودی و یا ضرری به جامعه شان متوجه نمی شوند؛ عده یی می گویند که "هر که دارد مصرف کند و هر که ندارد صبر بگوید." که حقیقتأ چنین تحلیل های نادرست می باشد.الگو های گران که یک شخص در جامعه می آورد، اغلبا در جامعه سنتی الگوی اصلی می شود.
نشانه های زیادی از مصارف گزاف در جامعه ما وجود دارد که گاهأ سبب شده افرادی قبل از ازدواج از فرط قرض های سنگین که وجود داشته، هیچ به زوجش نرسد و عده یی بعد از ازدواج برای واپس دهی قرض ها وارد دیار غربت شده و دیگر برنگشته است . عده یی هم گریزان و تن نسپردن به ازدواج را به دلیل اینکه از زیر فشار این همه مصارف بر آمده نمی تواند و یا اینکه نمی خواهد خود را درگیر این ماجرا ها کند، پذیرفته است.
دراینجا لازم میدانم تا درد دل کسی را که از رسم های نا بجا و مصرف های گزاف روز عروسی دارد، بیان دارم. کسی که در روز عروسی چیزی جز حساب قرضداری و ایستاد شدن پیش این و آن خاطره به یاد نمی آورد. روزی که باید به پیوند بیندیشد، در گوشه دیوار نه تنها جدای از زوج که جدایی از همه را آروز می کند.
وی داستان را وقتی نقل می کند که اكنون برای وی خاطره شده است. از هنگام عروسی اش اند سالی گذشته است . وی در کنار دیگر خاطرات زندگی اش به داستان روز عروسی اش پرداخت.در چهره شان هنگام نقل این داستان آثار شادی غم پیدا بود. شادی شاید به دلیل این باشد که خاطره یی گذشته است و غم اینکه هنوز اثرات آن در زندگی اش محسوس باشد
. وی چنین یاد آور شد، که روز عروسی من روز تراژیدی زندگی من بود. یعنی قریب بود که زندگی من شکل دیگری را بخود بگیرد و از میان جمع که برای عروسی من آمده بودند ناپدید شوم و در جای دور بروم. هیچ دیگر به اطرافم و محیط که بر من فشار می آورد نبینم و هیچگاهی با این مردم روبرو نشوم. وی از تمام گزرگاه های که در جریان عروسی وجود دارد به شکلی عبور می کند. انواع مصارف که برای طویانه و مهمانی های گوناگون است آزاد می شود. با تمام زحمت و تلاش خرج طویانه را نیز که در جامعه ما گزاف است ،آماده کرده است. احساس می کند که دیگر نباید چیزی در همین روز وی را زجر بدهند و دوباره وی را به فکر قرض گرفتن وادارد. ولی یک مورد شان هم روز عروسی است که به آن
"بانه وشانه" می گوید. وقتی که داماد به خانه عروس می رود تا کار ها را زود تر ردیف کند. مادر عروسش به وی یاد آور می شود که "بانه - شانه" هنوز مانده است ولی وی اظهار می کند که هیچ پولی به جز شیرنی که برای لباس عروسی بیندازم ندارم. ولی آنها با جديت به حرفهايش اصرار مي ورزد، كه اين رسم است و بايد پرداخته شود.
داماد مجبور می شود به دنبال این و آن برای قرض رود
باز هم سراغ کسانی می رود که قبلأ از آنها قرض گرفته بودند و هنوز قرضداری شان را نپرداخته است. ولی باز با تلاش زياد هیچ چیزی دستگیرش نمی شود. دوباره به خوانواده عروس مراجعه می کند و عرض حال می کند که هیچ کسی در چنین وضعیتی به وی پول نداده است. ولی از جانب آنان جواب رد می شنود. وی ناامیدانه برمیگردد، اینبار هیچ کسی را ندارد که به وی پناه ببرد و با آن درد دل کند. پناه جای را میجوید و نمی یابد. قوده(خویشاوندان داماد) در بیرون منتظر اند تا شاهد مراسم لباس پوشی داماد باشند ولی داماد همچنان با خویشتن خویش در جنگ است و ظاهرأ با دیگران احساس مصروف بودن را می دهد ولی نمی تواند با خود کنار بیاید. از انظار عمومی یک کمی دور تر شده و در گوشه دیوار میخزد تا با خودش تصفیه حساب کند. زهنیت های متفاوتی وی را در برگرفته است. میخواهد مجلس را ترک کند و دیگر هیچ به سمت جمعیت بر نگردد. و در جای دور- دور برود.تصمیم واقعأ خطر ناک که قریب شکل و نام وی را برای همیشه تغییر می دهد. ولی باز می گوید که چطور می شود اینهمه جمعیت را رها کرد و عروسی را نیمه تمام گذاشت. هردم با خودش کلنجار می رود. در همین لحظه کسی بدادش می رسد و مبلغ تعیین شده را که خوانواده عروس طلب می کرد به طور قرض می دهد. و این وی را از مسئله قبلی می رهاند و پول را به خسر مادر(مادر عروسش) تسلیم می کند تا مراسم لباس پوشی داماد را آغاز نمایند و وی را رسما داماد نمایند. آری وی لحظه ای خود را آزاد احساس می نماید ولی لحظه دیگر بازخویشتن را اسیر می بیند. بند رسوم و بند قرض دهندگان اش که به انحای مختلف بر وی فشار می آورد. رسوم که باعث می شود هیچ تصمیم دیگری نگیرد و اگر بگیرد سر نوشتش خراب تر می شود.
