دموكراسي اسلامي؛ از شعار تا حقيقت
دموكراسي اسلامي؛ از شعار تا حقيقت
جمشيد امیری / بخش دوم
جمشيد امیری / بخش دوم
برخی از اندیشمندان اسلامی به دلیل اینکه دموكراسی، پدیدهی غربیست و هرچه مربوط و وابسته به غرب باشد، پلید و نادرست است، دموکراسی را رژیمی سیاسی قلمداد میکنند که منتفیکنندهی بسیاری از ارزشهای دینی اسلامی است. میان اندیشمندان اسلامی در مورد دموكراسی اتفاق نظر وجود ندارد. برخی استدال میکنند که دموكراسی هیچ گونه سازش و هماهنگی با اندیشههای اسلامی ندارد.
آنها استدلال میکنند که غرب به جز نظام دیکتاتوری و دموکراسی، سیستم حکومتی دیگری را تجربه نکردهاند؛ بنابراین هر نظامی به جز دموکراسی، به نظر آنها دیکتاتوری است. به باور آنها در میزان الهی دو نوع حکم وجود دارد: یکی حکم الله «ج» و دیگری حکم جاهلیت. بر این اساس، غیر از حکم خداوند، هر حکم دیگری از احکام جاهلیت است. و چون دموكراسی، حکم الهی نمیباشد؛ بناً در میزان الهی در شمار نظامهای جاهلی قرار میگیرد.
ولی عدهیی دیگر به این عقیده هستند که بسیاری از باورهای دموکراتیک، منافاتی با ارزشها و اعتقادات اسلامی ندارد. برخی از متفکران مسلمان نیز میگویند که اگر دموکراسی را به عنوان ارزش در نظر گیریم، منافات جدی با دین دارد و اگر به عنوان یک روش در نظر گرفته شود، نه تنها که منافاتی با هم ندارند، بلکه سازگاری مثبتی در میان دین و دموکراسی موجود است.
حالا دیدگاه موافقان و مخالفان سازگاری دین و دموکراسی را از منظر دانشمندان اسلامـــی به بررسی میگیــرم. یکی از جدیترین مخالفان نظام ساختهی دست بشر(دموکراسی) سید قطب دانشمند انقلابی مصر میباشد. سید قطب دانشمند مطرح جهان اسلام در شهر کوچکی در استان اسیوط مصر در سال 1906م به دنیا آمد .
او پس از آنکه از سوی وزارت آموزش و پرورش مصر به امریکا فرستاده شد، پس از بازگشت از آن کشور، کتابی را تحت عنوان «امریکایی که من دیدم» منتشرکرد که در آن فرهنگ امریکا را به شدت نقد کرده و آن را افراطی و مادیگرایانه که فاقد هرگونه ارزش معنوی است، توصیف کرد و آن را محکوم نمود.
پس از آن سید قطب به عنوان یک دانشمند مطرح و زبردست جهان اسلام شناخته شد. او در سال 1951 م به اخوانالمسلمین پیوست. وی سه سال بعد همراه سایر اعضای اخوانالمسلمین به اتهام فعالیتهای ضد دولتی دستگیر و روانه زندان گردید. سید در سال 1964 م از زندان آزاد شد و چند ماه بعد به جرم این که در یک تلاش ناموفق برای ترور و سرنگونی حکومت جمال عبدالناصر دست داشت، دوباره زندانی شده و از سوی محکمه به اعدام محکوم گردید.
سید قطب، جامعهی انسانی را به جامعهی جاهلی و جامعهی اسلامی تقسیم نموده است. «وی، جامعهی جاهلی را، جامعهیی میدانست که بر اساس قوانین، اصول و آداب و سننی که توسط بشر بدون توجه به هدایت الهی یا با جهل نسبت به آن به وجود آمده، برقرار و تأسیس گریده است.
به نظر سید قطب، در چنین جامعهیی حرص و طمع و خودبزرگبینی نامحدود بشر، نیروی غالبی میشود که به روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میان اعضایش مستولی شده، و بیعدالتی و استثمار برخی افراد به طبقات، نژادها، یا ملتها توسط دیگران منتهی میگردد.»(1: 141)
سید قطب تمام جوامع موجود را جاهلی میداند. «جوامع کمونستی از نظر سید قطب به این دلیل جاهلی هستند که آنها وجود خدا و دستورات وحی شده خدا را منکر اند. جوامع یهودی و مسیحی به این دلیل جاهلی هستند که تعالیم اصیل و اولیهشان را تحریف کرده اند.
