دموكراسي اسلامي؛ از شعار تا حقيقت
دموكراسي اسلامي؛ از شعار تا حقيقت
جمشیدامیری/بخش اول
در کشورهای در حال توسعه که اکثر کشورهای اسلامی را نیز شامل میشود، دیدگاهها و ملاحظات گوناگونی دربارهی تحقق دموكراسی مطرح گردیده و نظر واحدی در زمینهی فوق وجود ندارد. مهمترین راهکردها و نظریات دربارهی دموكراسی در این کشورها به چند دستهی زیر خلاصه میشود:
ـ عدهیی شتابان حکم میکنند که بدون تعلل و تلف کردن وقت برای تحقق دموكراسی باید گام برداشت. و نباید فرصت لازم در زمینهی نهادینهسازی آن را از دست داد؛ زیرا دموکراسی بهترین گونهی نظام سیاسی است که با ارزشهای دینی و عقیدتی اسلام هم سازگاری دارد، پس در راستای نهادینه شدن آن باید جدی باشیم.
ـ به باورعدهی از تیوریپردازان سیاسی و دینی دموكراسی نمیتواند در یک چارچوپ منظم و واحد با ارزشهای اسلامی قرار گیرد؛ زیرا دموکراسی نظام لاییک میباشد و بنابرین، از نظر دین و ارزشهای دینی منتفی است.
ـ تحلیل آخر این است که دموكراسی به مثابه نظام سیاسی ایدهآل، باید الزاماً با در نظرداشت خرد و منطق در صدد تحقق برنامهها و راهبردهای دورنمایی این نظام سیاسی برآییم. البته در نظر گرفتن ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... کشوری که قرار است دموكراسی را در خود نهادینه سازد، در برخورد با دموکراسی ضروری و الزامی است.
فرضیات فوق را در زیر به صورت مشروح تبیین میکنم و امیدوارم بتوانم به صورت کلی دیدگاه اسلام را در مورد دموكراسی به اختصار روشن سازم.
کسانی که به سازگاری اسلام و دموکراسی باور دارند، برای اثبات نظریهی خودشان به آیات قرآن متوسل میشوند و آن را دال بر هماهنگی اسلام و دموکراسی میپندارند. بسیاری از آیات قرآن برای مردم گوشزد مینماید که از حکامی که به ارزشهای اخلاقی و دینی شما ارج قایل نیست، اطاعت نكنید و آنها را از قدرت به زیر کشید.
به طور نمونه چند آیت قرآن کریم را تذکر می دهم: «ولا تطع من اغفلنا قبله عن ذکرنا واتبع عن هوا وکان امره فرطاً». (کهف-28) ترجمه: تبعیت مکن کسی را که قلبش را از یاد خود غافل کردهایم و او تابع هوای نفس خود است و به تجاوز و تبهکاری مشغول است.
و همچنان خداوند در قرآن کریم میفرماید: «إن الله یأمرکم أن تودوا الاامانات إلی أهلها وإذا حکمتم بین الناس أن تحکموا باالعدل» (نساء-58) ترجمه: خدا به شما فرمان داده که امانتها را حتماً به صاحبان شان باز دهید و چون حاکم بین مردم شوید، به عدالت داوری کنید.
اسلام به مثابهدین الهی برای رهنمایی و نجات بشریت از جهل، نادانی و گمراهی انسان و نشان دادن حق و باطل برای وی آمده است. در حال حاضر بسیاری از انسانهای جهان پیرو اصول و اساسات این دین میباشند. اسلام دین آسمانی است که تمامی ساحات زندگی انسانی اعم از اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... را دربر داشته و هیچ چیزی در حیات انسان رخ نمیدهد مگر این که حکم آن در اسلام وجود دارد.
این حکم یا با نص صحیح و دقیق و صریح بیان شده، یا به یاری اجتهاد از قواعد کلی و مفاهیم اساسی دین به دست میآید، که هدف اساسی دین مقدس اسلام سعادت دنیا و آخرت انسان میباشد.
در نظام جهانی روشهای گوناگونی برای پیشبرد امور سیاسی و حکومتداری به وجود آمده که دیدگاه اندیشمندان و متفکرین اسلام در زمینهی آنها ضروی و مهم است. در این نبشتهي كوتاه نظریات دانشمندان اسلامی را در مورد این که اسلام و دموکراسی در تضاد با همدیگر هستند، و یا میشود میانشان هماهنگی و نکات مشترکی را در یافت کرد، بررسی میکنم.
در مورد ارتباط اسلام و دموکراسی دو نظریه وجود دارد: بعضی از دانشمندان معتقد اند که دموكراسی، غربگرایی و آزادی بیش از حد را بهبارمی آورد که سبب ایجاد چالش برای ارزشهای اسلامی میگردد. ولی عدهیی دیگر معتقد اند که یک کشور اسلامی میتواند بدون این که غربی گردد، دموکراتیک باشد و ارزشهای اسلامی خود را نیز حفظ کند.
از سوی بنیاد تحقیقاتی آسیا در سروی که در سال 2007 م انجام داده است، ازمردم افغانستان پرسیده شده بود که: 1- آیا دموکراسی، ارزشهای اسلامی را به چالش می کشاند یا 2- دموکراسی همچنان میتواند اسلامی باشد.
در پاسخ 29 درصد مردم افغانستان به این باور بودند که دموكراسی ارزشهای اسلامی را به چالش میکشاند؛ اما اکثریت مردم افغانستان (66 درصد) مردم به این باور بودند که دموكراسی میتواند اسلامی باشد.
هدف از این بحث این است که چون اکثریت مطلق مردم افغانستان مسلمان هستند، بنابرین اگر دموکراسی در تقابل با ارزشهای دینی قرار داشته باشد، پس امکان تحقق آن در این کشور غیرممکن به نظر میرسد
ادامه دارد...