نتیجه: وقتی در اجتماع زندگی می کنیم به شکلی از امورات جامعه و ساختار جامعه تاثیر می پذیریم و هم تاثیر می گذاریم. این اعمال چه در زمینه مثبت و اساسی باشد و چه در زمینه رقابت های منفی.در زمینه مراسم ازدواج آن چنانیکه تذکر رفت، نیز نمی تواند یک مسئله شخصی و دلبخواهی باشد بلکه ازدواج و مراسم مربوط به آن یک امر کاملأ اجتماعی است. در جامعه سنتی اغلبأ الگو های منفی و گزاف الگوی اصلی قرار می گیرد و زود تر رواج مي شود و دیگران به جای اندیشیدن به امورات اساسي، پشیرفت و بهبودی جامعه خویش، بر سر پیش افتادن در همان الگوی خلق شده خود شان با هم رقابت می کنند و از تمام آنچه در بیرون و محیط ماحول شان می گزرد بی تفاوت و نا آگاه می ماند
درسالهای اخیر جامعه ما شاهد تغییرات در عرصه های گوناگون بوده است، که اغلب این تغییرات در عرصه های مختلف بوجود آمده و پیشرفت های را به همراه داشته است، که می شود از لحاظ فرهنگی و رشد معارف و بالا رفتن سطح زندگی مردم یاد آور شد؛ ولی در پهلوی این تغییرات مثبت ترویج بعضی از الگو ها در جامعه ما مسائل اجتماعی را نیز به بار آورده است، که می شود از جمله این تغییرات به تغییر الگوی مراسم ازدواج اشاره کرد. در نتیجه چنین تغییراتی مصارف ازدواج را در سطح بلند به اشکال گوناگون رشد و تقویت نمود. آنانیکه توقعات پائین در زمینه مراسم ازدواج داشتند، انتظارات شان در مصرف بیشتر شدند.
تغییرات در مصارف ازدواج از زمانی ایجاد شد که عده یی از لحاظ درآمد مالی در سطح متفاوتی با سطوح دیگر جامعه قرار گرفتند؛ این تفاوت بیشتر از زمانی آغاز شد که مهاجرت ها به کشور های همسایه و بخصوص کشور های اروپا و استرالیا و دیگر اقصای جهان صورت گرفت و آنها بعد از مسافرت دوباره به وطن و جامعه شان برگشتند. وعده یی از آنها در مراسم ازدواج شان مصارف هنگفتی را متقبل شدند و سطح انتظارات و توقعات مردم را در باره مصارف بلند بردند. یکباره مصارف ازدواج و مراسم مربوط به آن تغییراتی فاحشی را سبب شدند. این به آن معنا نیست که مهاجرین شکل های ازدواج و مصارف آن را از کشور های دیگر به کشور خود شان آوردند؛ بلکه به این معنا که آنها با وضعیت جدید درآمد که در خارج بودند با وضعیت سنتی جامعه خویش رفتار سنتی کردند
. وقتی با مقدار پولی که در مدتی زحمات و رسیدن به محل کار پر در آمد تر و مرفه تر تهیه کرده بودند،(که چنین نیزنیست) در رقابت با افرادی پرداختند که نه تجربه رفتن به کشور های بیرونی و شاهد شکل های دیگری از ازدواج بودند و نه درآمدی به مثابه آنان داشتند. آنها با بازگشت به محیط قبیلوی خویشتن را از لحاظ اقتصادی و اجتماعی نسبت به دیگران فربه تر و متمایز تریافتند. به این اساس خواستار مراسم ازدواج هر چه با شکوه تر شدند و پول بیشتر را در این راه مصرف کردند؛ گاها پدران شان را نیز با مصرف گزاف شان مفتخر می کردند و مهمانی های بی نظیر را راه می انداختند و کمپل های وزین و گرانبها را نیز به مهمانی شان می بخشیدند.