حتا جوامع مسلمان معاصر هم از نظر سید قطب جاهلی هستند؛ چون رویههای اجتماعی و اصول حقوقی آنان بر مبنای تعالیم اسلام بنا نشده اند. و در تضاد با آن تعالیم هستند.» (1: 142)
تمام دغدغهی فکری سید قطب، رهایی جوامع انسانی از جاهلیت است. وی این وظیفه را رسالت کسانی میداند که سرا پای وجودشان را ایمان به خدا و برپایی عدالت در زمین تشکیل میدهد.
وی نجات بشر را در تحقق نظام الهی در زمین جستجو میکند. «اگر این نظام، نظامی آسمانی و الهی باشد، آن مردم پیرو دین آسمانی و الهی هستند، اگر روش و برنامهی آنان ساخته و پرداختهی دست بشر باشد، پیرو دین بشری خواهند بود.»(1: 145) بناً او همهی نظامها و قوانینی را که منشأ الهی و آسمانی نداشته باشند، رد کرده و استدلالهایی با پشتوانهی منطقی و دینی را برای آنها ارایه میدارد.
سید قطب به شدت در مقابل کسانی که کار دین را مربوط به امور اخروی و آن جهانی محسوب میکنند، میایستد و ادعای آنها را مضحک و جاهلانه قلمداد مینماید.
«چگونه ممکن است دین الهی فقط به کار آخرت بپردازد و ارادهی کارهای این جهان را به طرح ها و برنامه های بشری واگذار کند؟ این ادعایی جاهلانه و مضحک است‼ معنای این تقسیمبندی ِاحمقانه آنست که در آفاق پهناور در جهان هستی و در زوایای زندگی بشری فقط یک قسمت محدود و ناچیز، از آن خداوند در اختیار اوست و دیگر قسمتهای بینهایت آن متعلق به خدایی دیگر است.
این سخن به اندازهی کودکانه و خندهآور است که خود طرفداران آن و کسانی که از روی نادانی و غفلت یا براثر تلقین بیگانگان بدان معتقدند نیز اگر اندکی در اطراف آن دقت و تامل کنند، به بیپایگی آن پی میبرند و بدان خواهند خندید..»
( 146:1) سخن سید قطب متوجه همهی کسانی است که به اندیشهی «جدایی دین از سیاست» معتقد اند. او به شدت نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مکتبهای غربی به شمول دموكراسی را جاهلانه تلقی کرده و بدیل آن را، نظامی مسلح و مبتنی بر اندیشههای اسلامی قلمداد میکند.
آنها استدلال میکنند که غرب به جز نظام دیکتاتوری و دموکراسی، سیستم حکومتی دیگری را تجربه نکردهاند؛ بنابراین هر نظامی به جز دموکراسی، به نظر آنها دیکتاتوری است. به باور آنها در میزان الهی دو نوع حکم وجود دارد: یکی حکم الله «ج» و دیگری حکم جاهلیت. بر این اساس، غیر از حکم خداوند، هر حکم دیگری از احکام جاهلیت است. و چون دموكراسی، حکم الهی نمیباشد؛ بناً در میزان الهی در شمار نظامهای جاهلی قرار میگیرد.
ولی عدهیی دیگر به این عقیده هستند که بسیاری از باورهای دموکراتیک، منافاتی با ارزشها و اعتقادات اسلامی ندارد. برخی از متفکران مسلمان نیز میگویند که اگر دموکراسی را به عنوان ارزش در نظر گیریم، منافات جدی با دین دارد و اگر به عنوان یک روش در نظر گرفته شود، نه تنها که منافاتی با هم ندارند، بلکه سازگاری مثبتی در میان دین و دموکراسی موجود است.
حالا دیدگاه موافقان و مخالفان سازگاری دین و دموکراسی را از منظر دانشمندان اسلامـــی به بررسی میگیــرم. یکی از جدیترین مخالفان نظام ساختهی دست بشر(دموکراسی) سید قطب دانشمند انقلابی مصر میباشد. سید قطب دانشمند مطرح جهان اسلام در شهر کوچکی در استان اسیوط مصر در سال 1906م به دنیا آمد .
او پس از آنکه از سوی وزارت آموزش و پرورش مصر به امریکا فرستاده شد، پس از بازگشت از آن کشور، کتابی را تحت عنوان «امریکایی که من دیدم» منتشرکرد که در آن فرهنگ امریکا را به شدت نقد کرده و آن را افراطی و مادیگرایانه که فاقد هرگونه ارزش معنوی است، توصیف کرد و آن را محکوم نمود.