این مصرف ها و تجملات نه تنها خود شان را با مشکلات مواجه ساختند، که بر قشر وسیعی جامعه شان تاثیر ناگواری گذاشت. جامعه ما که سالیان سال به شکل سنتی و با درآمد معمولی زندگی می کردند؛ جامعه مفلوک که اکثریت آن ها به تهیه لباس و خوراک فرزندان شان گیر مانده اند یکباره با سیل مصرف "بدون آمد" مواجه شدند. یکباره هم وضعیت گذشته را از دست دادند و هم شکلی جدیدی را نتوانستند بیابند.
آنچنان که رقابت منفی مشخصه جامعه سنتی و عقب افتاده است وموارد منفی نیز زود تر رشدمی کند. در میان الگوهای مصارف ازدواج گرچند تنوع الگو ها و جود دارد که ازآن کار گرفته می شود ولی در جامعه ما الگوی برجسته شد که بیشترین مصرف را داشتند. الگوهای دیگر همه در سطح پائین و فراموش شده ماندند و یا اینکه شکل غالب نبودند. به این اساس این تغییر الگو و برجسته شدن الگوی مصارف بلند، مشکلاتی را نیز در جامعه ما بوجود آوردند.
در این بررسی رسم و رواج های قدیمی همراه با تغییراتی که در سطح مهاجرت و ارتباط با جهان خارج بوجود آمد، همه دست بدست هم داده و این مسئله را تشدید نموده است:اول مشکلات که در سنت و رسوم مربوط به ازدواج وجود دارد عبارت اند از انواع مهمانی ها و مصارف به نام های گوناگون و "بانه –شانه" های روز عروسی که سبب شده ما به آن ها تن در دهیم. دومأ تعبیرکه در باره شکل مصرف در جامعه ما خلق شده است. در این تعبیر چنین عقیده بوجود آمده، که اموراتی مانند ازدواج را مسائل کاملا شخصی می پندارد؛ خیال می کنند که خود شان هر چه مصرف کنند سودی و یا ضرری به جامعه شان متوجه نمی شوند؛ عده یی می گویند که "هر که دارد مصرف کند و هر که ندارد صبر بگوید." که حقیقتأ چنین تحلیل های نادرست می باشد.الگو های گران که یک شخص در جامعه می آورد، اغلبا در جامعه سنتی الگوی اصلی می شود.
نشانه های زیادی از مصارف گزاف در جامعه ما وجود دارد که گاهأ سبب شده افرادی قبل از ازدواج از فرط قرض های سنگین که وجود داشته، هیچ به زوجش نرسد و عده یی بعد از ازدواج برای واپس دهی قرض ها وارد دیار غربت شده و دیگر برنگشته است . عده یی هم گریزان و تن نسپردن به ازدواج را به دلیل اینکه از زیر فشار این همه مصارف بر آمده نمی تواند و یا اینکه نمی خواهد خود را درگیر این ماجرا ها کند، پذیرفته است.
دراینجا لازم میدانم تا درد دل کسی را که از رسم های نا بجا و مصرف های گزاف روز عروسی دارد، بیان دارم. کسی که در روز عروسی چیزی جز حساب قرضداری و ایستاد شدن پیش این و آن خاطره به یاد نمی آورد. روزی که باید به پیوند بیندیشد، در گوشه دیوار نه تنها جدای از زوج که جدایی از همه را آروز می کند.