پس از آن سید قطب به عنوان یک دانشمند مطرح و زبردست جهان اسلام شناخته شد. او در سال 1951 م به اخوانالمسلمین پیوست. وی سه سال بعد همراه سایر اعضای اخوانالمسلمین به اتهام فعالیتهای ضد دولتی دستگیر و روانه زندان گردید. سید در سال 1964 م از زندان آزاد شد و چند ماه بعد به جرم این که در یک تلاش ناموفق برای ترور و سرنگونی حکومت جمال عبدالناصر دست داشت، دوباره زندانی شده و از سوی محکمه به اعدام محکوم گردید.
سید قطب، جامعهی انسانی را به جامعهی جاهلی و جامعهی اسلامی تقسیم نموده است. «وی، جامعهی جاهلی را، جامعهیی میدانست که بر اساس قوانین، اصول و آداب و سننی که توسط بشر بدون توجه به هدایت الهی یا با جهل نسبت به آن به وجود آمده، برقرار و تأسیس گریده است.
به نظر سید قطب، در چنین جامعهیی حرص و طمع و خودبزرگبینی نامحدود بشر، نیروی غالبی میشود که به روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میان اعضایش مستولی شده، و بیعدالتی و استثمار برخی افراد به طبقات، نژادها، یا ملتها توسط دیگران منتهی میگردد.»(1: 141)
سید قطب تمام جوامع موجود را جاهلی میداند. «جوامع کمونستی از نظر سید قطب به این دلیل جاهلی هستند که آنها وجود خدا و دستورات وحی شده خدا را منکر اند. جوامع یهودی و مسیحی به این دلیل جاهلی هستند که تعالیم اصیل و اولیهشان را تحریف کرده اند.
حتا جوامع مسلمان معاصر هم از نظر سید قطب جاهلی هستند؛ چون رویههای اجتماعی و اصول حقوقی آنان بر مبنای تعالیم اسلام بنا نشده اند. و در تضاد با آن تعالیم هستند.» (1: 142)
تمام دغدغهی فکری سید قطب، رهایی جوامع انسانی از جاهلیت است. وی این وظیفه را رسالت کسانی میداند که سرا پای وجودشان را ایمان به خدا و برپایی عدالت در زمین تشکیل میدهد.
وی نجات بشر را در تحقق نظام الهی در زمین جستجو میکند. «اگر این نظام، نظامی آسمانی و الهی باشد، آن مردم پیرو دین آسمانی و الهی هستند، اگر روش و برنامهی آنان ساخته و پرداختهی دست بشر باشد، پیرو دین بشری خواهند بود.»(1: 145) بناً او همهی نظامها و قوانینی را که منشأ الهی و آسمانی نداشته باشند، رد کرده و استدلالهایی با پشتوانهی منطقی و دینی را برای آنها ارایه میدارد.
سید قطب به شدت در مقابل کسانی که کار دین را مربوط به امور اخروی و آن جهانی محسوب میکنند، میایستد و ادعای آنها را مضحک و جاهلانه قلمداد مینماید.
«چگونه ممکن است دین الهی فقط به کار آخرت بپردازد و ارادهی کارهای این جهان را به طرح ها و برنامه های بشری واگذار کند؟ این ادعایی جاهلانه و مضحک است‼ معنای این تقسیمبندی ِاحمقانه آنست که در آفاق پهناور در جهان هستی و در زوایای زندگی بشری فقط یک قسمت محدود و ناچیز، از آن خداوند در اختیار اوست و دیگر قسمتهای بینهایت آن متعلق به خدایی دیگر است.
این سخن به اندازهی کودکانه و خندهآور است که خود طرفداران آن و کسانی که از روی نادانی و غفلت یا براثر تلقین بیگانگان بدان معتقدند نیز اگر اندکی در اطراف آن دقت و تامل کنند، به بیپایگی آن پی میبرند و بدان خواهند خندید..»
( 146:1) سخن سید قطب متوجه همهی کسانی است که به اندیشهی «جدایی دین از سیاست» معتقد اند. او به شدت نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مکتبهای غربی به شمول دموكراسی را جاهلانه تلقی کرده و بدیل آن را، نظامی مسلح و مبتنی بر اندیشههای اسلامی قلمداد میکند.
ادامه دارد...
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 14:13 توسط علاقمندان وبلاک
|