وی داستان را وقتی نقل می کند که اكنون برای وی خاطره شده است. از هنگام عروسی اش اند سالی گذشته است . وی در کنار دیگر خاطرات زندگی اش به داستان روز عروسی اش پرداخت.در چهره شان هنگام نقل این داستان آثار شادی غم پیدا بود. شادی شاید به دلیل این باشد که خاطره یی گذشته است و غم اینکه هنوز اثرات آن در زندگی اش محسوس باشد
. وی چنین یاد آور شد، که روز عروسی من روز تراژیدی زندگی من بود. یعنی قریب بود که زندگی من شکل دیگری را بخود بگیرد و از میان جمع که برای عروسی من آمده بودند ناپدید شوم و در جای دور بروم. هیچ دیگر به اطرافم و محیط که بر من فشار می آورد نبینم و هیچگاهی با این مردم روبرو نشوم. وی از تمام گزرگاه های که در جریان عروسی وجود دارد به شکلی عبور می کند. انواع مصارف که برای طویانه و مهمانی های گوناگون است آزاد می شود. با تمام زحمت و تلاش خرج طویانه را نیز که در جامعه ما گزاف است ،آماده کرده است. احساس می کند که دیگر نباید چیزی در همین روز وی را زجر بدهند و دوباره وی را به فکر قرض گرفتن وادارد. ولی یک مورد شان هم روز عروسی است که به آن
"بانه وشانه" می گوید. وقتی که داماد به خانه عروس می رود تا کار ها را زود تر ردیف کند. مادر عروسش به وی یاد آور می شود که "بانه - شانه" هنوز مانده است ولی وی اظهار می کند که هیچ پولی به جز شیرنی که برای لباس عروسی بیندازم ندارم. ولی آنها با جديت به حرفهايش اصرار مي ورزد، كه اين رسم است و بايد پرداخته شود.
داماد مجبور می شود به دنبال این و آن برای قرض رود
باز هم سراغ کسانی می رود که قبلأ از آنها قرض گرفته بودند و هنوز قرضداری شان را نپرداخته است. ولی باز با تلاش زياد هیچ چیزی دستگیرش نمی شود. دوباره به خوانواده عروس مراجعه می کند و عرض حال می کند که هیچ کسی در چنین وضعیتی به وی پول نداده است. ولی از جانب آنان جواب رد می شنود. وی ناامیدانه برمیگردد، اینبار هیچ کسی را ندارد که به وی پناه ببرد و با آن درد دل کند. پناه جای را میجوید و نمی یابد. قوده(خویشاوندان داماد) در بیرون منتظر اند تا شاهد مراسم لباس پوشی داماد باشند ولی داماد همچنان با خویشتن خویش در جنگ است و ظاهرأ با دیگران احساس مصروف بودن را می دهد ولی نمی تواند با خود کنار بیاید. از انظار عمومی یک کمی دور تر شده و در گوشه دیوار میخزد تا با خودش تصفیه حساب کند. زهنیت های متفاوتی وی را در برگرفته است. میخواهد مجلس را ترک کند و دیگر هیچ به سمت جمعیت بر نگردد. و در جای دور- دور برود.تصمیم واقعأ خطر ناک که قریب شکل و نام وی را برای همیشه تغییر می دهد. ولی باز می گوید که چطور می شود اینهمه جمعیت را رها کرد و عروسی را نیمه تمام گذاشت. هردم با خودش کلنجار می رود. در همین لحظه کسی بدادش می رسد و مبلغ تعیین شده را که خوانواده عروس طلب می کرد به طور قرض می دهد. و این وی را از مسئله قبلی می رهاند و پول را به خسر مادر(مادر عروسش) تسلیم می کند تا مراسم لباس پوشی داماد را آغاز نمایند و وی را رسما داماد نمایند. آری وی لحظه ای خود را آزاد احساس می نماید ولی لحظه دیگر بازخویشتن را اسیر می بیند. بند رسوم و بند قرض دهندگان اش که به انحای مختلف بر وی فشار می آورد. رسوم که باعث می شود هیچ تصمیم دیگری نگیرد و اگر بگیرد سر نوشتش خراب تر می شود.
نتیجه: وقتی در اجتماع زندگی می کنیم به شکلی از امورات جامعه و ساختار جامعه تاثیر می پذیریم و هم تاثیر می گذاریم. این اعمال چه در زمینه مثبت و اساسی باشد و چه در زمینه رقابت های منفی.در زمینه مراسم ازدواج آن چنانیکه تذکر رفت، نیز نمی تواند یک مسئله شخصی و دلبخواهی باشد بلکه ازدواج و مراسم مربوط به آن یک امر کاملأ اجتماعی است. در جامعه سنتی اغلبأ الگو های منفی و گزاف الگوی اصلی قرار می گیرد و زود تر رواج مي شود و دیگران به جای اندیشیدن به امورات اساسي، پشیرفت و بهبودی جامعه خویش، بر سر پیش افتادن در همان الگوی خلق شده خود شان با هم رقابت می کنند و از تمام آنچه در بیرون و محیط ماحول شان می گزرد بی تفاوت و نا آگاه می ماند
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12:59 توسط علاقمندان وبلاک
|